X
تبلیغات
سایت تخصصی قاریان قرآن تبریز

 

ابن سينا نخستين كسي است كه پس از اسلام، از وي در باب موسيقي به زبان فارسي كتابي باقي مانده است. اين، همان كتاب «النجاة» است كه شاگرد او، ابوعبيد جوزجاني، ترجمه كرده و آن را «دانشنامة علايي» نام نهاده است. ابنسينا در «دانشنامة علايي» از مطالعه بر روي ساز «رباب»، فواصلي را كه در ايران قديم رواج داشت و بهتدريج به فراموشي سپرده شده بود، مورد توجه قرار ميدهد، و براي نخستين بار در صدد احياي آن برميآيد. 
نوشتههاي ابنسينا دربارة موسيقي، به لحاظ روششناسي، از درجة نخست اهميت برخوردار است. چنانكه از آثار او، بويژه از «جوامع علم الموسيقي» آشكار است، از نقل مطالب آميخته به تخيل و داستانهاي اساطيري پرهيز ميكند. امتياز ديگر آثار ابنسينا، محاسبات دقيقي است كه وي در اثر گرانقدر خود، «جوامع» به كار برده، و در حقيقت جنبة نظري و علمي، موسيقي را به عنوان دانشي دقيق، مورد توجه قرار داده است. بدين جهت، اگر گفته شود كه آنچه وي دربارة ابعاد و نسبتهاي موسيقايي آورده يا دقتي كه در بيان تعاريف بنيادي موسيقي به كار برده، در نوع خود بينظير يا كمنظير است، مبالغه نكردهايم. افزون بر اين، وي توجه ويژهاي به موضوع موسيقي شعر و مقايسة اين دو هنر با يكديگر دارد. فارمر، ابنسينا را نظريهپردازي بزرگ مينامد، و امتياز اصلي او را، در پرداختن به جنبههاي موسيقي علمي قرن پنجم هجري ميداند.           _
در رسائل «اخوان الصفا»، «موسيقي» مطابق طبقهبندي مرسوم در گذشتة دور، به عنوان يكي از شاخههاي چهارگانة رياضيات (سه شاخة ديگر هيئت، حساب و عدد) مورد بحث قرار گرفته است. بارزترين ويژگي رسالة موسيقي «اخوان الصفا»، توجه به ابعاد معنوي موسيقي و نقشي است كه اين فن ميتواند در برانگيختن حالات روحاني و نشاط معنوي انسان ايفا كند. «اخوان الصفا»، در تأييد صحت مدعاي خود، به حكايت فارابي استناد جسته، آنگاه كه وي در مجلس سيفالدولة حمداني، فرمانرواي حلب (333ـ356 ق.) با نواختن گونهاي موسيقي اهل مجلس را به خنده وا ميدارد و سپس با تغيير آهنگ، همان جمع را به گريه انداخته، سرانجام به خواب فرو ميبرد.
«
اخوان الصفا»، موسيقي را ابزاري براي بيدار كردن نفس انسان از خواب غفلت ميداند؛ و معتقد است كه اگر در بعضي از شرايع موسيقي تحريم شده، بدين سبب بوده است كه مردم به خلاف نظر حكما، آن را وسيلة شادخواري و خوشگذراني قرار داده و در لهو و لعب به كار بردهاند. از آنجا كه اخوان در پي پيوند دين با فلسفه بودهاند، در رسائل خود از هر فرصتي براي رسيدن به اين هدف استفاده كردهاند. از اين رو، فصل «احكام الكلام» در رسالة موسيقي، اگرچه بر حسب ظاهر ارتباط چنداني با موسيقي ندارد، ولي در راستاي همان هدف كلي، با بحث دامنهداري در ساختار حروف الفبا آغاز ميشود و به كارايي نسبتهاي افضل ميرسد
.       
از ديگر موضوعهاي جالب توجه در رسالة موسيقي، پيوند شعر و موسيقي است. اين بحث در فصلي با عنوان «اصول الالحان و قوانيها» مطرح شده است. با وجود آنكه در رسائل اشارات پراكندهاي به مسائل گوناگون نظري ديده ميشود كه ميتواند در حد خود سودمند يا روشنگر تاريخ و نظام علمي موسيقي دوران اسلامي بويژه ايران باشد، اما غرض اصلي اخوان از تأليف اين رساله، آموزش خوانندگي و هنر نوازندگي نبوده است.» 22       

به گفتة عبدالستار فراج، «اغاني»، نوشتة ابوالفرج اصفهاني، بهطوركلي داراي هفتصد گزارش، شامل شرح حال اشخاص و روايت جنگهاست. «اغاني» رواياتي مفصل دربارة آهنگسازان، خوانندگان، شاعراني كه شعرشان موضوع آهنگ بوده و هركس كه با اين هنرها رابطه داشته است، نقل كرده، و سرانجام بزرگترين مجموعة ممكن را براي موسيقي و ادب، از آغاز تا سدة 4 ق. / 10 م. به دست داده است. در زمان ابوالفرج، كار موسيقي رونق فزايندهاي يافته بود و آنچه او دربارة موسيقي در كتاب خود آورده، مستند، عالمانه و جامع است. از دويست و پنجاه اثري كه او در «اغاني» از آنها نام برده و به شرحشان پرداخته، به جز اندكي، چيزي بر جاي نمانده است. در «اغاني»، در پايان هر شرح حال، يا در آغاز آن، شعري ميآيد كه «صوت» خوانده شده است. و مراد از صوت، يك قطعه آهنگ آوازي است كه بايد همة مشخصات فني آن را ذكر كرد تا قابل خواندن و نواختن باشد.     
مشكل اساسي كه دربارة جنبة موسيقي «اغاني»، همچنان نزد پژوهشگران لاينحل باقيمانده و آرا و فرضيههاي زيادي را در اينباره دامن زده، اصطلاحات منسوخ و نامشخصي است كه ابوالفرج به دليل تداول فراوان نزد اهل فن آن در عصر خويش در اغاني به كار برده و از شرح آنها پرهيز كرده است. لذا اينك فهم دقيق معاني آن الفاظ ناممكن شده و رمزگشايي از آوازهاي «اغاني» و آهنگهاي آن، بسيار دشوار مينمايد. 23    
صفيالدين عبدالمؤمن ارموي (م. 693 ق.) ستارهاي درخشنده در آسمان دانش موسيقي ايران در سدة هفتم بود. از مطالعه دو كتاب معتبر او، يكي «الادوار» و ديگري «رسالة الشرفية» اين واقعيت آشكار ميشود كه وي پس از فارابي، بزرگترين و مهمترين كسي است كه در اصول فن موسيقي تحقيق كرده؛ و كهنترين نتنويسي فارسي و عربي در كتاب «الادوار» آمده است، كه اكنون در دست است. يافتههاي صفيالدين، در همة دانشمنداني كه پس از او دربارة اصول موسيقي تحقيق كردهاند تأثيرگذار بوده، و بر فرضيههاي او شرحهاي بسياري نوشته شده است. از مهمترين آنها نوشتة قطبالدين شيرازي (م. 710 ق.) است، كه در دايرةالمعارف خود موسوم به «درةالتاج»، رسالهاي مهم در باب اصول نظري موسيقي نگاشته است. 24    
عبدالقادر غيبي مراغي (م. 838 ق.) از مهمترين علماي موسيقي نظري در عصر تيموري (دربار تيمور و شاهرخ) است. بزرگترين كتاب او جامع الالحان است. اين كتاب شرحي كامل است دربارة اصول علمي و نظري موسيقي و توصيف سازهاي ايراني. «مقاصد الالحان» كه از «جامع الالحان» كوتاهتر است و «شرح الادوار» نيز، نگاشتة مراغي بوده، موجود است. «كنزالالحان» كتاب گرانبهاي مراغي، كه براي آشنايان به فن موسيقي قدر و ارزش بسيار دارد و حاوي آوازهاي او بوده، از ميان رفته است. پسر و نوادة ابن غيبي نيز جزو علماي موسيقي هستند. پسرش كه عبدالعزيز نام داشت «نقاوةالادوار» و نوهاش كتاب «مقاصدالادوار» را نگاشت.
پس از سدة نهم هجري، ديگر در ايران موسيقيداني بزرگ به وجود نيامد. گاه به گاه چهرههايي پيدا ميشدند، ولي هيچكدام نوآوري نداشتند. «بهجةالرواح» رسالهاي است درموسيقي كه در سدة يازدهم توسط عبدالمؤمن بلخي به فارسي نوشته شده است، و بيشتر ناظر به جنبههاي علمي اين فن است.        

تا دو سده پس از اين، هنوز نفوذ موسيقي ايران در كشورهاي عربي نمايان بود. گواه اين گفته، كتاب «النقي في فن الموسيقي» است كه احمد المسلم الموصلي در حدود 1150 ق. تدوين كرده و اساس آن اقتباس از كتاب «بهجةالرواح» عبدالمؤمن بلخي است. نفوذ و تأثير موسيقي ايران بر موسيقي ترك و شبه قاره و كشورهاي عربي و خاورميانه و حتي خاور دور، امري مسلم است؛ و از اصطلاحات موسيقي فارسي، كه به زبان و فرهنگ آن بلاد راه يافته، به روشني آشكار است. 25           
پيوند مقامات با صوت و لحن قرآن كريم
يكي از علومي كه از علوم تجويد و تلاوت قرآن منشعب ميشود، «صوت و لحن» نام دارد. اين علم بيشتر به صورت حضوري آموزش داده ميشود، و آن را علم «تنعيم» يا «نغمهشناسي» نيز ميگويند. علم تنعيم را خواندن قرآن كريم به آواز موزون و نيكو دانستهاند، كه به تناسب استفاده از الحان و نغمات مختلف، حالات متفاوتي مانند اندوه و سرور در مخاطب به وجود ميآورد. 26
تنعيم داراي دو مبحث صوت و لحن است: صوت كه از ارتعاش دو تيغة نازك به نام «تارهاي صوتي» از حنجرة انسان خارج ميشود و لحن همان آهنگ و آواز را گويند. منظور از لحن در هنر قرائت، آهنگ صوت است. يعني صوت مقامات و نغمات موسيقي قرآن، كه همراه با صوت از دستگاه تكلم خارج شده، به گويش ميرسد.    

در موسيقي قرائت قرآن، هفت مقام (نغمه) وجود دارد؛ كه عبارتاند از بيات، رست، سگاه (سيكاه)، حجاز، صبا، چهارگاه (جهاركاه)، نهاوند (نهوند). هريك از مقامات، سه گام (مرحله) مختلف دارد. كه عبارتاند از: قرار، جواب، جوابالجواب. كه به ترتيب، آهنگ اول هر مقام را قرار، آهنگ دوم را جواب و آهنگ سوم را جوابالجواب گويند. براي تعليم مقامات و نغمات، قسمتي از قرائت يك قاري در فلان مقام انتخاب شده و به عنوان «معرف» مقام مشخص ميشود. بديهي است براي يادگيري هر مقام، بايد آن را مرتباً خواند و تكرار كرد، تا در حافظه ثبت شود، و بتوان در تلاوت از آن استفاده كرد. درواقع اين معرفها مانند «نتهاي موسيقي» هستند؛ و همانطور كه يك موسيقيدان با نواخته شدن آهنگي بلافاصله نت آن در ذهنش نقش ميبندد، قاري قرآن نيز با شنيدن آيات شريفة قرآن، معرف مقامات آنها در دستگاه حافظهاش نقش خواهد بست. اين روش، سبب زيبايي افزونتر تلاوت قرآن خواهد شد. در جدول شمارة 1 به نت مقامات موسيقي قرائت اشاره شده است. 27       
بعد از شناخت مقامات موسيقي قرآن، بايد تناسب آنها را با يكديگر شناخت، تا هر مقامي در جايگاه مناسب خود قرار گيرد و قرائت قرآن از نظر فنّي، رديف زيبا و دلنشيني پيدا كند. براي اين كار، هريك از مقامات و تناسبش با ديگري سنجيده ميشود. در جدول شمارة 2 به رديف مقامات اشاره شده است.                       
براي آنكه هدف اصلي قرائت، كه همان القاي درست و شايستة معاني قرآن است، تحقق يابد، رعايت دو اصل مهم ضرورت دارد:       
اصل اول: درك احساس خاص از هر مقام. در اينباره نميتوان احساس كلي را بيان كرد و توقع داشت كه همه، اين احساس را نسبت به مقامات داشته باشند. زيرا نفوس انسانها مختلف است، و هر كس از آنچه كه در پيرامونش ميگذرد، احساس خاصي دارد. با وجود اين، يك احساس كلي و اجماعي در ميان قاريان معروف نسبت به يكايك مقامات شكل گرفته است، كه در اينجا به اختصار بدان ميپردازيم
:
1. مقام بيات:بياغراق زيباترين مقام قرآني،بيات است؛ چه از لحاظ لطافت و حزن معنوي و چه از نظر وسعت گوشهها و گستردگي آنها. به همين دليل آن را «امالنغمات» ميگويند
.
2. مقام رست: مقامي است بسيار زيبا كه حالت وقار، صلابت، متانت و بيانگري دارد، و بدان «ملك المقامات» گويند
.     
3. مقام سگاه:اين مقام حالت هيجاني نفساني در انسان برميانگيزد. برخي از گوشهها سگاه حالت اميد، رجا و شادماني معنوي در قاري ايجاد ميكند و برخي از گوشههاي آن، حزني معنوي در نفس به وجود ميآورد
.       
4.مقام حجاز: نغمة جذاب و گستردهاي است. برخي از گوشههايش سرور معنوي به ارمغان ميآورد و برخي از آنها، حالت بشارت دهنده دارد و عشق و محبت الهي را در انسان زنده ميسازد
.
5. مقام چهارگاه: مقامي است كه همراه با جذابيت و سادگياش، حالت يادآوري و خاطرهانگيزي دارد، و برخي از گوشههايش انسان را متأثر از حزني معنوي ميگرداند
.
6. مقام صبا:مقامي است كه حُزن زايدالوصفي در انسان ايجاد ميكند و نيز حالت هشدار و بيدارباش دارد. بعضي از گوشههاي آن، تحسّر و تأثر شديدي در قاري به وجود ميآورد
.
7 مقام نهاوند: مقامي است كه بعضي از گوشههاي آن، همچون گلي رنگارنگ و خوشبوست و از حيث لطافت، نسيم سحرگاهان را ميماند، و حالت محبّت، سرور و بهجت در نفس ايجاد ميكند
.
اصل دوم: شناخت موضوعات متنوع قرآن كريم و درك تناسب آنها با مقامات است. براي عملي شدن اين اصل، لازم است موضوعات متنوع قرآن را استخراج و جمعآوري كرده، هريك از مقامات را به آنها عرضه كرد. سپس نسبت مقامات و آيات را تعيين نمود. براي نمونه، توحيد و اسما و صفات الهي با مقامات بيات، نهاوند، رست و برخي از گوشههاي حجاز تناسب دارد. نشانههاي الهي با مقامات سگاه، چهارگاه، رست و برخي از گوشههاي حجاز؛ نبوت عامه با مقامات بيات و رست؛ تاريخ انبيا با مقام چهارگاه؛ نبوت خاصه با مقامات بيات؛ اخلاق با مقامات بيات و نهاوند؛ معاد با مقامات بيات و صبا؛ مؤمنين با مقامات بيات، نهاوند، سگاه و حجاز، و مشركين و كفار با مقامات چهارگاه و صبا تناسب دارند. روشن است كه تلاوتي كه خالي از اين تناسبها باشد، بيروح و بعضاً بيمعنا ميشود. با شناخت حالت هر مقام و موضوعات آيات و تناسب آنها با يكديگر و رعايت تناسب، تلاوت قاري قرآن علاوه بر بيان لفظي، بيان تصويري پيدا ميكند. اين بيان يكي از مصاديق اعجاز لفظي قرآن است، و تنها هنري كه ميتواند آن را به منصة ظهور برساند، هنر قرائت است. 28

نت مقامات موسيقي قرائت قرآن           

مقامات قرار جواب جواب الجواب        
بيات مفاعلين، مفاعيلن، مفاعيل،
مفاعيلن، مفاعلتن، مفاعيل،         

فعولن فعولن فعولن        
رست فاعلاتن، فاعلتن، فاعلاتن،  
فاعلن، فاعلن، فعلن،       
فاعلاتن فاعلان فعلاتن    



 

 


نوشته شده در تاريخ شنبه نوزدهم دی 1388 توسط سعید رضائی
نوشته شده در تاريخ شنبه نوزدهم دی 1388 توسط سعید رضائی

دانلود ابتهال

ابتهال حب الحسین از استاد طه الفشنی

ابتهال حب الحسین از حاج حامد شاکرنژاد

ابتهال سلام بر حسین از حاج محمود لطفی نیا

ابتهال از محمد عمران در مدح حضرت رسول(ع)

ابتهال محمد عمران (یاسیدی سلامه)

ابتهال سید نقشبندی (یا سیدی سلامه)

ابتهال از نصر الدین طوبار (قصه یتیم)

ابتهال حاج حسن خانچی

ابتهال حاج حسن خانچی - همومی الیوم قسمت اول

ابتهال حاج حسن خانچی - همومی الیوم قسمت دوم

ابتهال حاج حسن خانچی - یاسائلی

ابتهال حاج حسن خانچی - یاسائلی همراه با عود

ابتهال حاج حسن خانچی - اله الخلق

کاری موزیکال از حاج حسن خانچی

ابتهال از استاد سید کریم موسوی

ابتهال از حاج سعید طوسی

دانلود ابتهال حاج سعید طوسی - در مدح امام رضا(ع)

دانلود ابتهال حاج سعید طوسی

دانلود ابتهال استاد سید کریم موسوی

ابتهال از شیخ هلباوی

ابتهال از استاد خلیل الحصری

ابتهال نصیر الدین طوبار در مدح حضرت زهرا(س)

ابتهال شیخ طوبار -یحلو لدی فی علاک 

ابتهال شیخ طوبار - حنینی

ابتهال شیخ طوبار - الیک خشوعی

ابتهال شیخ طوبار - ایا من هداه 

ابتهال از شیخ طوبار - تسابیحی 

ابتهال شیخ طوبار - جل المنادی

ابتهال شیخ طوبار - تسابیحی 1

ابتهال شیخ طوبار - یامن رضیت لنا

ابتهال شیخ طوبار - یا لیله القدر

ابتهال شیخ طوبار - یا رب عدت الی رحالک

ابتهال شیخ طوبار - و ان ترد المقام

ابتهال شیخ طوبار - نصیر المظلومین

ابتهال شیخ طوبار - یا من ذا الذی بجمالک حلاک

ابتهال شیخ طوبار - یا من حشره کسوة الناس

ابتهال شیخ طوبار- من اجل من

ابتهال شیخ طوبار - مجیب السائلین

ابتهال شیخ طوبار- ربى هو الله

ابتهال شیخ طوبار - یامن

ابتهالشیخ طوبار - سبحانک یا غافر الذنوب

ابتهال شیخ طوبار-حین یهدى الصبح اشراق ثناه

ابتهال شیخ طوبار- حمدا الیک

ابتهال شیخ طوبار -سبحانک اللهم

ابتهال شیخ طوبار - لا اله الا الله

ابتهال شیخ طوبار- الضحى من نوره

ابتهال شیخ طوبار - الحوت والعنکبوت

ابتهال شیخ طوبار - الامر امرک

ابتهال شیخ طوبار-اکرمنا فى المعاش والمعاد

ابتهال شیخ طوبار - اصحاب الفیل

ابتهال شیخ طوبار - اشرق الحق

ابتهال شیخ طوبار- ال طه

ابتهال شیخ طوبار- یا من ملکت قلوبنا

ابتهال شیخ طوبار- یامن رضیت

ابتهال شیخ طوبار - یا مالک الملک

ابتهال شیخ طوبار- یا مالک الاقدار

ابتهال شیخ طوبار- یا اله العالمین

ابتهال شیخ طوبار - هو الله

ابتهال شیخ طوبار - رمضان

ابتهال شیخ طوبار- ابتهال مجیب السائلین

ابتهال شیخ طوبار- حین یهدى الصبح

ابتهال شیخ طوبار-حسبی رضاک

 

 


نوشته شده در تاريخ شنبه نوزدهم دی 1388 توسط سعید رضائی

دانلود تلاوت از قاریان ایرانی

 

دانلود تلاوت سوره بقره -قدر از استاد سعید طوسی

دانلود تلاوت سوره حجرات - ق از استاد سعید طوسی

دانلود تلاوت سوره دهر- شمس از استاد سعید طوسی

دانلود سوره قصص از استاد سعید طوسی

دانلود سوره نجم از استاد سعید طوسی

دانلود سوره مزمل از استاد سعید طوسی

دانلود سوره مائده از استاد سعید طوسی

دانلود سوره انعام از استاد سعید طوسی

تلاوت سوره فاطر آیه 8 تا 11،حمد از استاد حامد شاکرانژاد

تلاوت سوره کهف آیه 30تا 38، 107 تا آخر،حمداز استاد حامد شاکر نژاد

تلاوت سوره تحریم آیه 1 تا 5 ، نصر از استاد حامد شکار نژاد

تلاوت سوره تحریم آیه 4 و 5، بلد آیه 1 تا 18 از استاد حامد شاکرنژاد

تلاوت سوره دهر آیه 1 تا 22، حمد، بقره آیه 1 و 2 از استاد حامد شاکرنژاد

تلاوت سوره ذاریات آیه 15 تا 30، نصر از استاد حامد شاکرنژاد

تلاوت سوره یوسف آیه 4 تا 21،شمس آیه1 تا 5 از استاد حامد شاکرنژاد

تلاوت سوره یس آیه 77 تا آخر،شمس،کوثر از استاد حامد شاکرنژاد

تلاوت سوره یوسف آیه 53 تا 83،حاقه 1 تا 12 از استاد حامد شاکرنژاد

تلاوت سوره زمر آیه 73 تا آخر،غافر آیه 1 تا 3، شمس ، علق آیه 1 تا 5 از استاد حامد شاکر نژاد

تلاوت سوره آل عمران آیه 189 تا 195، حمد از استاد حامد شاکرنژاد

تلاوت سوره حجرات.ق.بلد.شمس.ضحي.شرح.علق از استاد حامد شاکر نژاد

تلاوت سوره تین و علف از استاد حامد شاکرنژاد


نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم دی 1388 توسط سعید رضائی

امروزه بر کسي پوشيده نيست که يکي از مهم ترين راه هاي ابلاغ کلام الهي و آشنا ساختن انسان ها به خصوص غير مسلمانان، استفاده از فن قرائت قرآن کريم است. استفاده ي خوب از صدا با انتخاب طبقات صوتي و مقامات مناسب، جابه جايي بين پرده هاي صوتي و انتقال از مقامي به مقام ديگر، با انسجام و استحکام کامل از نظر لحني و هم چنين توأم با رقت قلب، ترس از خدا و حزين خواندن، به طور حتم در فهم بيش تر مفاهيم قرآن به انسان کمک مي کند، دل ها را تحت تأثير قرار مي دهد و قلب ها را نوراني مي سازد ؛ و اين به دست نمي آيد مگر با آشنايي با الحان و مقامات زبان عرب.
مي توان گفت که الحان قرآني، براي متنوع خواندن قرآن کريم، جلوگيري از خستگي مستمعين و خود قاري است. هر قاري بايد نغمات را بشناسد تا بر حسب حال و معنويت خود، هر وقت صلاح ديد، لحن خود را تغيير دهد و به اين صورت درقرائتش تنوعي براي تدبر بيش تر در معاني ايجاد گردد، نه اين که الحان و مقامات قيد و بندي برايش ايجاد کند.     
دانش صداها، الحان، مقامات و دستگاه ها دانشي است مجزا و خود به تنهايي قوانين و قواعد زيادي دارد که قسمت اعظم آن ها اکتسابي هستند و از طريق القا، يعني آموزش مستقيم استاد به شاگرد، آموخته مي شوند.   
تمامي علاقه مندان به « علم الالحان » مي توانند، به راحتي با آن آشنا شوند، زيرا اين دانش فراگير است و به گروه ويژه اي، يعني فقط افرادي که صدايي خوش دارند، تعلق ندارد و چه بسا افرادي که در فهم ظرائف و مسائل دقيق آن مهارت دارند، اما از صداي خوبي هم برخوردار نيستند. اين علم، به صاحبان خود احساس دقيق و لطيفي مي دهد که انسان را از سايرين متمايز مي سازد.          
قاري قرآن به جز تجويد بايد آهنگي بر صوت خويش سوار کند که بهترين و مناسب ترين الحان باشد و با توجه به عربي بودن کلام قرآن، شايسته ترين الحان، الحان عربي است. بايد گفت، قاري خوب کسي است که در عين داشتن تقواي الهي، بتواند دستگاه ها و الحان عرب را در قرائتش به نحو احسن به کار گيرد. اگر نغمات و الحان دراذهان افراد علاقه مند به امر قرائت قرآن رخنه کند، بي گمان بهبود قابل توجهي در کيفيت قرائتشان حاصل خواهد شد.            
در اين پژوهش سعي شده است اطلاعاتي مفيد و لازم براي استفاده ي علاقه مندان به فن قرائت قرآن کريم، اعم از معلمان و دانش آموزان گرامي ارائه شود تا گامي هر چند کوچک در به وجود آمدن شرايط لازم براي اجراي قرائتي صحيح و تأثير گذار داشته باشيم ؛ «و ما توفيقي الا بالله و عليه توکلت و اليه انيب ».

جواز کاربرد الحان درقرائت قرآن کريم

دررواياتي از معصومين آمده است که پيامبر اسلام ( ص ) پس از طلوع فجر، با نغمه ي خاصي قرآن را تلاوت مي فرمودند که زنگوله ناميده مي شد و تأثير عميقي بر روحيه ي مستمع بر جاي مي گذاشت. عده اي نيز آن را حجاز مي دانند. ساير پيامبران بزرگ الهي نيز براي راز و نياز با خداوند، نغمات مخصوصي داشته اند، از جمله نغمه ي راست منسوب به حضرت آدم (ع)؛ گوشه ي حسيني در بيات، منسوب به حضرت ابراهيم و داوود عليهما السلام [ رجب نژاد، 37:1379 ].       
از ائمه ي معصوم، امام کاظم (ع) خوش صداترين مردم در قرائت قرآن بود. آن حضرت به هنگام قرائت بسيار محزون مي شد و مي گريست، به طوري که محاسن مبارکش به اشک آغشته مي شد و شنوندگان نيز به سبب قرائت توأم با حزن آن جناب مي گريستند [ ملاتقي، 59:1381 ]. 
پيامبر عظيم الشأن اسلام (ص) در خصوص چگونگي به کارگيري الحان و نغمات در تلاوت قرآن کريم مي فرمايند:            
قرآن را به صورت عرب بخوانيد و از آهنگ ها و الحان اهل فسق و گناهکاران بپرهيزيد. پس از من اقوامي مي آيند که هنگام خواندن قرآن، صدا را مانند غنا، نوحه خواني و سرود خواندن رهبانان بغلطانند که از حنجره ي آنان تجاوز نمي کند و قلوبشان واژگون است و هم چنين مردمي که رويه ي آنان برايشان شگفت آور و خوشايند باشد [ بيگلري، 283:1372 ].

هدف از يادگيري نغمات و الحان

هدف ما از يادگيري الحان و مقامات، رسيدن به اصل تحزين در قرائت قرآن است، زيرا اين مقامات به عنوان ابزاري مطرح اند که ما مي توانيم به وسيله ي آن ها مفهوم و محتواي آيات را با حس و عرفاني که نسبت به آن ها پيدا مي کنيم، به خوبي انتقال دهيم. مراد از تحزين عبارت است از خواندن باوقار و طمأنينه ي قرآن و به تصوير کشيدن مفهوم و محتواي آيات در حين تلاوت. بنابراين تحزين برايند و نتيجه ي آن حس و عرفاني است که ما نسبت به آيات پيدا مي کنيم و آن حس و شناخت ما را به سوي معبود و محبوب سوق مي دهد [ نرم افزار مائده ].

مفهوم لحن

گاهي هنگام شنيدن تلاوت قرآن، احساس مي کنيم که حالت يا کيفيت صداي قارن در زمان هاي متفاوت به کلي تغيير مي کند. به اين تغيير حالت يا کيفيت صداي قارن « لحن » گفت مي شود [ پيشين ]. اگر قاري بدون استفاده از پل يا مبدل مناسب، از مقامي به مقام ديگر منتقل شود، به اصطلاح دچار « خارج لحن » شده است [ ملاتقي، 97:1381 ].

تعداد الحان معمول در قرائت قرآن

تعداد الحان و نغمات عرب هفت تاست که هريک را مقام مي گويند. مقامات معمول در قرائت قرآن کريم عبارت اند از: بيات، رست، صبا، حجاز، نهاوند، چهارگاه و سه گاه.
هر کدام از اين مقامات گوشه هايي دارد که تعداد اندکي از آن ها درقرائت قرآن کاربرد دارند [ مجموعه نوارهاي آموزشي آشنايي با دستگاه ها و مقامات قرآني ]. استاد عربي القباني تعداد کامل الحان را بدون اشاره به نامشان، 360 نغمه عنوان کرده است [ عربي القباني، 42:1377 ].

محدوده هاي صوتي مقامات

در اجراي مقامات قرآني ما با سه محدوده ي صوتي با تقسيمات مشخص و مرتبط با هم روبه رو هستيم که عبارت اند از: الف) قرار: به پايين ترين سطح صوت در يک مقام، قرار گرفته مي شود. ب) جواب: سطح صوتي متوسط هر مقام را جواب آن مقام مي گوييم. ج) جواب جواب: بالاترين سطح صوت در يک مقام را جواب جواب مي گويند [ نرم افزار مائده ].      
نکته ي قابل توجه اين که تفاوت اين سه محدوده ي صوتي فقط در ارتفاع صوت نيست، بلکه بيش تر از نظر لحني و نوع اجراي آن هاست. لازم به ذکر است، بعضي از قاريان بزرگ جهان در اجراي برخي مقامات، جواب را از نظر ارتفاع صوت، پايين تر از قرار و گاهي جواب جواب را پايين تر از جواب و حتي قرار خوانده اند. محدوده ي صوتي چهارمي نيز به نام « حصار » براي هر مقام ذکر شده که از نظر طبقه ي صوتي بالاتر از جواب جواب است. اين محدوده در قرائت استادان بسيار نادر و کمياب است [ عربي القباني، 47:1377 ].

معرفي مقامات

اينک به شناخت اجمالي هر يک از مقامات هفتگانه ي معمول و مرسوم در قرائت قرآن کريم مي پردازيم:

بيات

درخصوص معناي لغوي اين مقام عده اي معتقدند، واژه اي ترکي و به معناي غم يا غمگين است. عده اي ديگر مي گويند، طايفه و قبيله اي از ترکمن است و عده اي اصل اين کلمه را « به ياد » مي دانند، مانند به ياد خداوند متعال، به ياد پيامبر گرامي اسلام (ص) و به ياد فاطمه ي زهرا (س) [ نرم افزار مائده ].            
اين مقام، اولين مقامي است که عموم قاريان در آغاز تلاوت از آن استفاده مي کنند و در ميان الحان، تنها مقامي است که در سه سطح، بيات شروع ( محدوده ي قرار )، توسط ( محدوده هاي جواب و جواب جواب ) و فرود ( پايان تلاوت ) اجرا مي شود [ پيشين].          
مقام بيات که به ام النغمات يا ام المقامات [ محمدي، 127:1382 ] معروف است، زير شاخه ها و گوشه هايي دارد که عبارت اند از: لامي، صافي، ابراهيمي، کرد، مصري، شور، حسيني، دشتي، نوا، محير، دوکا، رمل، علي و....
[ عربي القباني، 42:1377 ].           
استادان لحن در مورد تأثيرات اين مقام معتقدند، بيات آرامش همراه با غم را به تصوير مي کشد، به آگاه ساختن شنونده گرايش دارد و از روزگاران گذشته صحبت مي کند.
بيات ويژگي چابک و به غايت پر سوز و تأثير گزاري دارد که ضمن ايجاد حزني خاص در شنونده، وي را به تدبر و ادراک و شهود مي رساند [ نرم افزار مائده ]. از ميان قاريان مشهور جهان، استاد مصطفي اسماعيل که به خاطر مهارت و استادي در اجراي نغمات و تجسم عيني مفاهيم عميق قرآن در ذهن شنونده، از ديدگاه اهل فن به عنوان يگانه مقريء قرآن معروف شده، استاد بلامنازع مقام بيات است [ ملائيان، 16:1380 ]
از بهترين محل هاي اجراي بيات، علاوه بر ابتدا و انتهاي تلاوت، آياتي با مضامين دعا، حکايت و پند و اندرز هستند.(1)     
پس از بيات مي توان مقامات صبا، رست، حجاز و نهاوند را اجرا کرد. مي توان بيات را با رست و صبا ترکيب ساخت. اگر بيات در اوج اجرا شود، رفتن به صبا بهتر و اگر در گام پايين صوت اجرا شود، منتقل شدن به مقام رست ارجح است [ ملاتقي، 107:1381 ].
يکي از مهم ترين مشخصات مقام بيات که گسترده ترين مقامات است، در حين اجرا اين است که مستمعين را به تشويق قاري قرآن مجبور مي کند [ پيشين ].
نحوه ي اجراي اين مقام در ميان قاريان مشهور متفاوت است. عده اي هم چون استاد شحات محمد انوار، فقط بيات شروع را در ابتداي تلاوت به کار مي گيرند و سپس وارد مقامات ديگر مي شوند و در ميان يا پايان تلاوت خود، به اجراي ساير محدوده هاي اين مقام مي پردازند. گروه دوم همچون استاد مصطفي اسماعيل، تمامي محدوده هاي بيات را به صورت مبسوط اجرا مي کند و به طور عموم از طريق زير شاخه ي فرود قرائت خود را به پايان مي رساند. گروه سوم همانند استاد عبدالباسط و استاد عبدالعزيز حصان، در هر موقعيتي از تلاوت که اراده کنند، به اين مقام منتقل مي شوند و آن را اجرا مي کنند [ نرم افزار مائده ].          
به طورکلي مي توان گفت، مقام بيات، پايه و پيش درآمد ساير مقامات است و قاري که بتواند نسبت به اين مقام شناخت بيش تر کسب کند و هم چنين در اجرا مسلط تر عمل کند، به طور يقين در مسابقات موفق تر خواهد بود [ مجموعه نوارهاي آموزشي آشنايي با دستگاه ها و الحان قرآني ].

رست

رست ياراست به معناي حقيقت و درستي است. مقام رست در ميان اعراب به « اب النغمات » [نرم افزار مائده ] يا « ملک المقامات » [ملاتقي، 108:1381 ] مشهور است. عده اي از استادان لحن معتقدند، قدمت مقام رست به زمان حضرت آدم (ع) بر مي گردد و اين مقام، اولين ناله ي نخستين انسان دست از همه چيز شسته براي بهشت است و اجراي آن را موجب برانگيخته شدن حس مردانگي، جسارت و حرکت به سوي کشف حقيقت در شنونده مي دانند [ نرم افزار مائده ]. اين مقام زير شاخه هايي دارد که هر يک با کيفيت لحني مخصوص به خود، پيام هاي تأثير گزاري از جمله: آغاز بهار، حقيقت، سرگذشت انسان هاي حقيقت جو، مبارزه و ايجاد تصويري زيبا از حقيقت و درستي در ذهن شنونده ايجاد مي کند [ نرم افزار مائده ]. بهترين زمان براي اجراي اين مقام، سرشب يا نيمه هاي شب است [ عربي القباني، 55:1377 ].
از ميان استادان قرائت، استاد غلوش نسبت به ديگران اجراهاي بهتري در اين مقام داشته است [ ملاتقي، 151:1381 ]. با بررسي تلاوت قاريان مشهور جهان و توصيه ي استادان لحن بهتر است اين مقام را پس از مقامات بيات، نهاوند، سه گاه و چهارگاه ارائه کنيم. اما با توجه به توانمندي اين مقام، قاريان قرآن مي توانند در هر موقعيتي از تلاوت، به راحتي از آن استفاده کنند [ نرم افزار مائده ]. اين مقام را مي توان با مقام بيات، حجاز، نهاوند و سه گاه ترکيب کرد [ ملاتقي، 108:1381 ].

صبا

مجموعه اي از نغمات حزين است که گذشته اي را به تصوير مي کشد که انسان آن را از دست داده و انسان را به خويشتن خويش دعوت مي کند. استادان لحن معتقدند، صبا آتش دل و نواي فراق است که هر شنونده اي را به کنکاش و بررسي گذشته ي خود دعوت مي کند و مي گويند، اگر مقامات را به منزله ي موجودي زنده در نظر بگيريم، صبا صداي وجدان آگاهي است که در عين توبيخ و بررسي جزء به جزء رفتار و اعمال، انقلابي در دل ايجاد مي کند و مسير توبه و بازگشت را هموار مي سازد. لذا هر کس که ميل به بازگشت در وجودش بيش تر باشد. صبا را بهتر، تأثير گزارتر و به جاتر اجرا مي کند [ نرم افزار مائده ].         
روند اجراي اين مقام کاملا لطيف، ملايم و روان است و هرگونه تکلف در اجرايش، تأثير آن را کاهش مي دهد؛ در پرده هاي صوتي بالا، تلاوت آن زيبا و جذاب تر است. از نغمات فرعي آن « رمل » است که از حزن فراواني برخوردار است و در جاهايي به کار مي رود که اوج حزن، جمله را در بر گيرد يا قسمتي از آيه که در حال تلاوت آنيم، تفاوت زيادي با ديگر قسمت هاي آيه داشته باشد [ مجموعه نوارهاي آموزشي آشنايي با دستگاه ها و نغمات قرآني ؛ ملاتقي، 106:1381 ].         
بهتر است که اين مقام را در موضوعاتي همانند: عبرت از حوادث گذشتگان، به تصوير کشيدن عاقبت نيک مؤمنان و سرانجام بد گناهکاران، براي مقايسه و در نهايت عبرت، دعا، توبه و پشيماني، ذکر نعمت ها و نشانه هاي خداوند استفاده کرد [ نرم افزار مائده ]. محدوده هاي صوتي جواب و جواب جواب اين مقام را مي توان در مدها و محل هاي کشش آيات اجرا کرد [ ملاتقي، 106:1381 ]. استادان لحن معتقدند، اين مقام را پس از بيات و حجاز اجرا کنيم بهتر است. صبا داراي زير شاخه هاي « تقطيع » و « عجم » است که قسمت اصلي تقطيع همان « رمل » است که قراء در صبا و سه گاه از آن استفاده مي کنند. بعضي درباره ي زير شاخه ي عجم معتقدند که خود به عنوان مقامي اصلي مطرح است. ولي ما معتقديم، زير شاخه ي عجم غير از آن مقام عجمي است که ميان قاريان بزرگ جهان به چهارگاه معروف است و زير شاخه ي عجم فقط در حد همين زير شاخه در مقام صباست [ نرم افزار مائده ]. صبا را مي توان با مقامات حجاز، نهاوند، سه گاه و چهارگاه، ترکيب کرد [ ملاتقي، 106:1381 ]. در ميان قاريان مشهور جهان، قاري « حنجره طلايي » [ قاسم احمد، 47:1374 ] يعني استاد عبدالباسط، در اجراي مقام صبا به ويژه در زير شاخه ي عجم، مهارت خاصي از خود نشان داده است [ نرم افزار مائده ].

حجاز

در گذشته هاي دور در منطقه اي به نام حجاز در شبه جزيره ي عربستان، صحرانشينان در طي مسافت هاي طولاني، سوار بر شتر مي شد و تحت تأثير نوع راه رفتن اين حيوان، نغمات خاصي را با خود زمزمه مي کردند. با گذشت زمان، بر وسعت اين نغمات افزوده شد و به دليل منحصر به فرد بودن اين نغمات، اعراب نام حجاز را براين نغمات گزاردند. استادان لحن اعتقاد دارند، حجاز يادآور ناله ي برخاسته از غم و هجراني است که حوادث گذشته را به تصوير مي کشد و انسان هاي متأثر از آن را به يکي شدن، چاره انديشي و تفکر فرو مي برد و در اين غم عميق، شور و شعف با احساسات عالي و حزين آميخته مي شود. قاري توانا مي تواند در اجراي اين مقام يکپارچگي، اتحاد و آرزو براي بشر را به تصوير بکشد. حجاز در آياتي با مضامين بشارت و انذار، نعمات خداوند،تذکر و يادآوري، جملات امري و توصيه اي، خلقت جهان هستي و موجودات و نيز فراخوان عمومي قابل اجرااست [ پيشين ].   
حجاز در آغاز با جرياني ملايم و روان همراه است و هر گونه تکلف در اجرا از تأثير گزاري آن مي کاهد. اين مقام گوشه هايي دارد از جمله: کارکرد، کار، دوکا، غطا، زنکران، نوي، اصفهان، کرد، رمل، و منصوري [ عربي القباني، 42:1377 ].
بعضي گوشه ي گالگور را نيز به عنوان زيرشاخه ي حجاز آورده اند [ رجب نژاد، 37:1379]. با بررسي اجراي قرائت قاريان بزرگ جهان و توصيه ي استادان لحن بهتر است اين مقام را پس از مقامات بيات، صبا و سه گاه تلاوت کنيم [ نرم افزار مائده ]. مقام حجاز را مي توان با مقامات رست و صبا ترکيب کرد [ ملاتقي، 108:1381 ].
از ميان قاريان مشهور جهان، « شهيد القراء » [ قاسم احمد، 36:1374 ] يعني استاد محمد صديق منشاوي، در اجراي مقام حجاز مهارت و استادي فوق العاده اي از خود به نمايش گزارده است [ ملاتقي، 151:1381 ].

نهاوند

در مورد خاستگاه اين مقام دو نظر وجود دارد: عده اي معتقدند، در زمان هاي دور در منطقه ي نهاوند ايران، نغماتي در ميان مردم زمزمه مي شد که منحصر به فرد بود و گروهي ديگر، خاستگاه اوليه ي آن را کشور هند مي دانند. اما به هر حال اين مقام از هر کجا که باشد، امروزه رنگ و بوي عربي به خود گرفته است و چون دانه هاي مرواريد، در ميان نغمات قرآني خودنمايي مي کند [ نرم افزار مائده ].
نهاوند از نغمات و مقاماتي است که نه مانند صبا بسيار حزين و نه مانند سه گاه شور آفرين است، بلکه از مقامات معتدل است که به قاري قدرت مانور بيش تري مي دهد [ مجموعه نرم افزارهاي آموزشي آشنايي با دستگاه ها و نغمات قرآني ].
نغمه ي فرعي که در اين مقام وجود دارد، « نيکريت » نام دارد [ رجب نژاد، 1379 :37 ]. بهترين محل اجراي اين مقام، داستان هاي قرآني، و استاد مسلم اين نغمه مرحوم مصطفي اسماعيل است که در اجراي آن از تکنيک « موجي خواني » که از ابزارهاي تنوع لحن به حساب مي آيد، به صورتي زيبا و دل نشين استفاده مي کند [ نرم افزار مائده ].          
استاد عربي القباني معتقد است،راحت ترين کارها، آوردن نهاوند پس از سه گاه است [ عربي القباني، 54:1377 ]. و مي توان نهاوند را با مقامات رست، صبا و سه گاه ترکيب کرد [ ملاتقي، 109:1381 ].

 


نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم دی 1388 توسط سعید رضائی

سه گاه

گروهي زادگاه اين مقام را آذربايجان و اهل آن را از بهترين اجرا کنندگان سه گاه مي دانند، اما به مرور زمان اين مقام درساير سرزمين هاي هم جوار گسترش پيدا کرده و به دليل ويژگي منحصر به فرد لحني خود، در ميان عرب زبانان جايگاه ويژه و مناسبي براي خود کسب کرده و با گذشت زمان، رنگ و بوي عربي به خود گرفته است ؛ به نحوي که هم اکنون يکي از مقامات اصيل و نام آشنا در ميان مقامات و الحان قرآن کريم است.          
استادان لحن، سه گاه را گل سرخ و نگين مقامات و در مباحث زيباشناسي اين مقام را به دليل حلاوت در دل نشيني، برانگيزاننده ي حس محبت، عشق و سوز دل معرفي مي کنند [نرم افزار مائده].   
استاد محمد رفعت که به واسطه ي نبوغ ذاتي اش در خلق الحان و اصوات، بنيانگذار سبک جديد و رايج در تلاوت قرآن کريم [عربي القباني، 102:1377] و ميان قاريان مشهور جهان، به « قيثاره السماء » يعني گيتار آسمان [قاسم احمد، 34:1374] ملقب شده است، در اجراي مقام سه گاه اجراهاي استادانه اي دارد [نرم افزار مائده]. از ديدگاه استادان لحن، اين مقام گونه هاي ديگري نيز دارد، از جمله سه گاه حزام که استاد مصطفي اسماعيل درقرائت سوره هاي لقمان، نازعات و علق آن را با استادي تمام اجرا کرده است [پيشين].           
آن چه از تلاوت قاريان بزرگ و رهنمود استادان لحن به دست مي آيد، آياتي با مضامين عشق، وعده ي الهي، بشارت، مغفرت، صفات مؤمنان، استجابت دعا و پيروزي، بهترين محل هاي اجراي مقام سرور آفرين سه گاه هستند. نکته ي مهمي که لازم به ذکر است اين که، اين مقام با جرياني آرام و پرسوز آغاز مي شود و با انتقال احساسات عالي، توجه شنونده را به خود جلب ميکند [پيشين].            
به طور معمول، قاريان بزرگ اين مقام را پس از حجاز مي خوانند، [مجموعه نرم افزارهاي آموزشي آشنايي با دستگاه ها و نغمات قرآني]. ولي مي توان قبل و بعد از اين مقام، از حجاز و هم چنين چهار گاه استفاده کرد و ترکيب سه گاه با مقامات رست، صبا و نهاوند جايز است [ملاتقي، 110:1381]. اما استادان لحن توصيه کرده اند که اين مقام پس از مقامات رست، حجاز، نهاوند و چهارگاه اجرا شود [نرم افزار مائده].

چهار گاه

اين مقام ترکيبي از نغمات ماهور، چهارگاه و چند مقام فرعي و کوچک ديگر است. نغمه ي ماهور نقش بسيار مهمي در اين مقام ايفا مي کند [پيشين]، چون گوشه هايي از ماهور به چهار گاه ختم مي شود که در تلاوت بسيار زيبا جلوه مي کند [رجب نژاد، 37:1379]. چهارگاه از دو واژه ي چهار و گاه به معناي چهارمين محل توقف يا چهارمين زمان تشکيل شده و عده ي بسياري از استادان لحن معتقدند، به وجود آمدن چهارگاه، با رعد و برق آسمان مرتبط است. به هر حال، اين نغمات از هرجا که برخاسته اند، امروزه در ميان اعراب رنگ و بوي عربي به خود گرفته و به عجم معروف اند. اعراب معتقدند، عجم مقامي است درخشان و پاک که با جوشش و عظمت و هيجان خود، شور و شوق جواني را در انسان ايجاد مي کند و به ارائه ي شبه تحريرها که نقش مهمي در اين مقام دارند، تأکيد مي کنند. مهم ترين محل هاي اجراي اين مقام در آياتي با مفاهيم خدا، بهشت، توبه، معجزات پيامبران، دعا و درخواست و نيز حرکت و مبارزه، مي توان بهره جست و از تأثيرات مهم آن مي توان به ايجاد شور، شوق و هيجان در شنونده اشاره کرد [نرم افزار مائده].      
از ميان قاريان مشهور دنيا، استاد شحات محمد انور که درتلاوت داراي سبک «تأليف بديع » [تهراني، 1374: 70]دارد ، برخلاف بيش تر قاريان حال حاضر که سبک تأليف تقليد دارند، استاد اجراي اين مقام است[ ملاتقي، 1381 :151] . بر اساس توصيه ي استادان لحن و اجراي اکثر قاريان بزرگ دنيا، بهتر آن است که اين مقام را پس از مقامات رست و سه گاه تلاوت کنيم؛ هر چند که مرحوم عبدالباسط پس از مقام حجاز و مرحوم منشاوي پس از بيات و نهاوند وارد اين مقام شده اند[نرم افزار مائده]. ترکيب اين مقام با صبا، جايز است ومي توان آن را با مقامات بيات، رست و سه گاه همراه کرد [ملاتقي، 1381 :111].

 

نکاتي درخصوص قرائت قرآن کريم

در هر قرائت ما با سه کليد اساسي سروکار داريم که عبارت اند از : سطح صدا درشروع تلاوت، ابزار تنوع لحن وآشنايي با محدوده ي مقامات. محدوده ي مقامات در مباحث گذشته بحث شد. اکنون موارد اول و دوم را بررسي مي کنيم.

سطح صدا در شروع تلاوت

صداي هر يک از ما درآغاز تلاوت، تابع يکي از سه سطح پايين تر، برابر و بالاتر از سطح گفتار روزمره است . استادان لحن توصيه مي کنند، بهتر آن است که سطح شروع به تلاوت پايين تر از سطح صدا در گفتار روزمره باشد، مگر در مسابقات که ممکن است قاري به خاطر کمبود وقت و ... سطح برابر و يا بالاتر از سطح گفتار روزمره را انتخاب کند[نرم افزار مائده].

2. ابزار تنوع لحن

بايد گفت که صداي ما در اجراي نغمات و مقامات نيازمند ابزاري است تا تنوع لحني در مقامات ايجاد کند. اين ابزار عبارت اند از: 1. ساده خواني: به صداي ممتدي که قاري دخالتي در تغيير حالت آن نمي کند، کند ؛ ساده خواني مي گويند.
2. موجي خواني: در صورتي محقق مي شود که موجي در صدا ايجاد شود. 3. تحرير خواني: به اجراي شبه تحرير و ايجاد گروه صوتي در صداي ممتد يا موجي تحرير گفته مي شود.           
4. جهش خواني: به جهش يکباره ي صوت به طبقات بالاي صوتي، جهش خواني گفته مي شود. 5. معکوس خواني: به حرکت پايين رونده ي صوت از موقعيت جاري به سوي طبقات پايين صدا، معکوس خواني گفته مي شود. 6. نهفت خواني: به کارگيري بم صدا يا پايين ترين سطح صدا در قسمت هاي متفاوت تلاوت است. بايد گفت، نهفت خواني از کاربردي ترين و مهم ترين ابزار تنوع لحن است که باعث جلب توجه مستمعين، استراحت دستگاه تکلم، افزايش مدت تلاوت و جلوگيري از اوج هاي پي در پي و خسته کننده براي قاري و مستمعين مي شود. [پيشين].

ارتباط صوت با معناي آيه

اگرقاري قرآن به معناي آيات تسلط کافي داشته باشد، مي تواند با متناسب ساختن صوت خود با معاني آيات، به تلاوت زيبا، لطيف و با نفوذ که مورد نظر خود و مستمعين است، دست يابد. براي مثال، آياتي که مشتمل بر امر، تهديد، صفات جلاليه ي خداوند، دستورات ملائک به مجرمين در روز قيامت، سخنان انبياي الهي در برابر امت هاي خويش و.... هستند، بهتر است در پرده هاي صوتي بالا تلاوت شوند و بر عکس، آيات مشتمل بر دعا، تضرع به درگاه خداوند، سخنان کفر آميز مشرکان و شيطان و سخناني که با صداي بلند، گفتن آن ها زياد جالب نيست، مانند «.... ان أنکر الاصوات لصوت الحمير » بهتر آن است که در پرده هاي صوتي پايين يا متوسط قرائت شوند.
بايد گفت، انطباق صوت با معناي آيات، جداي از لذت معنوي که به قاري مي دهد، بر معنويت قرائتش نيز مي افزايد و مفهوم آيه را با نفوذ بيش تري بر مستمع تلقين مي کند. براي مثال، اگر شما بخواهيد شخصي را از راه دور صدا بزنيد، بايد با فرياد وي را بخوانيد و اگر وي را با صداي آهسته بخوانيد، تمسخر آميز و بي اثر خواهد بود. آيات قرآن نيز بايد به گونه اي تلاوت شوند که صوت، منطبق بر معنا باشد [ملاتقي، 76:1381].

روش صحيح تنفس در قرائت

روش درست تنفس در قرائت، استنشاق هوا از بيني است، زيرا بيني هوا را گرم مي کند و به وسيله ي مخاط هاي کناره ي خود آن را تميز، صاف و نرم مي کند. اين سه عمل، در حين قرائت به قاري کمک بسيار مي کند [مجموعه نرم افزارهاي آموزشي آشنايي با دستگاه ها و نغمات قرآني]. بر اوج گرفتن در پرده هاي صوتي بالا، بهتر است که ريه ها را از هواي مرده، خالي کرد و با راندن سينه به جلو، تنفس عميق انجام داد [ملاتقي، 80:1381].
از ميان شيوه هاي تنفس از راه بيني، شيوه ي تنفس شکمي بهترين روش است. در اين نوع تنفس، مرکز تجمع هوا قسمت پايين شش هاست و همين عامل باعث وارد شدن فشار بر پرده ي ديافراگم و راندن آن به ست شکم و باز شدن دنده ها و عضلات بين دنده اي هم جوار با پرده ي ديافراگم مي شود. لذا برآمدن شکم و پهلوها و احساس جدايي مهره هاي ستون فقرات، از نشانه هاي بارز چنين تنفسي است.
اين شيوه ي تنفس ويژگي هايي دارد از جمله: 1. کار حنجره، توليد صوت بدون تحمل فشار ناشي از کنترل خروج هواست؛ 2. کار پرده ي ديافراگم و عضلات بين دنده اي، کنترل خروج هوا و استحکام صوت است ؛ 3. استفاده ي مطلوب از فضاي تشديد سينه اي و دهاني به خاطر رها بودن عضلات قفسه ي سينه، گردن و دهان ؛ 4. به حداقل رسيدن تنش در عضلات [نرم افزار مائده].

انواع قرائات از نظر استفاده از مقامات

1. مبسوط خواني: قاري در اين نوع قرائت، فقط با استفاده از يک مقام، بخش هاي سه گانه ي آن را به طور کامل اجرا مي کند.
2. قرائت محوري: قاري يک مقام را به صورت محور و پايه قرار مي دهد و از مقامات ديگر حول اين محور استفاده مي کند. يعني پس از اجراي مقام اصلي، به مقامي ديگر منتقل مي شود و پس از اجراي آن، دوباره به همان مقام اصلي باز مي گردد. معمولا دو مقام رست و نهاوند به خاطر قابليت مانور و گستردگي، محور اين نوع قرائت قرار مي گيرند.      
3. قرائت متنوع: قاري در آن از مقامات زيادي استفاده مي کند.
4. قرائت ترکيبي: قاري در طول تلاوت خود به ترکيب اجزاي متفاوت يک مقام دست مي زند يا قسمت هايي از يک مقام را با قسمت هاي مقامي ديگر ترکيب مي کند. شرط تلاوت به اين شيوه، تسلط زياد قاري است. قرائت ترکيبي، خود گونه هايي دارد که عبارت اند از: الف) ترکيبي متماثل: ترکيب اجزاي يک مقام با هم، مانند ترکيب قرار با جواب همان مقام.      
ب) ترکيبي متجانس: ترکيب اجزاي نزديک به هم دو مقام، مانند ترکيب اجزاي دو مقام صبا و حجاز. ج) ترکيبي متباعد: ترکيب دو مقام دور از هم با استفاده از يک مبدل يا مقام عبوري، مانند ترکيب صبا و سه گاه با استفاده از نغمه ي فرعي رمل [ملاتقي، 101:1381 ؛ مجموعه نوارهاي آموزشي آشنايي با دستگاه ها و نغمات قرآني].

سبک هاي چهار گانه ي تلاوت قرآن کريم

1. سبک بديع مانند سبک استاد محمد رفعت ؛ 2. سبک تقليد مانند سبک تلاوت استاد ابراهيم شعشاعي ؛ 3. سبک تأليف - تقليد، مانند سبک تلاوت بيش تر قاريان عصر حاضر ؛ 4. سبک تلاوت تأليف بديع مانند سبک استاد شحات محمد انور [تهراني، 1374: 70].

تحرير و انواع آن در قرائت قرآن کريم

يکي از عوامل زيبايي در قرائت قرآن کريم، استفاده از فن تحرير است. تحرير عبارت است از ايجاد گره صوتي در حنجره. به عبارت ديگر، زاده ي هوا و حنجره است.
تحرير از نظر کيفيت بر دو نوع است: الف ) تحرير کامل: به گره کامل صوتي گفته مي شود که اگر اين گره صوتي ناشي از حزن باشد، به آن « بکاء الصوت » و در غير اين صورت تحرير کامل گفته مي شود.ب) شبه تحرير: به گروه ناقص صوتي شبه تحرير گفته مي شود که در آن از لرزش اندام هاي صوتي به گونه اي کاملا ظريف براي افزايش کيفيت شبه تحرير استفاده مي شود بايد گفت، آن چه درقرائت قرآن استفاده مي شود، شبه تحرير است که قاريان آن را تحرير مي نامند [نرم افزار مائده].

جايگاه تحرير در کلمات قرآن کريم

الف ) تحريري روي حروف: از بيست و هشت حرف زبان عربي، هفت حرف تحريرپذيرند، يعني به شرط عدم خلل در صحت و درستي اداي اين حروف، مي توان از فن تحرير بهره جست. ترتيب تحرير پذيري اين حروف از زياد به کم چنين است: ن، م، ي، و، ع، ر. تحرير در حروفي به غير از موارد يادشده، به خاطر ايجاد خلل در مخرج وصفات حروف کاملا غلط است.         
ب) تحرير روي صداها و کشش ها: محل هاي اصلي تحرير در اين گونه شامل: صداهاي کشيده، مدها، کشش هاي خيشومي، اقلاب، ادغام و اخفاست. حرکات کوتاه، تحرير پذير نيستند، زيرا هر نوع تحرير روي صداهاي کوتاه، موجب کشش آن ها مي شود که اين عمل از نظر تجويدي غلط است [پيشين].

تأثير گوش در تلاوت

مقصود از گوش تمرکز آگاهانه در دريافت و تشخيص صوت است. برخي از قاريان، اصوات و تمايز بين آن ها را دقيق تر تشخيص مي دهند. لذا علاوه بر لذتي که از شنيدن صداها مي برند، با دقت و سرعت بيش تر در واکنش هاي صوتي خود دخالت مي کنند. اگر شما قاري عزيز مي خواهيد گوش خوبي داشته باشيد تا به وسيله ي آن بتوانيد جزئيات و تنوعات صوت، حروف و مدات را بهتر تشخيص دهيد، لازم است به سه نکته توجه کنيد:
1. تقليد محض از قاري منتخب: اين کار به منزله ي اولين پله ي نردبان تلاوت است و اثر انکارناپذيري در ساختمان تلاوت خواهد داشت. از اين جهت که دقت در انتخاب مرجع تلاوت، ما را به موفقيت هاي بيش تر مي رساند، بايد در انتخاب مرجع تلاوت، به اين نکات توجه کرد:          
الف ) اگر کيفيت صداي شما گلويي و يا دهاني است، مرجع تلاوت شما نيز بايد صدايش گلويي يا دهاني باشد؛
ب) مرجع تلاوت شما بايد بيش ترين دقت را در اجراي اصول تناسب، ضرب و تکيه داشته باشد؛   
ج) مرجع تلاوت به اصل تجويد در هنگام تلاوت مقيد باشد؛
د) از همه ي طبقات صوتي در هنگام تلاوت استفاده کند؛
و) حس پيام رساني درقالب توجه به معاني آيات، در تلاوت وي جاري و ساري باشد؛
ي ) در شما خلاقيت و خود اتکايي ايجاد کند.         
از بهترين مراجع تلاوت در ميان قاريان معروف جهان مي توان به استاد مصطفي اسماعيل، عبدالفتاح شعشاعي، کامل يوسف، عبدالباسط، محمدصديق منشاوي، محمود علي البناء، شحات محمد انور، محمد عبدالعزيز حصان و محمد احمد شبيب اشاره کرد [پيشين].

2. گوش دادن به تلاوت خود:

گام اول: شما پس از ضبط و شنيدن صداي خود، برخلاف آن چه در مورد صداي خود تصور کرده ايد، با صدايي شل، وارفته، ساختگي، فاقد احساس و انگيزه، صوتي مهمل، خفه و خيشومي و با کم ترين شباهت به صداي خود مواجه مي شويد. علت چنين مواجهه اي اين است که شما علاوه بر تأثير تشديد جمجمه اي، صداي خود را به صورت ذهني مي شنويد. در نتيجه با چنين ويژگي هايي در صداي خود برخورد نمي کنيد. استفاده از ضبط صوت اين امکان را براي شما فراهم مي آورد تا علاوه بر رفع ايرادات و اشتباهات احتمالي، صداي خود را آن چنان که به گوش ديگران مي رسد و نه آن طور که خود مي شنويد، بشنويد و در نهايت ميان صداي مورد تصور خود و صداي ضبط شده سازش برقرار کنيد.          
گام دوم: شنيدن صداي خود در حين تلاوت است که اگر چنين فرصتي را براي خود مهيا نکنيد، تلاوت شما سطحي، معمولي و فاقد تازگي خواهد بود. توجه به عواملي چون ضرب، تکيه در کلمه، تناسب، تحرير، تلفظ صحيح حروف و تمرکز آگاهانه و... دقت شما را افزايش مي هد و از تنش عضلات گردن مي کاهد.
3. بهره مندي از استادان مجرب: در طول بررسي تلاوت خود لازم است قرائت خود را در محضر استادي مجرب عرضه کنيد. زيرا لازم است گوش سومي که بدان اطمينان داريد، شيوه ي عملکرد شما را برايتان بازگو کند و با تذکرات سازنده ي خود، شما را از انحراف از مسير رشد باز دارد [پيشين].

کشف صداي صحيح

براي کشف صداي صحيح، بايد در تلاوت خود به اين نکات توجه کنيم:      
1. آزاد و رها بودن عضلات مؤثر در کيفيت صوت.    
2. تنفس شکمي از طريق بيني و ذخيره نکردن غير متعارف هوا در شش ها.           
3. وارد نکردن فشار بر حنجره به هنگام توليد صوت.         
4. تبديل هوا به صوت در هنگام بازدم ؛ يعني صوت ما هنگام خواندن کلمات نفسي نباشد، به خصوص در ابتداي صوت.
5. افزايش يا کاهش شدت صوت با توجه به معني آيه.        
6. به کارگيري تمامي طبقات صوتي به هنگام تلاوت.          
7. ايجاد طنين مطلوب در صدا از طريق تشديد سينه اي و دهاني.
8. تلفظ صحيح حروف به تنهايي يا در قالب کلمات گوناگون.         
9. رعايت ضرب به منظور تلفظ روان و دل نشين حروف.     
10. توجه و تمرين کافي براي تسلط بر محل هاي تکيه در کلمات و رساندن پيام آيات از طريق تکيه در کلام.     
11. رعايت دقيق تناسب در تلاوت.     
12. توجه به معاني و مطالعه ي تفاسير.        
13. تمرين چگونه شنيدن يا نظارت دقيق و هوشيارانه بر صحت عملکرد در حين قرائت آيات و مشاوره با استادان مجرب.           
14. تناسب لحن با معنا، پيام، و احساس دروني از آيات، لحن شما را تعيين کند [پيشين].

توصيه هاي ضروري

الف ) اگر هنگام قرائت قرآن احساس مي کنيد که حالت چهره ي شما عوض مي شود، يا دهان خود را بيش از حد باز مي کنيد و يا اين که به خود فشار وارد مي کنيد، به طور حتم بدانيد که با صداي صحيح و مطلوب خودتان تلاوت نمي کنيد. بايد دانست، براي انتقال معاني و مفاهيم آيات، نيازي به ايجاد فشار و کشش زايد درعضلات نيست.
ب) بهترين سطوح براي تلاوت، ابتدا قرار و سپس جواب است. پس از اين دو، براي جلوگيري از بيماري حنجره و کاهش عمر تلاوت، اوج هاي منطقي را جايگزين جيغ هاي بدون ضابطه کنيد. از نشانه هاي بارز اوج هاي منطقي مي توان به گرفته نشدن عضلات صورت، گردن، سينه و حنجره اشاره کرد.
ج) به جاي تقليد از صداي مرجع تلاوت خود، از فنون تلاوت وي بهره مند شويد.
د) اگر شما طبقات صوتي خود را با تمرينات کشش صدا و تحرير در حد يکي از طبقات بشناسيد و آماده کنيد، به طور يقين عکس العمل صدايتان دقيق تر و لحن شما زيباتر خواهد بود.     
و) اگر حنجره ي شما به خاطر بيماري هاي گوناگون دچار التهاب يا عارضه اي شده است، تمامي تمرينات را تا بهبودي کامل متوقف کنيد.    
ي ) اگر حنجره ي شما با علائمي چون خستگي، احساس خارش و سوزش در گلو، صاف کردن پي در پي گلو، سرفه، پرش و شکست صوت مواجه شد، به پزشک متخصص مراجعه و اين نکات را نيز رعايت کنيد: استراحت و آرامش خاطر، رژيم غذايي مناسب از جمله پرهيز از غذاهاي چرب، سرخ کرده، سرکه، فلفل، ادويه جات، طعم دهنده ها، ترشي و هر آنچه گلو را تحريک مي کند. در مقابل، سوپ مرغ، ميوه، سبزيجات و ليمو شيرين را به برنامه ي غذايي خود بيفزاييد. مصرف زياد مايعات مانند آب ميوه، چاي و پرهيز از نوشابه هاي گاز دار و آب بسيار سرد و گرم، انجام عمل غرغره با آب نمک در سه زمان صبح، ظهر، شب، مرطوب نگه داشتن هوا و در صورت امکان استنشاق بخار آب و در نهايت مسواک زدن دندان ها و ترميم دندان هاي خراب مي تواند ما را در اجراي قرائتي تأثير گذار و عالي کمک کند [پيشين]

پي نوشت :

1. نرم افزار مائده، 2. پيشين 
منابع   
1. بيگلري، حسن. سرالبيان في علم القرآن. انتشارات سنايي. زنجان. بي جا. 1372.
2. تهراني، ابراهيم ميرزا مهدي. مباني موسيقي قرائت قرآن کريم. نشر زلال. بي جا. چاپ اول. 1374.           
3. رجب نژاد، محمد رضا. نگرشي به مباني فقهي موسيقي. انتشارات عابديني. چاپ اول. تابستان 1379.         
4. عربي القباني، محمد. صوت و لحن در قرآن کريم. ترجمه ي محمد حسين ملک زاده. انتشارات مؤسسه ي فرهنگي - انتشاراتي حضور. قم. چاپ اول. پاييز 1377.
5. قاسم احمد، مريم. نگاهي به زندگاني قاريان مشهور قرآن کريم. انتشارات جهاد دانشگاهي دانشگاه تهران. چاپ 1374.           
6. ملاتقي، عباس. مباني قرائت قرآن کريم. انتشارات دفتر نشر مصطفي. قم. چاپ اول. بهار 1381.      
7. مجموعه نوارهاي آموزشي آشنايي با دستگاه ها و مقامات و الحان قرآني. با صداي جناب آقاي رحيم خاکي. انتشارات معاونت آموزشي جهاد دانشگاهي واحد تهران.
8. محمدي، محمد حسين. گلستان معماهاي قرآني. انتشارات يا رغائب السلام. قم. چاپ اول. 1382. 
9. ملائيان،يحيي، زندگي نامه ي قاريان مشهور جهان. انتشارات روح. قم. چاپ اول. بهار 1380.           
10. نرم افزار المائده ي 2. انتشارات پيغام نور رايانه.

 


نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم دی 1388 توسط سعید رضائی


 اركان مهم تشكيل دهنده تواشيح عبارتند از:           
 1- كلام (شعر): كه عموما يـــا بر وزن يكي از اوزان عروضي شعر عرب ساخته مي شودو يا خارج از وزن عروضي است كه اغلب از همين نوع است. در اين زمينه استاد حاج عباس حزباوي سهم بسزائي در كتابت اشعارتواشيح دارند كه نه فقط گروه ثقلين بلكه اغلب گروههاي كشور را تغذيه شعري مي كنند .  
 2- لحن: لحن يا همان آهنگ دومين ركن تواشيح است كه خود يك هنر مستقل بشمار مي رود دراين خصوص مسئول گروه به دو شيوه عمل مي كند:

 نخست آهنگسازي است دراين مرحله شعري را بگونه اي آهنگسازي نموده كه متناسب با كلمات و موضوع آن تواشيح باشد دراين صورت تواشيح 100% ابداعي است .

شيوه دوم اقتباس است يعني آهنگ زيبائي از موسيقي اصيل عرب انتخاب مي شود و كلمات در آن جاسازي مي شود ملاك انتخاب زيبائي آهنگ و تناسب آن با كلمات است واين تشخيص به عهده مسئول گروه است كه خود احاطه لازم به مكاتب مختلف موسيقي اصيل عرب را داراست .  بعنوان مثال وقتي استاد ابو العينين شعيشع تواشيح (اقرا باسم ربك يامرسل)را استماع نمود شديدا متاثرگشت و عنوان كرد كه : (من اين آهنگ راقبلا شنيده بودم و آهنگي است كه مرحوم شيخ سيد درويش ساخته است و شايد همه مصريها هم آن را شنيده باشد اما بحدي متاُثر شدم و گريستم كه قبلا چنين احساسي نداشتم واين بجهت زيبائي اداي شماست واز آن مهمتر تبديل كلمات اين لحن به كلماتي ديني ودر مدح حضرت رسول‹ص›).

البته اقتباس خود اصولي دارد وتنظيم و وصل قطعات به يكديگر خود هنري جدا و مستقل است، ما براي آهنگسازان مسلمان وحتي غيرمسلمان اين نوع آهنگها كه مورد اقتباس و استفاده ديني و مذهبي قرار مي گيرند و مي دانيم هيچكدام ازآنهادر قيد حيات نيستند طلب آمرزش و مغفرت مي كنيم و ترديدي نيست كه صدقه جاريه اي براي آنها محسوب مي شود و از ثواب آن بي نصيب نخواهند بود،اميدواريم براي ما نيز چنين باشد.
 3-اداء: ركن سوم يك تواشيح اجراء واداي آن است كه بسيار مهم است هر اندازه كه هماهنگي و تسلط بين اعضاي گروه بيشتر باشد واز صداي هاي رسا وجذابي برخوردار باشند و با احساس بيشتري اجرا نمايند قطعا مؤثرتر و بهتراست و كيفيت مطلوبي خواهد شد و چه بسا آهنگ زيبائي با ادائي بد از بين برود.    
 4-مستمع: ركن چهارم توليد يك تواشيح مستمع است (ياهمان گوش دهنده است كه بنظرمي آيد ازكلمه شنونده دقيق تراست) قطعاً تا شنونده اي براي اين كار نباشد ويا ضرورتي ايجاب نكند كه تواشيح توليد شود هيچگاه بوجود نمي آيد در اين خصوص در جمهوري اسلامي استقبال مردم مسلمان وعلاقه مند، اين پديده را بوجود آورده كه اميدوارم استمرارداشته باشد.         
 

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفدهم دی 1388 توسط سعید رضائی

  تواشيح چيست ؟ موشحات چيست ؟ چه تفاوتي با اناشيد ، مدائح، ابتهال، مناجاه، دعا، قوالي،مولودخواني و مداحي دارد؟

تواشيح هنري است ديني كه از تركيب دو هنر شعر و موسيقي تشكيل شده است .

بنابراين دو تعريف مجزا دارد : 1ـ تواشيح از حيث نغمات و موسيقي

2ـ تواشيح از حيث شعر و ادب

قبل از توضيح و تعريف موارد فوق ابتدا با ريشه واژه  تواشيح و موشحات از نظر لغوي و وجه تسميه آنها آشنا مي شويم ، تواشيح جمع كلمه توشيح است يا وشاح و موشحات جمع كلمه (مُوَشح) كه از ريشه (وشح) به معناي آراستن است و به دو بندي كه با نگينهائي از لؤلؤ و جواهرات قيمتي مرصع شده باشد و زنان به جهت زيبايي بر گردن مي بندند اطلاق مي شود و نيز به نوعي شعر از حيث وزن و عروض هم گفته مي شود . تواشيح كلمه اي است عربي و هيچ ريشه اي در زبانهاي ديگر ندارد .

امّا از حيث كاربردي و اصطلاح عام : تواشيح آواز ديني است كه موضوعات آن يا دعائي است و يا در مدح حضرت رسول (ص) و ائمه اطهار (عليهم السلام) ، زبان آن عربي است و اغلب بدون همراهي ساز است ، داراي تكخوان است و گروهي كه با آن همراهي كنند كه به (بطانه) معروفند، مملو از هنرهاي زيباي تنغيمي است و عموماً ريتميك است .

و اما موشح و موشحات : اصولاً به يك مكتب موسيقي مستقل در موسيقي عرب اطلاق مي شود كه در اندلس نشأت گرفته بود و اعم از تواشيح است چرا كه شامل اشعار غير ديني هم مي شود ، پس هرگاه بگوئيم موشحات ممكن است تواشيح باشد و ممكن است نباشد اما با همان قالب لحني و شعري

تعريف موشحات از نظر قالب شعري :

همانگونه كه عنوان شد موشحات يك مكتب موسيقي عربي(*) مستقل است كه با ساير مكاتب موسيقي عرب فرق دارد از جمله تفاوت هاي اساسي آن با ساير مكاتب موسيقي مي توان به بحث زير اشاره نمود :

موشح نوعي طغيان و عدول از شيوه ادائي عام در موسيقي عرب تلقي   مي شود ، به اين جهت كه مكاتب ديگر موسيقي ، همواره موسيقي در خدمت شعر است بدين معني كه شعر استواري خودش را حفظ مي كند و موسيقي بايد خود را با آن وفق دهد ولي در موشحات مسأله عكس است يعني در اينجا شعر است كه بايد خود را با نغمات و الحان وفق دهد به همين دليل اوزان شعري موشحات با ساير اوزان عروض در شعر عرب فرق دارد .

معمولاً در شعر ساير مكاتب موسيقي (مطلع) بيت اول بسيار قوي و جذاب سروده مي شود اما در موشحات آخرين قفل(خرجه) چنين صفتي دارد .

شعر موشح سنتي و متداول قديم از چهار قسمت تقسيم مي شود : 1ـ (معني) بديهي است كه در شعر بايد هدف مشخصي دنبال شود و بگونه اي معني از اول تا آخر اشعار دنبال مي شود .

2ـ (قفل) بيت يا ابياتي از شعر است با قافيه اي مشخص كه معمولاً در ابتداي موشح قرار مي گيرد و بعد از چند بيت با قافيه هاي مختلف ، همراه با قافيه اول تكرار ميشود كه به آن (سمط) نيز مي گويند . سمط كه جمع آن اسماط است ، به معني بند تسبيح يا گردن بند است كه بقيه ابيات را به هم متصل    مي سازد .عموماً موشح حداكثر 7 قفل دارد . هميشه تعداد ابيات كمتر از اقفال است . چرا كه بيت بين دو قفل قرار مي گيرد .

 *از آنجائيكه موسيقي عربي اصولاً همراه با كلام است و كارهائي چون اوپرا و اوپرت و سمفوني... در آن يافت نمي شود و بسيار نادر مي توان موسيقي بدون كلام همچون بشرف و سماعي در آن پيدا نمود پس هرگاه لفظ موسيقي عرب عنوان شد منظور همان موسيقي با كلام است . اگر موشح بيش از 6 قفل و 5 بيت داشته باشد (تام) نام دارد و اگر كمتر باشديا اينكه قفل نداشته باشد (اقرع) ناميده مي شود .معمولاً موشح تام با قفل شروع مي شود و اما موشح اقرع با بيت .

  3ـ بيت: شعري است كه بين دو قفل سروده مي شود و به آن (دور)نيز مي گويند بيت از اجزايي تشكيل مي شود كه به هر كدام غصن مي گويند و جمع آن اغصان است و معمولاً هر بيت سه غصن دارد . تشابه ابيات از نظر وزن و تعداد اجزاء شرط است .

  4ـ خرجه :قفل آخر موشح را خرجه مي گويند . خرجه بايد از حيث معني و لحن در اوج زيبائي باشد و نتيجه نهايي باشد و هيجان را در مستمع بوجود آورد .

نمونه اي از يك موشح (تواشيح):**

               سبحانك ربي سبحانك                          سبحانك ما اعظم شانك

قفل (سمط )                                            ندعوك و نرجوغفرانك

بيت چهار جزئی            ندخل بيتك تستقبلنا                   نفحات الطهر تغسلنا

     فاذا بالنور يقابلنا                   و اذا برحابك يقبلنا

قفل (سمط )                                      و نري في الطاعة برهانك

بيت چهار جزئی                       اتقرب منك بصلواتِ              فعسي ان تُمحِيَ زلاتي

           و تستر بفضلك عوراتي                   و اُقدم خالص دعواتي

قفل (سمط )                                          لتنزل فيضك و حنانك

انواع موشحات از حيث شعري : الف : اشتراك وزن اقفال و ابيات و عدم تشخيص دقيق آنها ب : تفاوت شديد بين وزن اقفال و ابيات و واضح بودن آن براي مستمع ج: مطابق اوزان عروضي معروف و متداول شعر عرب د : عدم وجود وزني مشخص و از هم پاشيدگي كلمات به شكلي غريب كه صحت و سقم آن ناپيداست كه با شيوه آهنگسازي جبران مي شود . ه ـ عليرغم عدم رعايت دقيق اعراب ( كشيدن حركات كوتاه بيش از حد لازم ، يا ساكن كردن متحرك و حركت دادن ساكن ) معنا را مي رساند و براي مستمع مفهوم است گرچه در اين نوع ممكن است (وشّاح) بر كلمه اي بي معني مكث كند يا آنرا بكشد تا براي وي به منزله عصايي باشد كه به آن تكيه كند .

تعريف لحني موشحات :

همانگونه كه اشاره شد موشحات دو تعريف دارد ، يكي از حيث قالب شعري (گذشت) و ديگري از حيث نغمات و لحن . و اينكه عموماً موشحات ريتميك هستند و به عبارتي با وزن (ضرب) همراه هستند كه ويژه آنها ادا مي شوند و اغلب از اوزان 8/10 سماعي ثقيل ،4/4 (وحده كبيره) ، 4/2 (وحده صغيره) ، 4/8 (مصمودي) ، 8/7 (دور هندي ) و (نوخت) ،4/3 (والس) ، 8/6 (دارج) . در موشحات استفاده مي شود .

يك موشح سنتي عربي از چهار ركن اصلي تقسيم مي شود : 1ـ (بدنيه اول) *كه عبارت است از يك ملودي ثابت و محوري با يكي از مقامهاي عربي كه توسط كر ادا مي شود . 2

ـ (بدنيه دوم) تكرار همان ملودي با كلمات و اشعار جديد .

  3ـ (خانه) يك يا چند ملودي جديد است كه از حيث مقام و احياناً ريتم با ملودي اول فرق دارد معمولاً با پردة صوتي بالا ادا مي شود و اصولاً بين تك خوان و كر رد و بدل شده و احياناً به تغيير مقام (مدلاسيون) پرداخته مي شود .

  (قفله) شيوه برگشت از مقامهاي متنوع به مقام اصلي (بدنيه اول) با ظرافت و زيبائي فائق و به پايان بردن موشح ، ناگفته نماند آنچه عنوان شد بناي اصولي يك موشح است و ممكن است انواع ديگري نيز يافت شود از جمله اينكه فقط يك بدينه باشد و يك خانه و يك قفله و نيز ممكن است سه بدينه باشد و يك قفله .

*بدنيه يا ملودي محوري يك تواشيح ، نامهاي ديگري از قبيل مذهب و تسليم نيز دارد كه كم و بيش مصطلح مي باشند.

تعريف موشح از نظر ابن خلدون

امّا متأخران اندلس پس از آنكه شعر در سرزمين آنها فزوني يافت و مقاصد و فنون آن تهذيب شد و به منتهاي آرايش رسيد فني از آن ابداع كردند كه آن را به نام موشح خواندند و آن قطعه شعري است كه به سمطها و غصن ها تقسيم مي شود و مجموعة اين اسماط و اغصان را بيت گويند و هر موشح حداكثر هفت بيت است و اينكه موشح در اغراض مختلف چون غزل و مدح بكار مي رود .

 تعريف موشح از نظر سناء الملك ابوالقاسم هبه الله بن القاضي الرشيد بن سناء الملك متوفي 608 ه .ق در مقدمه كتاب مشهورش (دارالطراز في عمل الموشحات) در مورد وصف تواشيح مي گويد : « اين هنر معيار فهم و درك و ميزان هوش و عصاره عقول است كه بسيار طرب انگيز است و... تا آنجائيكه مي گويد فهميدن موشح تزكيه عقل و تعديل فهم است و اهمال آن ضايع كردن سليقه ها و عقب نگاه داشتن ذهن است و اضافه مي كند كه اين هنر سخني است منظوم كه بر وزن خاصي سروده مي شود .

» نكته : به شاعر و مؤدي تواشيح «وشاح»گفته مي شود .  


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفدهم دی 1388 توسط سعید رضائی

ضرورت بر حسب نياز بشر توليد مي شود و مراتب ضرورت متفاوت است و قابل درجه بندي است ، همانگونه كه نيازهاي جسمي و فيزيكي از قبيل خوراك و خواب و ... براي ادامه حيات بشر ضروري است ، نيازهائي ديگر نيز وجود دارد كه اهميت آنها نه تنها كمتر از نيازهاي مادي نيست بلكه از آنها بالاتر است ، نيازهايي كه برطرف نمودن آنها در تعالي روح و جلاي دل و شكوفائي استعدادها و تعديل روان مؤثر است .اين نيازها ، نيازهاي روحي و روان بشر است و شك و ترديدي نيست كه يكي از اين نيازها صداهاي موزون و منظم است كه انسان ابتدا بواسطه حس شنوايي خود آنها را دريافت مي كند و در تنظيم و تعديل رفتارش مؤثرند ، در مورد اين اصوات موزون و منظم كه نامهايي چون نغمه ها ، ترنم ها ، موسيقي و... در مجموع هنر به خود گرفته اند ، صحبتهايي از بزرگان و دانشمندان وارد شده است كه ذيلاً اشاره مي شود :

افلاطون : هنر موسيقي از نظر مذهب و نيازمنديهاي كشور لازم است ، موسيقي بايد مانند يك دژ دولتي باشد .

افلاطون : « نغمه و موسيقي ، تأثير فوق العاده اي در روح انسان دارد و اگر درست به كار رود مي تواند زيبائي را در رؤياي روح جايگزين كند .»

واگنر : « آنجا كه سخن باز مي ماند ، موسيقي آغاز مي گردد .»

افلاطون : « موسيقي براي حيات بشر ضروري است ، موسيقي قوه تدقيق ، هوش ، حس ، مشاهده ، استنباط و بالاخره عواطف روحي بشر را مي افزايد ، شما ثقيلترين روح را در اختيار من بگذاريد . من قادرم كه به نيروي موسيقي ثقل و كدورت عارضي را از روان او زدوده ، شخصي هوشمند و سلحشور به شما تحويل دهم .

نيكلاويچ سروف : موسيقي به خودي خود پر دامنه ترين هنرهاي زيبا بوده و همه طبيعت را شامل مي شود و اگر تنها هنرش بناميم از ارزش آن كاسته ايم.

لرد بابرون : در همه چيز موسيقي است براي كسانيكه گوش شنوا دارند .

بتهوون : موسيقي حالت درك و كشفي است كه از هر دانش و فلسفه اي برتر است . كسي كه با اعماق معاني موسيقي راه يابد از بند تمام بدبختي هائي كه مردمان را به دنبال خود مي كشاند ، آزاد خواهد بود . موسيقي كشوري استكه روح در آن حركت مي كند در اينجا هر چيز گلهاي زيبا مي دهد و هيچ علفهاي هرزه اي در آن نمي رويد ، اما كمتر هستند اشخاصي كه بفهمند در هر قطعه از موسيقي چه شوري نهفته است .

افلاطون : هنر موسيقي عبارت است از كوششي براي ايجاد يك عالم ايده آل در برابر عالم واقعي .

با توجه به عبارتها و جملات كوتاه فوق كه توسط فلاسفه و دانشمندان و موسيقيدانان بزرگ عنوان شده است تا اندازه اي مي توان به اهميت موضوع و ضرورت موسيقي و نغمات پي برد . اين تأثير كلي موسيقي و نياز بشر به آن قابل انكار نيست ولي مسائل ديگري وجود دارد كه نبايد آنها را ناديده گرفت و آن اينكه موسيقي به نسبت فرهنگ هر جامعه شكل مي گيرد و به صورت نسبي در نقاط مختلف جهان متفاوت است .

در غرب موسيقي بدون كلام همچون سمفوني هاي بزرگ رايج است و بستر فهم و درك و استنباط در بين مردم فراهم است و به خودي خود هم موسيقي توانايي لازم در حمل پيامهاي مختلف را داراست و هم سطح گيرايي شنوندگان در حدي است كه دريافت لازم را دارا هستند اما در مشرق زمين موسيقي همراه با كلام است و در واقع زاييده شعر است . چرا كه در اشعاروزن موسيقي وجود دارد و كاملاً در هم آميخته شده اند ، وقتي كلمه موسيقي مطرح مي شود ممكن است سطحي نگري شود و بعضي گمان كنند كه منظور سازهاي موسيقي است در صورتيكه منظور از موسيقي و خصوصاً در موضوعي كه حامل غرض اين مقاله است ، صرف نغمات است كه بر كلام تركيب مي شود ما در كشوري زندگي مي كنيم كه به اعتقادات ديني و مذهبي خود شديداً پايبنديم و در ارائه هنرهاي مختلف نيز تعهد خاصي داريم ، موسيقي نيز در ميان ما موسيقي متعهد است و اصل موسيقي هم همين است ، چرا كه موسيقي و نغمات زيبا صدق محض است و اخلاص و پاكي و اگر ابتذالي مشاهده شود ابتذال موسيقي نيست بلكه فسق و فساد در اشخاص است نه در موسيقي .

در اين خصوص «اسكاروايلد» مي گويد : « اگر در موسيقي زشتي يافت شود به جهت وجود افراد فاسد است و اگر سودمندي يافت شود به جهت وجود باسوادان بي مايه است و اگر صرفاً زيبائي باشد بواسطه وجود اشخاص برگزيده است»

موسيقي در متون مذهبي و ديني ما هرچه دقيق تر و زيباتر باشد زيبايي را در آن مضاعف مي كند و گامي خواهد بود به سوي مدرنيزه كردن و گسترده نمودن دامنه انتشار آنها و رساندن به اسماع فراتر از مرزها خواهد بود .

صحبت ما در مورد تواشيح است كه مبتني بر موسيقي و نغمات موزون است و عنصر مهم تشكيل دهنده آن .

ذيلاً به نكاتي چند پيرامون ضرورت تواشيح اشاره مي شود:

همانگونه كه مطرح گرديد نياز به استماع موسيقي و نغمات زيبا براي سلامت و تعديل روان ضروري است و اگر با كلمات مذهبي ومقدس همانگونه كه در تواشيح وجود دارد همراه باشد قطعاً مطلوب تر است .

با توجه به غني بودن تواشيح از حيث نغمات و موسيقي و ريتميك بودن
آن مي تواند جايگزين خيلي از موسيقي هاي مبتذل و حرام باشد و انتشار آن و اهتمام ورزيدن به آن عقلاً و منطقاً بهتر از انتشار و اهتمام به موسيقي پاپ و كنسرتهاي پوچ بوده واين يك نگرش عقلي و منطقي ودر عين حال مذهبي است .

با عنايت به اينكه نوع ملودي هاي مورد استفاده در تواشيح منهاي ريتم شباهت زيادي به نغمات قرآني دارد اذهان عمومي را نسبت به نغمات قرآني آشناتر و آماده تر مي سازد و زمينه اي خواهد بود براي تلذذ در استماع قرائتهاي قاريان معروف .

تواشيح به علت اينكه كار گروهي است و الحان زيبائي دارد و از تلاوت قرآن به مراتب آسانتر است شك و ترديدي در جذب جوانان به سوي آن وجود ندارد و عملاً مشاهده مي شود كه چه حجم وسيعي از جوانان در گوشه و كنار كشور به تشكيل گروه تواشيح مبادرت ورزيدند و مي تواند دافع بسيار قوي باشد براي جذب جوانان به سمت مسجد و نماز و جلسات قرائت قرآن چرا كه تواشيح مولود همين جلسات قرآني است و شكي نيست قدرت جذب تواشيح براي نوجوانان و جوانان از خيلي از عوامل تبليغي از جمله سخنرانيها و ...بيشتر است .

ارتباط تواشيح با قرآن بسيار تنگاتنگ است و عموماً اعضاي يك گروه تواشيح جوانان مذهبي ، مسجدي و اهل جلسات قرآن مي باشند و اين هنر زيبا مي تواند زنگ تفريحي براي جلسات قرآن و محافل مذهبي و جشنهاي ميلاد باشد و در عين حالي كه از جايگاه رفيع و با ارزش برخوردار است    مي تواند بعنوان نقل و شيريني مجلس مذهبي محسوب گردد ، البته اين در صورتي است كه متن تواشيح عربي باشد و اگر نباشد ارتباطي با قرآن و جلسات قرآن نخواهد داشت .

هم اكنون تواشيح در سراسر بلاد اسلامي رواج وسيعي دارد و از جايگاه و احترام ويژه اي برخوردار است و پديده اي زيبا و مذهبي به شمار مي رود با نيم نگاهي به بازار نوار فروشي هاي كشورهاي مسلمان و خصوصاً (سوريه) روشن مي شود كه وجود صدها نوع نوار تواشيح و وجود دهها گروه برجسته تواشيح، دال بر ميزان استقبال مردم است كه كاملاً مشخص است . آيا ضرورتي احساس نمي شود كه كشور جمهوري اسلامي ايران كه به عنوان ام القري كشورهاي اسلامي و سنبل تعظيم شعائر الهي شناخته شده است و در همه جوانب مذهبي پيشتاز است . در ترويج و تقويت اين پديده (تواشيح) نيز پيشتازتر از كشورهاي ديگر باشد ؟

در اين برهه حساس از زمان كه شديداً جوانان ما مورد هجوم سخت فرهنگي قرار گرفته اند و  تواشيح تا اندازه قابل ملاحظه اي توانسته است خيلي از جوانان ما را مشغول نمايد و آنها را از ورود به مجالس موسيقي مبتذل (بر حسب نياز روحي) منع نمايد ، آيا بايد تواشيح را تقويت نمود يا تضعيف ؟ و ضرورت تواشيح را در چه حد دانست ؟

8 ـ آشنا ساختن مردم با كلمات و واژه هاي مذهبي و دعائي به وسيله تواشيح عمل بسيار مطلوبي است چرا كه متن تواشيح متشكل از كلمات قرآني و دعائي است وقتي گروه مي خواند :

اقرا باسم ربك الذي خلق                              لم يخلق الانسان الامن علق

يا اينكه بخواند :

ادعوك ربي و طبيبي يا...

به جهت زيبايي در هنر موسيقي آن و هماهنگي اصوات، كلمات نيز در اذهان جا باز مي كند و محبوبتر مي شود ، البته اين گفته بدين معنا نيست كه حتماً بايد ارزش متون تواشيح را به زعم بعضي افراد چنان پائين بياوريم و چنان كلمات ساده اي را به كار گيريم كه حتماً به سطح عموم مردم برسد بلكه بايد تدابيري اتخاذ كرد كه سطح عموم را براي فهم اين واژه ها بالاتر ببريم و بايد به گونه اي از عوام زدگي احتراز نمود چرا كه سدي خواهد شد براي پيشرفت و ترقي .

9 ـ نمي دانم ترويج و تقويت زبان عربي در بين جامعه مسلمان ما به جهت مأنوستر شدن با متن قرآن و ادعيه و احاديث و تسهيل در تقريب وارتباط با جوامع مسلمانان ديگر چقدر اهميت دارد و بديهي است كه تواشيح از عوامل مهم تقويت زبان عربي به شمار مي رود كه اگر اين موضوع اهميت دارد قطعاً بر ضرورت وجود تواشيح مي افزايد .

10 ـ از آنجائيكه تواشيح كاري است گروهي و عده اي از جوانان را جمع مي كند اولاً روحيه همكاري و همياري را در جوانان قوي مي سازد و ثانياً ارتباط مذهبي و فرهنگي علاقمندان و گروههاي تواشيح سراسركشور را در استانهاي مختلف مضاعف مي سازد كه در همفكري و همگون بودن وتوحيد اعتقادات مؤثر است .

11 ـ حديث شريف « اني تاركٌ فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي » كه از حضرت پيامبر اكرم (ص) نقل شده است به عدم افتراق قرآن از عترت و خاندان پيامبر (ص) اشاره مي كند و آنها را دو وزنه و مكمل يكديگر معرفي مي كند در واقع اهتمام ورزيدن به قرآن ( ثقل اكبر ) بدون در نظر گرفتن عترت و بيان سيرت آنان و گرامي داشتن مواليد آن معصومين عليهم السلام ، ناقص است و عكس آن نيز صادق . بنابراين يكي از موارد مهم پردازش به ثقل كبير (عترت) در قالب گرامي داشتن مواليد ايشان و بيان اهدافشان و معرفي آنان و نيز بيان مظلوميتهاي معصومين عليهم السلام و نشر فرهنگ اهل بيت (ع) همين تواشيح است .

12 ـ براي زنده نگاه داشتن مفاهيم ديني خود و جاودانه نمودن آنها و نيز براي غني ساختن هنر اسلامي خود ضروري است كه تواشيح به اوج قدرت خود برسد .

13 ـ تواشيح مي تواند يك نكته مثبت و قابل توجهي باشد در ميراث فرهنگي مشترك بين ملل اسلامي و از مقدمات تمدن اسلامي شامل و فراگير به شمار رود.

بله ـ اين هنر زيبا و اين فن بديع نسلاً بعد نسل به دست ما رسيد و كاملاً در خدمت دين و مدح پيامبر گرامي اسلام (ص) و ائمه اطهار در آمد و با الحان و آهنگهاي دلنشين قرائت شد ، در كشور ما بعد از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي اين هنر به اوج خود رسيد و حالتي حرفه اي به خود گرفت و اكنون گروههاي تواشيح همچون قاريان موفق و صاحبنام كشورمان در سطح جهان اسلام مطرحند و گام به گام در رديف گروههاي ممتاز بلاد مختلف اسلامي قدم برمي دارند و توجه شايان و اعجاب ملتهاي مسلمان به كار گروههاي ايراني كاملاً محسوس است . اميد مي رود در جهت تقويت هرچه بيشتر اين  هنر گامهاي مثبتي برداشته شود .

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفدهم دی 1388 توسط سعید رضائی

زادگاه موشح با اين نام و تعريفي كه گذشت ، اندلس است . نام ديگر موشح در هنگام نشأت (النوع الجميل من الشعر) است . نشأت و پيدايش آن انقلابي با شكوه بر عليه نظم قصيده وساير اوزان عروضي به حساب مي آمد، تعدد در قافيه ها آنرا  به شكل واضحي از اوزان عروضي دور مي كند و از جمله اوزان عروضي كه قبل از پيدايش تواشيح شباهت زيادي به آنها داشته است مي توان ( رمل مجزوء ) و (رجز) را نام برد كه بر خلاف قصيده ، قافيه هاي متعددي داشته است و از اوزان كوتاه و زيبا به شمار مي روند .در تاريخ صدر اسلام هنگامي كه پيامبر اكرم (ص) از مكه به مدينه هجرت نمودند . هنگامي كه اهل مدينه به استقبال پيامبر گرامي (ص) آمدند اين اشعار را كه يكي از تواشيح امروزي است جهت ترحيب از آن حضرت به صورت دسته جمعي اجرا نمودند . بديهي است نام موشح را نداشت و زماني به اين نام موسوم گشت كه اوزان متعدد با قافيه هاي مختلف ساخته شد و اين عمل در اندلس صورت پذيرفت .

در قرن نهم ميلادي در عهد حكومت مروانيان ، اندلس بدست مسلمين فتح شده بود و عده اي از مسلمين از جمله طايفه بني الاحمر در آنجا مستقر بودند از آن هنگام به تأثير از طبيعت زيبا و آب و هوائي كه فقط وصف آن در جزيره العرب بر سرزبانها بود ، اشعار شكل جديدي پيدا كرد .

از حماسي شديد به شعر لطيف و پر عاطفه تبديل شد ، از توصيف بيابان و صحرا و جنگ و خون به توصيف آبشار و گل و سبزه و بهار مبدل گرديد. از وزنهاي طولاني به وزنهاي كوتاه تغيير يافت . اين اشعار جديد كه از حيث وزن و تداول قافيه هاي متعدد با شعر مرسوم عرب تفاوت داشت «موشحات » نام گرفت و همانگونه كه عنوان شد موشحات از جهت اوزان و قوافي پديده اي تازه در شعر عربي و شورشي عليه اساليب متداول آن بود و قبل از اين قالب شعري قصيده بود .

ناگفته نماند كه قوالب شعري مستقل ديگري در كنار موشحات پديد آمد كه مي توان به (دو بيت) (مواليا) (الكان ماكان) و (القوما) اشاره نمود كه با احتساب (قصيده) و (موشح) به شش قسمت تقسيم مي شود و بعضي قالب هفتم تحت عنوان « الحماق» را نيز اضافه كردند .

اما در خصوص اينكه چه كسي اول بار در اندلس تواشيح گوئي نمود . در اين مورد نظر ابن خلدون اين است كه موشح ابتدا در اندلس پديدار شد ، و نخستين كسي كه موشح سرود در جزيرة اندلس ( مقدم بن معافر الغريري )1 يا نيريزي از شاعران امير عبدلله بن محمد المرواني بود .

 سپس ابو عبدالله احمد بن عبد ربه صاحب كتاب  «العقد الفريد» اين فن را از او گرفت و اين دو آنچنان اشتهاري كسب كردند كه ديگران ، تحت الشعاع نام بلند آنان قرار گرفتند . از ميان وشاحان : عباده القزاز شاعر المعتصم و ابن صحادح صاحب المريه در اين فن براعت يافتند .

 چون موشح سرائي رواج يافت و گروهي از شعراء مانند ابوبكر بن زهير (1113ـ1199 )  م و ابن بقي (1145)  م و ابو جعفر عبدالله اعمي الطلبيطلي (قرن چهارم تا پنجم هجري)  و ابن باجه (1138) و ابن سهيل (1208 ـ 1251 ) و ابن الخطيب ( 1313 – 1374 ) م و ابن زمرك (1333ـ1389)  م و بعضي ديگر در اين فن نام آور شدند .بعد از اينكه موشح به مشرق رسيد بعضي از شعراي مشرق مانند ابن سناء الملك المصري و صفي الدين الحلي و ابن نباته الفارقي و ابن حجه الحموي و ديگران آثاري دلپذير ساختند  .

تغيير موضوعات به مرور زمان :

ابتدا موشحات براي غناء وضع گرديد و موضوعات آن عموماً غزل ، خمريات و وصف طبيعت بود ، سپس به مدح سلاطين و امراء راه يافت . بعد از آن موشحات در مجالس جشن از قبيل اعياد ، مراسم زفاف و مناسبتهاي ديگر مورد استفاده قرار گرفت و بعد از آن براي مدح حضرت رسول (ص) بكار بسته شد .

 اين موضوع (مدح پيامبر (ص) )در كتب موشحات هنر كاملاً مستقلي محسوب شد و از شأن و منزلت والائي برخوردار شد و از حيث معنوي حامل مفاهيمي چون راستگوئي و ايمان و عشق به آن حضرت بود و از جمله وشاحيني كه قبل از ديگران در اين موضوع وارد شد (ابن الصباغ الجذامي) بود و مطلع تواشيح وي چنين بود : در كتاب (الموسوعه الموسيقيه المختصره ) (مقدم بن مصافي القيري‌ ) ذكر شده است .و در كتاب «الموسيقي العربيه » تألبف دكتر صالح المهدي (مقدم بن معافر القبري ) آمده است و اضافه مي كند كه به شهر قبري منسوب است .(Cabra) .

*تواشيح

لا حمد بهجه . كالقمر الزاهر . في اَبرُج السعدِ

علاءُ هايسبي . بنوره الساهر . كل سني مجدِ

از هنر موشحات ، اهل تصوف نيز استفاده كردند و از پيشتازان اين امر  مي توان شيخ محيي الدين بن عربي ( متوفي 638 ) و ابوالحسن الششتري متوفي 668 را نام برد .

موشحات در (زهديات) نيز مورد استفاده قرار گرفت . همچون (زهديات ابن عبد ربه ) كه عبارتند از قصيده هايي است كه بعد از توبه اش سرود تا مايه تكفير گناهان باشد و آنها را (محصنات) نام نهاد .

نيز وارد است كه سه موضوع مدح حضرت پيامبر و تصوف وزهديات توسط ابن الصباغ جذامي در يك موشح سروده شده است كه مطلع آن چنين است :

طلع الصبح رايه الفجر                                            فتبدي المكتوم من سّري

گر چه در حال حاضر غرض اغلب موشحات مدح و تضرع و دعا است ولي وارد است كه براي رثاء هم بكار گرفته شده است . چنانچه ابن حزمون را در موضوع رثاء مي توان نام برد همانگونه در موضوع هجاء نيز موشح سروده است . به مرور زمان موضوع مدح حضرت رسول (ص) نزد عامه و اماميه بر ساير موضوعات تفوق يافت و اسم «تواشيح»* را به خود گرفت و به صورت وسيعي متداول گشت و نزد ما شيعيان مدح ساير معصومين نيز اضافه گرديد و نيز استغاثه و توسل وندبه نيز به آن اضافه شد . موضوع مشخصي از موشحات است كه دال بر مدح حضرت پيامبر (ص) است


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفدهم دی 1388 توسط سعید رضائی
تمامی حقوق مطالب برای سایت تخصصی قاریان قرآن تبریز محفوظ می باشد