آوای قرآن و کاهش اضطراب

آدمى به عنوان پیچیده‏ترین و در هم تنیده‏ترین موجود، داراى نیازهاى متعدد و متنوعى است. او سر پا نیازمند آفریده شده و همه زندگى او را نیاز دربرگرفته، و «دین‏» به تعبیر آلپورت گل سر سبد نیازهاى اوست. ریشه احساس نیاز به دین، ژرف و عمیق است واین احساس یک وابستگى مطلق است. به دیگر سخن، انسان گرایش و کشش‏هاى دائمى به سوى آفریدگار خویش دارد و کوشش‏ها، زمزمه‏ها، طلب‏ها، راز و نیازهایش نیز برخاسته از آن کشش‏هاست. عبادت، تجلى خواست روحى بشر است و منظومه عبادات نیز شکل دادن و قالب ساختن براى آن حقیقت و تجلى فطرى است که در عمق فطرت انسان وجود دارد. آدمى قادر نیست از قلمرو راز و نیاز بگریزد و خود را نیازمند خداوند احساس نکند. اگر احساس کرد که در زندگى او خدایى نیست، مثل مگس‏هاى خشک پاییزى مى‏شود که به محض این که به شیشه مى‏خورد، بى‏صدا مى‏میرد. یکى از نیازهاى بشر، گوش دادن به کلام خداوند است. آواى دلنشین قرآن حتى دردهاى او را تسکین مى‏دهد و نیازش را برمى‏آورد.

مقاله حاضر، از چکیده سه تحقیق پزشکى سخن مى‏گوید که در هر یک از آنها، تاثیر آواى قرآن کریم در کاهش استرس و اضطراب بیماران، مورد مطالعه قرار گرفته است.

1. بررسى میزان تاثیر آواى قرآن کریم بر کاهش سطح اضطراب قبل و بعد از انجام اقدامات تشخیصى و درمانى.

در چکیده تحقیق فوق که در دانشگاه علوم پزشکى اصفهان، سال 1376 صورت گرفت، آمده است: «اضطراب پدیده شایع عصر ماست; اما پیشینه‏اى به طول تمامى تاریخ دارد، و از این رو، همواره مورد توجه بوده است. با این وصف، اضطراب کم، براى حیات و زندگى روزمره لازم است، ولى قطعا اضطراب زیاد، آثار و زیان‏هاى جدى بر جسم و روان و روابط اجتماعى مى‏گذارد، و در نتیجه، کنترل و مهار آن همیشه توصیه شده است. شاید به این علت در سال‏هاى اخیر، پژوهشگران تاکید و توجه زیادى بر روش‏هاى غیر دارویى کاهش اضطراب دارند، و در این راستا، در تحقیقات فراوان، تاثیر انواع موسیقى بر کاهش اضطراب، ارزیابى شده است. یکى از اقسام موسیقى، موسیقى ناشى از تلاوت آیات قرآن کریم است. این موسیقى عرفانى و دلپذیر، یکى از باشکوه‏ترین ابعاد اعجاز بیانى قرآن مجید است.»

هدف تحقیق، بررسى تاثیر آواى قرآن بر وضعیت استرس بیماران، قبل و بعد از اقدامات درمانى است. فرضیه تحقیق عبارت است از: آواى قرآن بر کاهش شدت اضطراب قبل و بعد از انجام اقدامات تشخیصى و درمانى، مؤثر است. این طرح تحقیقاتى، یک مطالعه نیمه‏تجربى به شمار مى‏رود که جامعه آمارى آن را، کلیه بیماران بخش‏هاى داخلى و جراحى بیمارستان امام حسین (ع) و امام خمینى (ره) اصفهان تشکیل مى‏داد. این بیماران قرار بود تحت‏یک نوع پروسیجر تهاجمى قرار گیرند. حجم نمونه در این مطالعه 80 نفر بوده‏اند که به طور تصادفى در دو گروه آزمون و شاهد قرار داده شدند. در این تحقیق، براى کاهش اضطراب گروه آزمون، از 20 دقیقه آواى قرآن کریم با صداى اساتید بزرگ مصرى و ایرانى که از بین آیات و سوره‏هاى مختلف انتخاب شده بود، استفاده گردید، و از طریق هدفون به استماع واحدهاى بیمارستانى رسانده شد. اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرم‏افزار EPL6 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت، و نتایج زیر به دست آمد:

در مرحله اول، کاهش اضطراب در دو گروه شاهد و آزمون محسوس نبود; در حالى که در گروه آزمون در مراحل دوم و سوم - قبل و بعد از انجام پروسیجر میزان اضطراب کاهش یافته بود; اما این کاهش در گروه شاهد مشاهده نشد. و نیز، در بررسى علائم حیاتى در گروه آزمون، میزان فشار خون سیستول و تنفس تعدیل یافته، ولى تعداد نبض، و میزان فشار خون دیاستول در مقایسه با گروه شاهد، تغییر معنادارى نداشت. همچنین، عوامل دیگرى مثل سابقه انجام پروسیجر، نوع عمل، سن، جنبش، سابقه استماع به موسیقى یا تلاوت آیات قرآن، تشخیص پزشکى و... بررسى گردید، که هیچ کدام ارتباط معنادارى با کاهش سطح اضطراب نشان ندادند. بنابراین، نتایج تحقیق نشان داد که فرضیه تحقیق درست و قابل اثبات است; یعنى آواى قرآن کریم بر کاهش سطح اضطراب بیماران قبل و بعد از انجام تشخیصى و درمانى تاثیر دارد.

2. میزان تاثیر آواى قرآن کریم بر اضطراب بیماران، قبل از عمل جراحى در بیمارستان‏هاى منتخب تهران در سال 1376.

تحقیق مذکور نیز نیمه‏تجربى بود که به منظور بررسى میزان تاثیر آواى قرآن کریم بر اضطراب بیماران، قبل از عمل جراحى قلب صورت گرفت. این پژوهش، در بخش جراحى قلب بیمارستان امام خمینى (ره) تهران انجام یافت. هدف کلى پژوهش، تعیین میزان تاثیر آواى قرآن کریم بر اضطراب بیماران قبل از عمل جراحى بود. ابزار مورد استفاده در پژوهش را، سیاهه حالت فرم اضطراب اسپیل برگر، پرسش‏نامه اطلاعات فردى، چک‏لیست ثبت علائم حیاتى، برگه ثبت تعداد دفعات و مدت زمان گوش کردن به آواى قرآن تشکیل مى‏داد. تعداد 80 نفر از بیماران با توجه به مشخصات نمونه انتخاب شدند. از این تعداد، 50 نفر در گروه آزمون، از بعد از ظهر روز قبل، دو بار و هر بار 15 دقیقه به آواى قرآن کریم گوش کردند، و 30 نفر در گروه شاهد قرار گرفتند، که تحت تاثیر دخالت و مداخله پژوهشگر قرار نداشتند، و تنها از مراقبت‏هاى معمول بخش جراحى استفاده مى‏کردند. اضطراب بیماران در دو گروه با بعد از ظهر روز قبل از عمل و صبح عمل با پرسش‏نامه اضطراب اسپیل برگر و چک لیست ثبت علائم حیاتى سنجیده شد، و در پایان نمونه‏گیرى، میزان کاهش اضطراب گروه آزمون و شاهد مقایسه گردید. تجزیه و تحلیل یافته‏هاى آزمون آمارى نشان از آن داشت که میزان اضطراب بیماران قبل از عمل جراحى، به تاثیر از آواى قرآن، کاهش یافته است.

3. بررسى تاثیر آواى قرآن کریم بر میزان اضطراب بیماران بسترى در بخش‏هاى مراقبت ویژه قلبى یکى از بیمارستان‏هاى منتخب تهران در سال 1376.

پژوهش مذکور، یک مطالعه نیمه‏تجربى بود که با هدف مطالعه تاثیر آواى قرآن کریم بر میزان اضطراب بیماران بسترى در بخش‏هاى مراقبت ویژه قلبى یکى از بیمارستان‏هاى منتخب شهر تهران انجام شده است. تعداد نمونه‏هاى این پژوهش 60 نفر بودند که به صورتى تصادفى و با استفاده از قرعه‏کشى در دو گروه آزمایش کنترل قرار گرفتند. جهت گرد آورى داده‏ها، از پرسش‏نامه دو قسمتى استفاده شد. قسمت اول پرسش‏نامه مربوط به اطلاعات فردى و سؤالاتى در مورد موسیقى‏هاى مذهبى بود، و بخش دوم، شامل پرسش نامه استاندارد اسپیل برگر بود. در این پژوهش براى گروه آزمایش با صداى استاد عبدالباسط، آیات 10 تا 23 سوره یوسف با استفاده از ضبط صوت مجهز به هدفون به مدت 20 دقیقه پخش شد. قبل و بعد از پخش آواى قرآن کریم، در دو گروه آزمایش و کنترل فرم اضطراب اسپیل برگر توسط واحدها تکمیل و جهت تعیین میزان اثر بخش آواى قرآن کریم، اختلاف نمرات اضطراب قبل و بعد از مداخله، محاسبه گردید. براى تجزیه و تحلیل داده‏ها از آزمون‏هاى آمارى تى، فیشر، کاى اسکوئر و کوکران استفاده شد. نتایج‏حاصل از پژوهش نشان داد که استماع آواى قرآن کریم باعث کاهش اضطراب بیماران مى‏شود.

نتیجه

در سال‏هاى آغازین قرن بیست و یکم نیز توجه و گرایش به معنویت مهم‏ترین پدیده زمان ماست، و دیگر همانند گذشته، جدال با معنویت و خداوند، جدالى ترقى‏خواهانه به نظر نمى‏رسد. از یک طرف علم در پاسخ به سؤالات انسان اظهار عجز و ناتوانى مى‏کند و به قول سارتر (1971) علم مرده است، و از طرف دیگر احساس تنهایى، ناامنى، پوچى و وانهادگى او را سخت مى‏آزرد. راه نجات از این بحران در آمیختن معنویت و عقلانیت است که یک پاى آن وحى و پاى دیگرش عقل است.

آلبوم شخصی برای دوستان

 

 

آموزش مقامات فرعی قرآن

مقام البيات وفروعه

بيات أصلي قرار

بيات أصلي قرار

بيات أصلي قرار

بيات أصلي نوى

بيات أصلي نوى

بيات أصلي نوى

بيات شوري

بيات شوري

بيات شوري

بيات شوري

بيات حسيني

بيات حسيني

بيات حسيني

بيات أصلي جواب

بيات أصلي جواب

بيات أصلي جواب

بيات شوري جواب الجواب

بيات شوري جواب الجواب

بيات شوري جواب الجواب

مقام السيكا وفروعه

سيكا أصلي

سيكا أصلي

سيكا تركي

سيكا مصريسيكا أصلي

مقام الحجاز وفروعه

حجاز أصلي

حجاز أصلي

حجاز أصلي

حجاز أصلي

حجاز أصلي

حجاز كار

حجاز كار

حجاز كار

حجاز كار

حجاز كار

حجاز كار كرد

حجاز

حجاز

حجاز

حجاز

حجاز

حجاز

مقام الجهاركاه وفروعه

جهاركا أصلي

جهاركا أصلي

جهاركا أصلي

جهاركا أصلي

جهاركا جواب

جهاركا جواب

جهاركا جواب

مقام النهاوند وفروعه

نهاوند

نهاوند

نهاوند جواب

نهاوند جواب

مصري نهاوند

مقام الرست وفروعه

رست أصلي جواب

رست أصلي جواب

رست على نوى

رست على نوى

رست

مقام الصبا وفروعه

صبا أصلي

صبا أصلي

صبا أصلي

جواب صبا

جواب صبا

جواب صبا

جواب صبا على عجم

جواب صبا على عجم

جواب صبا على عجم

صبا أصلي

جواب صبا مع البستنكار

صبا منوع

مقام الزنجران

المائدة - محمد عمران

الشعراء - محمود رمضان

الذاريات - طه الفشني

الأنعام - محمد الهلباوي

مقام الكرد

الأنفال - علي محمود

الأنبياء - محمد عمران

الشورى - محمود حافظ

الأنبياء - محمد عمران

 

آموزش مقامات اصلی قرآن

نمونه هایی از مقام بیات

الرعد - أبو العينين شعيشع

ال عمران - أبو العينين شعيشع

فاطر - محمد الليثي

مريم - عبد الباسط عبد الصمد

النحل - محمد صديق المنشاوي

نمونه هایی از مقام رست

الشورى - الشحات محمد أنور

الشمس - عبد الباسط عبد الصمد

النساء - محمد صديق المنشاوي

الحاقة - مصطفى إسماعيل

نمونه هایی از مقام چهارگاه

يوسف - مصطفى إسماعيل

غافر - عبد الباسط عبد الصمد

النحل - محمد صديق المنشاوي

الرحمن - راغب مصطفى غلوش

نمونه هایی از مقام سه گاه

الحجرات و ق - الشحات محمد أنور

الشمس - راغب مصطفى غلوش

النساء - شعبان عبد العزيز الصياد

هود - محمد صديق المنشاوي

نمونه هایی از مقام نهاوند

المائدة - مصطفى إسماعيل

فاطر - الشحات محمد أنور

الأنبياء - محمد صديق المنشاوي

المزمل - عبد الفتاح الطاروطي

نمونه هایی از مقام حجاز

 مريم - عبد الباسط عبد الصمد

الاحزاب - كامل يوسف البهتيمي

الشعراء - محمد الليثي

النجم - محمود علي البنا

نمونه هایی از مقام صبا

النبأ - سيد متولي

البقرة - راغب مصطفى غلوش

الغاشية - عبد الباسط عبد الصمد

هود - محمد صديق المنشاوي

نمونه هایی از مقام عجم

يس - عبد الباسط عبد الصمد

هود - محمد صديق المنشاوي

الإنفطار - رحيم خاكي

البقرة - محمد العربي القباني

 

 

 

دانلود اذان

دانلود اذان

اذن رحیم موذن زاده

اذان سلیم موذن زاده

اذان عباس سلیمی

دانلود اذان محمد آقائی

اذان حسن صبحدل

صبا - الدغريري

صبا - تركي

صبا - ياسر الدوسري

نهاوند - أحمد الطرابلسي

عجم - بلال الفتحي

بيات - علي محمود

بيات - محمد الليثي

بيات - محمد عمران

بيات - طه الفشني

بيات - علي محمود

بيات - الترمذي

هزام - محمد عمران

سيكاه - تركي

حجاز - مصطفى اسماعيل

حجاز - أحمد رزيقي

حجاز - حسين علي شريف

حجاز - محمد عمران

حجاز - كامل يوسف البهتيمي

حجاز - طه الفشني

حجاز - سيد متولي

حجاز - الشيخ ناجي القزاز

حجاز - إيراني

راست - عبد العزيز حصان

راست - عبد الوهاب الطنطاوي

راست - محمد الطوخي

راست - عبد العظيم زاهر

راست - كامل يوسف البهتيمي

راست - محمود علي البنا

راست - محمد رفعت

راست - محمد صديق المنشاوي

راست - مصطفى اسماعيل

راست - شعبان الصياد

راست - صلاح الدين كباره

راست - مصطفى غلوش

راست - طه الفشني

راست - أبو العينين

راست - محمود خليل الحصري

أذان الكرد - ناصر القطامي

أذان بمقام الأوج

أذان بمقام البسته نكار

أذان بمقام الهزام عربي

أذان بمقام الهزام تركي

أذان مقام الجهاركاه

أذان بمقام الكارجغار

أذان آخر بمقام الكارجغار

أذان مقام شوق فزا

أذان مقام النهاوند

أذان آخر بمقام النهاوند

أذان بمقام النكريز

أذان بمقام العشاق المصري

أذان آخر بمقام العشاق

أذان بمقام الرست

أذان آخر بمقام الرست

أذان بمقام الزنجران

أذان بمقام العجم الكردي

أذان بمقام البيات

أذان بمقام الحجاز

أذان بمقام نوا أثر

أذان بمقام صبا

أذان آخر بمقام صبا

أذان بمقام السيكاه

أذان آخر بمقام السيكاه

 

 

 

 

 

استاد عبد الفتاح الطاروطي

دانلود تلاوتهای استاد عبد الفتاح الطاروطي

الفرقان

الكهف ومريم

الحديد والمزمل

النمل

قصار السور

 

استاد شعبان عبد العزيز الصياد

دانلود تلاوتهای استاد شعبان عبد العزيز الصياد

الأنبياء

الأنفال

البقرة

إبراهيم

المائدة

مريم

النازعات

النساء

الرعد

الشورى

 

 

استاد محمد أحمد شبيب

دانلود تلاوتهای استاد محمد أحمد شبيب

آل عمران

فاطر

القصص

طه

الزمر

 

استادمحمد عبد العزيز حصان

دانلود تلاوتهای استاد محمد عبد العزيز حصان

الأحقاف

الأنفال

النساء

قصار السور

یس

يوسف

الزمر 

استادمحمد عبد الوهاب الطنطاوي

دانلود تلاوتهای استاد محمد عبد الوهاب الطنطاوي

الإنسان

فصلت

النحل

النمل

القصص

 

 

 

استاد محمد الیثی

دانلود تلاوتهای استاد محمد الیثی

 المائدة

يوسف

مریم

الحج

النور

الشوری

النمل

فاطر

الزمر

فصلت

النازعات

التکویر

استاد محمد محمود طبلاوی

دانلود تلاوتهای استاد محمد محمود طبلاوی

العلق

البلد

البروج

الضحی

الفجر

الحاقه

مریم

النساء

القمر

الرحمن

التغابن

الطارق

الواقعه

یونس

یوسف

 

استاد غلوش

دانلود تلاوتهای استاد غلوش

البقره

ال عمران

المائدة

المائدة

هود

یوسف

یوسف

الاسراء

الانبياء

المؤمنون

ق

الرحمن

القلم

البلد

 

 

استاد محمد عمران

دانلود تلاوتهای استاد محمد عمران

یوسف

یس

لقمان

فصلت

فاطر

التحریم

الرعد

البقره

الأحزاب

الأنبياء

المائدة

 

استاد شهات محمد انور

دانلود تلاوتهای استاد شهات محمد انور

البقره

التوبه

الحج

القصص

الشوری

الشوری

الحجرات

القمر

الرحمن

البلد

الکوثر

الکافرون

 

 

استاد محمد صدیق منشاوی

دانلود تلاوتهای استاد محمد صدیق منشاوی

البقره

النساء

النساء

التوبه

هود

یوسف

الرعد

النحل

الاسراء

طه

المؤمنون

الشعراء

الشعراء

القصص

لقمان

الاحزاب

یس

غافر

فصلت

الزخرف

الدخان

الفتح

الحجرات

ق

الواقعه

الحدید

الحشر

الصف

نبا

الصف

الانفطار

العلق

العلق

القدر

القارعه

 

استاد مصطفی اسماعیل

دانلود تلاوتهای استاد مصطفی اسماعیل

البقره

النساء

یونس

هود

یوسف

الرعد

ابراهیم

ابرهیم

الحجر

النمل

الاسراء

مریم

مریم

مریم

الحج

الفرقان

الفرقان

النمل

القصص

لقمان

فاطر

ق

النجم

التحریم

النازعات

البروج

الغاشیه

الفجر

البلد

الشمس

الشمس

العلق

القدر

القدر

النازعات

 

استاد عبد الباسط محمد عبد الصمد

 

الفاتحه

الفاتحه                                                         

البقره

ال عمران

المائده

الاعراف

الانفال

التوبه

التوبه

التوبه

هود

هود

هود

یوسف

یوسف

الرعد

ابرهیم

ابراهیم

الکهف

مریم

مریم

طه

انبیا

الجج

القصص

الشوری

الحجرات

القمر

الرحمن

الرحمن

الحشر

الحشر

التحریم

الحاقه

المدثر

القیامه

التکویر

التکویر

الطارق

الغاشیه

الفجر

الفجر

البلد

البلد

البلد

الشمس

الشمس

الشمس

الضحی

الضحی

العلق

القدر

القدر

النصر

الاخلاص

الناس

تناسب و ارتباط میان سوره های قرآن

 

یکی از جلوه های تناسب و ارتباط در ساختار قرآن کریم، مناسبتهای موجود میان سوره های آن است. این موضوع از سوی بسیاری از مفسران و پژوهشگران علوم قرآن بررسی و پی گیری شده و حجمی از تفاسیر و کتابهای علوم قرآن را به خود اختصاص داده است. تفاسیری مانند: مجمع البیان، تفسیر کبیرفخر رازی، نظم الدرر فی تناسب الآیات و السور، المنار، تفسیر مراغی، الاساس فی التفسیر و شماری دیگر که از روابط میان سوره ها سخن گفته اند.           
کتابهای جداگانه ای نیز در این باره نگاشته شده است؛ همچون البرهان فی مناسبة ترتیب سور القرآن از ابوجعفر بن زبیر و تناسق الدرر فی تناسب السور از جلال الدین سیوطی.         
در برابر این نظر، گروهی دیگر از عالمان و پژوهشگران که ترتیب سوره ها را به اجتهاد صحابه می دانند، به انکار این مناسبتها پرداخته اند و آنها را قلم فرسایی هایی بیهوده و تکلف آمیز قلمداد کرده اند؛ از جمله استاد آیت الله معرفت که این گونه تناسبها را بی فایده و رنج آور خوانده می نویسد:      
«هیچ تناسب معنوی میان سوره ها با یکدیگر وجود ندارد و هرگز ترتیب موجود بین سوره ها توقیفی نیست، بلکه این کار به دست صحابه از روی برخی مناسبتها - مثلاً بزرگی و کوچکی سوره ها و از این قبیل - انجام گرفته است».1
کسانی که در این زمینه به بحث پرداخته اند، سخن گفتن از تناسب سوره ها را متوقف بر توقیفی بودن ترتیب آنها دانسته اند و این مسأله طبیعی به نظر می رسد که اگر ترتیب سوره ها وحیانی نباشد جست وجوی مناسبت میان آنها بی پایه خواهد بود، و اگر وحیانی باشد باید در این چینش حکمتی نهفته باشد و به خاطر مناسبتی دو سوره کنار یکدیگر قرار گرفته باشند.     
از دیدگاه سومی با وجود آن که این نظر ترجیح دارد که ترتیب سوره های قرآن در زمان رسول اکرم(ص) شناخته شده بوده و از طریق وحی انجام پذیرفته است، اما این بدان معنی نیست که حتماً باید میان دو سورۀ همجوار مناسبتی وجود داشته باشد، زیرا ممکن است حکمت این گونه ترتیب در قالب کلی آن نهفته باشد و حکمتهای دیگری غیر از مناسبت دو سوره با یکدیگر، دخالت داشته باشد همان گونه که صبحی صالح می نویسد:   
«ترتیب توقیفی سوره ها لزوماً به این معنی نیست که میان هر سوره و سورۀ پس از آن رشته های پیوندی نزدیک وجود داشته باشد.»2 
از سوی دیگر کسانی که تنظیم یافتن سوره ها را پس از دوران پیامبر می دانند، می توانند تناسب میان سوره ها را به صورت قاعده ای کلی و فراگیر نفی کنند، اما نمی توانند انکار کنند که برخی از این سوره ها جایگاه واقعی آنها مانند ترتیب کنونی، کنار یکدیگر بوده است، همانند سوره های: بقره و آل عمران، عنکبوت و روم، صافات و ص، زخرف و دخان، جاثیه و احقاف، ضحی و شرح، فیل و قریش و مانند آنها، زیرا شدت تناسب این سوره ها به گونه ای است که جز به گزاف نمی توان منکر تناسب آنها شد.
بنابراین بهتر آن است که در تناسب سوره ها به صورت میدانی پیش رویم و به جای آن که به صورتی کلی داوری کنیم، به پیوندهایی که میان دو سوره موجود است نظر کنیم و بسنجیم که آیا به صورت طبیعی و با ذوقی سلیم می توانیم پیوندهای یاد شده را بپذیریم یا آن که به نظر ما ارتباطی وجود ندارد.      
از این رو به جای آن که با استناد به برخی تناسبهای سست و تکلف آمیز که برخی استخراج کرده اند به ردّ ارتباط میان سوره ها بپردازیم و سخن گفتن در این باره را اتلاف وقت بدانیم، بهتر آن است که راه مقایسه گری میان دو سورۀ همجوار و تدبّر در نقطه های اشتراک میان آن دو را باز گذاریم، و چه بسا با این کار، شناخت بهتر و دقیق تری از سوره های قرآن به دست آید و لطایف دیگری از قرآن کشف گردد همان گونه که این نتایج به دست آمده است.

انواع ارتباط میان سوره ها

با بررسی و تحلیل آنچه مفسران و نگارندگان حوزۀ علوم قرآن دربارۀ تناسب میان سوره ها یاد کرده اند وجوه گوناگونی را در هم پیوندی سوره ها می توان شماره کرد که در اینجا مهم ترین آنها را همراه با نمونه هایی در چهار محور خلاصه می کنیم:
1. ارتباط مضمونی میان سوره های همجوار؛           
2. ارتباط آغاز هر سوره با فرجام سورۀ پیشین؛       
3. همانندی دو سوره در آغاز یا فرجام؛     
4. دیدگاه سعید حوّی در چگونگی ارتباط میان سوره ها.

برای جواد الائمه علیه السّلام :         السّلامُ علیکَ یا ابا جَعفَر محمّدَ بن علی ٍ البَرّ التّقی الاِمام الوَفیّ                     السّلامُ علیکَ ایّها الرّضیُ الزّکیُ               السّلامُ علیکَ یا ولیّ الله               السّلامَ علیکَ یا نجیّ الله                      السّلام علیکَ یا سَفیرَ الله                السّلامُ علیکَ یا سِرّ الله                      السّلامَ علیکَ یا ضیاء الله               السّلامُ علیکَ یا سَناءَ الله                      السّلامُ علیکَ یا کلمة الله      

1. تناسب مضمونی در سوره های همجوار

یکی از وجوه تناسب میان دو سوره، هماهنگی مضمونی میان آن دو است، به گونه ای که دو سورۀ همجوار در موضوعات و مطالبی که عنوان می کنند به شکلی همگونی داشته باشند؛ این همگونی می تواند به این صورت باشد که سورۀ دوم، ادامه دهنده و تکمیل کننده سورۀ پیش از خود باشد و یا مطالب اجمالی آن را تفصیل دهد و یا موضوع مطرح شده در هر دو یکی باشد؛ حتی ممکن است میان مطالب آن دو، رابطه تقابل وجود داشته باشد و مواردی از این دست.
پس از گذر از سورۀ فاتحه الکتاب که دریچۀ ورود به قرآن کریم است و فشردۀ مطالب آن را در بردارد می بینیم که میان دو سورۀ بقره و آل عمران پیوندی نزدیک وجود دارد، به گونه ای که هر دو در بیان پایه های اساسی دین مانند توحید، نبوت و مانند آن هم داستان هستند، و بنابر نقل زرکشی سورۀ بقره به منزلۀ اقامۀ دلیل بر حکم، و آل عمران به منزلۀ پاسخ از شبهات مخالفان است. در سورۀ بقره به یهود و در آل عمران به مسیحیان بیشتر خطاب شده است، چرا که انجیل دنباله رو تورات است و رویارویی رسول اکرم(ص) پس از هجرت نخست با یهود و در آخر کار با مسیحیت بود.3
در دو سورۀ بعد که نساء و مائده باشد باز همین اتحاد و تلازم وجود دارد، اما در بیان احکام و قانون برخوردها و روابط. شرح مناسبت میان مائده و نساء را از زبان رشیدرضا پی می گیریم:           
«همان گونه که روشن است قسمت عمدۀ سورۀ مائده در احتجاج با یهود و نصارا و مقداری در ذکر منافقان و مشرکان است، و این همان چیزی است که در سورۀ نساء تکرار شده بود و در آخرش از آن به تفصیل سخن گفته شد، و این قوی ترین مناسبت و آشکارترین وجه پیوند میان دو سوره است؛ گویا آنچه در این سوره آمده متمم و کامل کنندۀ مطالب گذشته است.      
و در هر یک از دو سوره بخشی از احکام عملیه در عبادات و حلال و حرام آمده است؛ از جمله احکام مشترک در این دو، آیات تیمم و وضو است و همین طور حلیت ازدواج با زنهای پاکدامن و مؤمن، و در سورۀ مائده پاکدامنان اهل کتاب نیز حلال شده اند که متمّم احکام ازدواج در سورۀ نساء است. از دیگر مشترکات در سفارشهای کلی فرمان به بپای داشتن عدالت و گواهی به عدل است بدون ترس از کسی و همین طور سفارش به تقوا.     
از نکات لطیف تناسب این دو سوره آن است که سورۀ نساء راه تحریم شراب را هموار ساخته و سورۀ مائده آن را به طور کلی حرام کرده است. البته احکامی نیز وجود دارد که ویژه هر سوره است.»4        
از جمله سوره هایی که رابطه نزدیک دارند سوره هال انفال و توبه هستند؛ رشید رضا می نویسد:           
«تناسب میان این دو سوره و سورۀ پیش از آن، از تناسب سایر سوره ها با هم آشکارتر است؛ گویی سورۀ توبه در اصول دین و سنتهای الهی و نظام تشریع و قانون گذاری متمم سورۀ انفال است. البته بیشترین قانونهای این دو سوره دربارۀ احکام جنگ و مسائل مربوط به آن، مانند آمادگی رزمی و عوامل پیروزی در جنگ است.
همچنین در احکام مربوط به حفظ یا نقض معاهدات و پیمانها و دوستی و ولایت در جنگ و غیرجنگ میان مؤمنان با یکدیگر و کافران با یکدیگر و نیز در احوال مؤمنان راستین و کفرپیشگان و منافقان بیمار دل، سورۀ توبه کامل کنندۀ سورۀ انفال است.
پس هر آنچه در سورۀ نخست، آغاز به طرح شده است در سورۀ دوم پایان یافته و اگر نبود که سوره بندی قرآن و اندازه سوره ها متوقف بر نصّ است. آنچه گفتیم مؤید کسانی است که گفته اند از این دو سوره یکی است، همچنان که ترتیب سوره ها از نظر طولانی بودن نیز این مسأله را تأیید می کند.»5
در مجمع البیان از امام صادق(ع) نیز روایت شده است که فرمود: انفال و براءت یکی می باشند.6        
نمونه ای دیگر را از اجزاء پایانی قرآن بر می گزینیم؛ مراغی چگونگی مناسبت سورۀ نبأ را با سورۀ پیش از آن؛ مرسلات، چنین باز می گوید:
«سورۀ نبأ شامل اثبات قدرت بر برانگیختن مردگان است که در سورۀ پیشین یاد شده و کافران آن را تکذیب می کردند.           
2. چه در این سوره و چه در سورۀ قبلی سرزنش و کوبیدن تکذیب کنندگان وجود دارد؛ در آنجا گفته شد: «ألم نخلقکم من ماء مهین» (مرسلات/20) و اینجا گفته می شود: «ألم نجعل الأرض مهاداً» (نبأ/6)    
3. در هر دو سوره توصیف بهشت و جهنم و نعمتهای پرهیزکاران و عذابهای منکران وجود دارد.  
4. در این سوره تفصیل آنچه در سورۀ پیشین از یوم الفصل گفته شد آمده است؛ در آنجا می گوید: «لأی یوم أجّلت. لیوم الفصل. و ما أدراک ما یوم الفصل» (مرسلات/14 ـ 12) و اینجا می گوید: «إنّ یوم الفصل کان میقاتاً» (نبأ/17) تا به آخر سوره.»7
چنان که ملاحظه شد در نمونه های یادشده جهات گوناگونی در تناسبهای مضمونی میان دو سوره وجود داشت که از جهات بارز آن تکمیل گری سوره دوم نسبت به سورۀ پیشین و تفصیل برخی مطالب مجمل آن بود. سیوطی تفصیل این اجمال را به صورت قاعده ای فراگیر در روابط میان سوره ها چنین می نگارد.           
«قاعده ای که قرآن بر آن پایه ریزی شده آن است که هر سوره تفصیل و شرح و بسط مطالب فشرده و اجمالی سوره پیش از آن است. در نزد من این مسأله در بیشتر سوره های قرآن، خواه طولانی و خواه کوتاه، ثابت شده است.»8         
گاه ممکن است این تناسب به صورت تقابل میان دو سوره باشد، همان گونه که در سورۀ «ماعون» چهار صفت ذکر شده که در سورۀ «کوثر» نقیض آنها آمده است؛ در سورۀ ماعون خداوند منافقان را به چهار صفت توصیف می کند: بخل، ترک نماز، ریا در نماز و منع از زکات. سپس در سورۀ کوثر که پس از آن آمده، در مقابل بخل می گوید: «انّا اعطیناک الکوثر»، و در مقابل ترک نماز می گوید: «فصلّ» یعنی بر آن پایدار باش، و در برابر ریا می گوید «لربّک» یعنی برای رضای پروردگارت نه کس دیگر، و در برابر ماعون می گوید: «وانحر» یعنی قربانی کن و گوشت آن را صدقه بده. و به این ترتیب مناسبتی شگرف میان این دو سوره برقرار شده است.9

2. ارتباط آغاز سوره با پایان سورۀ پیشین

افزون بر پیوند کلی که در مضمون دو سوره ممکن است وجود داشته باشد گاه آغاز یک سوره با پایان سورۀ پیشین همانندی دارد و حلقۀ اتصال نزدیکی دو سوره را به هم مرتبط می کند. به گفتۀ ابوزید این علاقۀ خاص به پیوند اسلوبی و لغوی نزدیک تر است، درحالی که علاقه های دیگر کلی، پیوند در مضمون و محتوا می باشند.10
زرکشی می نویسد:    
«زمانی که به آغاز هر سوره بنگری در می یابی که مناسبتی کامل با پایان سورۀ پیشین ازخود دارد. این مناسبت گاهی نهان و گاه آشکار است.»11
از جمله در بخش پایانی سورۀ فاتحه این گونه دعا می شود که: «اهدنا الصراط المستقیم» و در آغاز سوره بقره آمده است:    
«ألم ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتّقین» گویا در آغاز سوره بقره به این دعا پاسخ داده می شود که آن صراط مستقیمی که درخواست کرده بودید همان راهی است که این قرآن ترسیم می کند.         
در پایان سورۀ «حج» این عبارت وجود دارد «وافعلوا الخیر لعلّکم تفلحون». این جمله در سورۀ «مؤمنون» که پس از آن می آید گشوده می شود و خصلتهای موجب فلاح و رستگاری بیان می گردند: «قد أفلح المؤمنون. الذین هم فی صلاتهم خاشعون…»
گاه واژه یا موضوعی که در انتهای سوره ای آمده است در آغاز سورۀ بعد تکرار می گردد؛ مثل آن که سورۀ «طور» به این آیه ختم شده است که: «و من اللیل فسبّحه و إدبار النجوم» و سورۀ «نجم» با همان واژه آغاز می گردد: «والنجم إذا هوی».
سورۀ «واقعه» با امر به تسبیح پایان می یابد: «فسبّح باسم ربّک العظیم» و سورۀ «حدید» نیز با تسبیح آغاز می گردد: «سبّح لله ما فی السموات و الأرض».
سورۀ «جاثیه» با توحید و ربوبیت خداوند پایان می یابد و در آنجا می آید: «وله الکبریاء فی السموات و الأرض و هو العزیز الحکیم» و سورۀ «احقاف» نیز با توحید و خالقیت خداوند آغاز می شود. «تنزیل الکتاب من الله العزیز الحکیم».
با استفاده از نصوصی از قرآن که می فرماید: «و قضی بینهم بالحقّ و قیل الحمد للّه ربّ العالمین» (زمر/75) و «فقطع دابرالقوم الذین ظلموا و الحمد لله ربّ العالمین»(انعام/45) ارتباطی کلی میان داوری و حلّ و فصل امور و حمد خداوند متعال و نیز میان هلاکت ستمکاران و حمد الهی می توان یافت که بر اساس آن، نوعی تناسب در برخی از سوره ها ظهور می یابد. در پایان سورۀ مائده خداوند در روز قیامت میان عیسی بن مریم و قومش دربارۀ ادعای الوهیت وی داوری می نماید و سپس سورۀ انعام با «الحمد لله» شروع می شود.12          
سوره فاطر نیز با «الحمدلله» آغاز می شود که مناسب با پایان سورۀ قبل آن؛ یعنی سوره سبأ است که می فرماید: «وحیل بینهم و بین ما یشتهون کما فعل بأشیاعهم من قبل إنّهم فی شکّ مریب»(سبأ/54)   
از دیگر سوره هایی که آغاز یکی با پایان دیگری در ارتباط است سوره های «فیل» و «قریش» است، به گونه ای که برخی آن دو را یک سوره به حساب آورده اند، بنابراین وجه تعلیلی که در آغاز سورۀ «قریش» آمده است که «لایلاف قریش. ایلافهم رحلة الشتاء و الصیف» متعلق به سورۀ «فیل» است؛ یعنی نتیجه آنچه خداوند متعال نسبت به اصحاب فیل انجام داد که «فجعلهم کعصف مأکول»، الفت دادن قریش و تأمین سفرهای تجاری آنان بود، و به گفتۀ اخفش، اتصال آغاز سورۀ قریش با سوره فیل از باب «فالتقطه آل فرعون لیکون لهم عدوّاً و حزناً» (قصص/8) می باشد؛ یعنی این لام، لام عاقبت است و متعلق به سورۀ گذشته می باشد.13 البته تفسیر دیگری نیز وجود دارد که این لام را متعلق به آیات خود همین سوره می داند.14

3. همانندی در آغاز و فرجام سوره های پیاپی

یکی دیگر از گونه های تناسب میان سوره ها، همانندی برخی سوره های همجوار در آیات آغازین و گاه در آیات پایانی است. همانندی آغاز در سوره هایی که با حروف مقطعه شروع گشته اند نمود بیشتری دارد، همان گونه که تمامی سوره هایی که با «حم» افتتاح شده اند کنار یکدیگر قرار گرفته اند.           
براساس قاعده ای که در تناسب آغاز و انجام سوره با محتوای آن یاد شد، همانندی در آغاز یا انجام می تواند نشانگر تشابه مضمونی دو سوره نیز باشد. بنابراین، این گونه سوره ها از نظر محتوا نیز در یک راستا قرار دارند و تفاوتهایی که در سرآغازهای آنها وجود دارد ما را به تفاوتهای محتوایی آنها رهنمون می شود. اکنون به بررسی همانندی های سرآغاز می پردازیم: 
سوره های بقره و آل عمران که کنار یکدیگر آمده اند هر دو با «الم» آغاز گشته و در آغاز بقره گفته می شود: «ذلک الکتاب لاریب فیه…»، در آغاز آل عمران نیز آمده است: «نزّل علیک الکتاب بالحقّ مصدّقاً لما بین یدیه…» چنان که یاد شد این دو سوره در بیان اصول دین قرینۀ یکدیگرند.
از سورۀ یونس تا سورۀ حجر به ترتیبی که یاد می شود آغازی شبیه به هم دارند:  
یونس: «الر کتاب أحکمت آیاته ثمّ فصلت من لدن حکیم خبیر»        
یوسف: «الر تلک آیات الکتاب المبین»         
رعد: «الر تلک آیات الکتاب و الذی انزل الیک من ربّک الحقّ و لکنّ أکثر الناس لایؤمنون»        
ابراهیم: «الر کتاب أنزلناه الیک لتخرج الناس من الظّلمات الی النّور باذن ربّهم الی صراط العزیز الحمید» حجر: «الر تلک آیات الکتاب و قرآن مبین»
همان گونه که دیده می شود در آغاز تمامی این شش سوره حروف مقطعه «الر» به کار رفته است، البته در سورۀ رعد، حرف «میم» نیز افزوده شده است که بنابر مبنای علامه طباطبایی باید نشانگر داشتن نوعی افزایش نسبت به مقاصد سوره های «الر» باشد.
پس از حروف مقطعه در تمامی آنها توصیفی از قرآن وجود دارد که این توصیفها نزدیک به یکدیگرند و تفاوتهای آنها بر اساس حکمتی است ناشی از چگونگی محتوا و مقاصد این سوره ها؛ به عنوان نمونه رشید رضا دربارۀ سورۀ یوسف می نویسد:
«آغاز این سوره همان آغاز سورۀ یونس است با این تفاوت که در اینجا قرآن توصیف به «مبین» و در آنجا توصیف به «حکیم» شده است و این دو آغاز در بالاترین درجۀ بیان و در نهایت حکمت و استواری قرار دارند، و می بینیم که در هر یک از دو سوره توصیفی انتخاب شده که مناسب با آن دو است، چه آن که موضوع سورۀ یونس اصل دین است که توحید در عبودیت و ربوبیت و اثبات وحی و رسالت از طریق اعجاز قرآن و رستاخیز و جزاست، و اینها از حکمت اند، و سورۀ یوسف سرگذشت پیامبری بزرگوار است که ماجراهایی گوناگون را گذرانده است و در تمامی آنها الگویی نیکو به شمار می آید بنابراین بیان و روشنی با آن مناسب تر است.»15         
البته این هماهنگی کلی در آغاز این شش سوره نشان دهندۀ آن است که همه در یک مجموعه قراردارند، اما چگونگی ترتیب میان خود آنها که کدام مقدم و کدام مؤخر شده و به چه دلیل، خود نیازمند تأمّل و موشکافی های دیگری است. سوره های نحل و اسراء نیز هر دو با تسبیح و تنزیه خداوند آغاز می شوند:
نحل: «أتی امرالله فلاتستعجلوه سبحانه و تعالی عمّا یشرکون»       
اسراء: «سبحان الّذی اسری بعبده لیلاً من المسجدالحرام الی المسجد الاقصی»
و در پی این دو، سورۀ کهف می آید که آغازش با حمد خداوند است:
«الحمد للّه الّذی أنزل علی عبده الکتاب» و تسبیح و تحمید در قرآن کریم دو در سایر سخنان همراه هم می آیند و تسبیح بر تحمید مقدم می شود.16 همان گونه که قرآن فرموده است: «فسبّح بحمد ربّک»(حجر/98)   
از دیگر سوره هایی که آغاز آنها با هم تناسب دارد، سوره های شعراء، نمل و قصص هستند، سورۀ نمل با «طس» و آن دو با «طسم» شروع شده اند و در آغاز هر سه سخن از قرآن وجود دارد.      
و همین طور چهار سورۀ عنکبوت، روم، لقمان و سجده که پی در پی هستند با «الم» آغاز گشته اند.       
سوره های سبأ و فاطر نیز هر دو با «الحمد لله» گشوده می شوند.
بزرگ ترین مجموعه سوره های هم آغاز، حوامیم هستند که به ترتیب عبارتند از:  
غافر: «حم. تنزیل الکتاب من الله العزیز العلیم»      
فصّلت: «حم. تنزیل من الرّحمن الرحیم»      
شوری: «حم. عسق. کذلک یوحی الیک و الی الذین من قبلک اللّه العزیز الحکیم»          
زخرف: «حم. و الکتاب المبین. إنّا جعلناه قرآناً عربیاً»        
دخان: «حم. و الکتاب المبین. إنّا انزلناه فی لیلة مبارکة»   
جاثیه: «حم. تنزیل الکتاب من الله العزیز الحکیم»   
احقاف: «حم. تنزیل الکتاب من اللّه العزیز الحکیم» 
در تمامی این هفت سوره «حم» آیه ای مستقل شمرده شده و پس از آن دربارۀ کتاب و وصف آن سخن رفته است. این هفت سوره مکی هستند و آن گونه که روایت شده است با هم یا در پی هم فرود آمده اند.17 از میان این سوره ها (زخرف و دخان) و (جاثیه و احقاف)، در دو آیۀ نخست مانند یکدیگرند و این نشان دهنده نزدیک تر بودن پیوند میان آنهاست.
مقایسه میان آغاز این هفت سوره با شش سوره ای که اشاره شد و با «الر» آغاز می شدند نکات جالبی را به دست خواهد داد، چنان که سیوطی به برخی از آنها اشاره می کند.18  
در پایان گفتاری از سیوطی دربارۀ پیوند سه سورۀ شمس، لیل و ضحی نقل می شود که دربردارندۀ پاسخ برخی پرسشها نیز هست:       
«این سه سوره به خاطر مناسبتی که در آغازهای آنها وجود دارد، جداً پیوستگی خوبی دارند، چرا که میان خورشید، شب و بامداد، نوعی همگونی وجود دارد. سورۀ فجر نیز از این قبیل است اما به خاطر نکتۀ مهم تری با سوره بلد از این سه سوره جدا شده است، همچنان که میان سورۀ انفطار و انشقاق و میان مسبّحات جدایی افتاده است؛ زیرا مراعات تناسب در نامها، آغاز و ترتیب نزول در جایی است که با مناسبتی قوی تر و مهم تر معارضه نداشته باشد.»19        
گاه ممکن است دو سوره در خاتمه با یکدیگر تناسب داشته باشند و در جهاتی پایان آنها همانند یکدیگر باشد، البته این همانندی به گستردگی و روشنی سرآغازها نیست و در برخی موارد از ظرافت خاصی برخوردار است؛ مانند پایان دو سورۀ یونس و هود، و گاه ممکن است چندین آیه مانده به آخر سوره، این تناسب بروز کند.20 در این بخش به مواردی از همانندی های پایان سوره ها اشاره می شود:
دو سورۀ یس و صافات با تسبیح خداوند پایان یافته اند:
یس: «فسبحان الذی بیده ملکوت کلّ شیء و الیه ترجعون»
صافّات: «سبحان ربّک ربّ العزّة عمّا یصفون. و سلام علی المرسلین. والحمد للّه ربّ العالمین»   
آخرین واژه در سوره واقعه و حدید «العظیم» است که در مورد نخست، صفت پروردگار، و در مورد دوم صفت فضل اوست.
در پایان سوره های تغابن و طلاق، سخن از گستردگی و فراگیری علم الهی است: 
تغابن: «عالم الغیب و الشهادة العزیز الحکیم»          
طلاق: «و أنّ الله قد أحاط بکلّ شیء علماً»  
سیوطی دربارۀ تناسب فرجام سورۀ جمعه با صفّ می نویسد:          
«چون سورۀ صف به فرمان جهاد ختم شد و خداوند آن را تجارت نامید، این سوره نیز به فرمان به فریضۀ جمعه ختم شد و بیان شد که از تجارت دنیوی بهتر است.»21
به جز آنچه تاکنون از تناسب میان سوره ها یاد شد گونه های دیگری از تناسب نیز قابل شمارش است22 که یا در عناوین یاد شده می گنجد و یا مواردی جزئی است.
این نکته را نیز یادآوری می کنیم که شاید برخی از این مناسبتها به گونه ای نباشد که تنها به خاطر آن، دو سوره کنار یکدیگر قرارگیرند، اما آن را می توان به عنوان نکته ای در این میان به حساب آورد که گاهی حاکی از مناسبتی عمیق تر است، مانند اشاره داشتن همانندی دو کلمه در فرجام سوره به بخشی از همانندی محتوای آن دو.

لیلَة القدر : می جویمت چنان که لب تشنه آب را                  

  می خواهمت چنان که تن خسته خواب را   

4. دیدگاه سعید حوّی در چگونگی ارتباط میان سوره ها

سعید حوّی، نگارنده «الاساس فی التفسیر» که کوشش شایانی در دریافت تناسبهای موجود میان سوره ها و آیات قرآن انجام داده است، در ترسیم چگونگی ارتباط میان سوره ها طرح خاصی دارد؛ وی با تأکید بر حدیثی که آن را حسن می شمارد، اساس کار خود را بر حصه های چهارگانۀ قرآن: طوال، مئین، مثانی و مفصّل پایه گذاری می کند و بنابر بررسی هایی که انجام می دهد و شواهدی که در آغاز تفسیر هر قسم یاد می کند، چارچوب های هر یک از این اقسام و تقسیمات آن را به شکل زیر مشخص می کند:  
1. سوره های هفتگانۀ طولانی که شامل بقره تا پایان سورۀ براءت می شود و یک مجموعه را تشکیل می دهد.    
2. قسم مئین که سوره هایی است که بیشتر آنها حدود صد آیه دارند و از «یونس» شروع و به انتهای «قصص» ختم می شوند. وی این قسم را مرکب از سه مجموعه می داند.  
3. سوره های مثانی که پس از مئین قراردارند و آیات آنها از صد کمتر است و از «عنکبوت» شروع و تا پایان سورۀ «ق» امتداد دارد. این قسم شامل پنج مجموعه می شود.     
4. سوره های بخش مفصل که کوتاه ترند و جدایی آنها با «بسم الله الرحمن الرحیم» بیشتر صورت گرفته است. این بخش از «ذاریات» تا انتهای قرآن گستره دارد و در آن 15 مجموعه قرار گرفته است. 23           
سعید حوّی که از اصطلاحات «قسم» و «مجموعه» برای دسته بندی سوره ها استفاده می کند، قرآن را به چهار قسم و به 24 مجموعه تقسیم می کند و در دسته بندی آیات هر سوره چهار واژۀ «قسم» ، «مقطع» ، «فقره» و «مجموعه» را به کار می برد.
قسم، اصطلاحی وسیع تر از سه دیگر بوده و در سوره های طولانی کاربرد دارد و شامل چندین مقطع می شود که وجه جامعی داشته باشند، مانند سورۀ بقره که چندین قسم می شود.         
مقطع، که وسیع تر از فقره است در صورتی استفاده می شود که آیات هم موضوع فراوان باشند. 
فقره، که در رتبه بعد قرار دارد در جایی به کار می رود که یک مقطع که دارای یک موضوع است چند معنای مهم و اصلی داشته باشد، در این صورت برای هر یک از این معانی از کلمۀ فقره استفاده می شود.        
مجموعه یا کوچک ترین بخش در جایی است که هر فقره بیش از یک معنی داشته باشد و مناسب باشد به صورت جدا توضیح داده شود.24 
از دیدگاه سعید حوّی سورۀ فاتحه اجمال معانی قرآن را در بردارد، و سورۀ بقره آمده است تا طریق نعمت داده شدگان و طریق غضب شدگان و گمراهان را تفصیل دهد و 39 آیۀ آغاز آن از معانی اساسی هدایت و ضلالت سخن می گوید. بقیه سورۀ بقره در راستای خدمت به معانی این آیات 39 گانه قرار دارد.        
وی معتقد است که سورۀ بقره تمامی موضوعات قرآن را در خود جای داده است و همانند محوری است که دیگر سوره های قرآن آن را تفصیل می دهند. در قسم نخست که سورۀ بقره و مجموعه ای از سوره های طولانی باشد، سورۀ بقره از آغاز تا پایان به وسیله سوره های پس از آن تفصیل داده می شود. دیگر مجموعه ها هر یک بخشی از معانی سورۀ بقره را به ترتیب ورود این معانی در سوره بقره تفصیل می دهند. بنابراین در مجموع، این سوره 24 بار در قرآن به وسیلۀ مجموعه های بیست و چهارگانه تفصیل داده شده است.25        
سعید حوّی نخستین و مهم ترین خاصیت تفسیر خود را همان نظریۀ جدیدی که در موضوع وحدت قرآنی ارائه کرده است می داند که درتمامی تفسیر خود به آن پایبند است، و آغاز این بارقه را که آفاقی گسترده در فهم معانی قرآن و سیاق کلی آن و نیز سیاق خاص داخل هر سوره برای او گشوده، دوران کودکی یاد می کند که بسیار در بارۀ اسرار پیوند میان آیه ها و سوره ها اندیشیده است. وی چگونگی این ارتباط را به شرح زیر توضیح می دهد:     
1. آیات نخست سورۀ بقره با «الم» آغاز و به «اولئک هم المفلحون» پایان می یابد؛ سورۀ آل عمران نیز با «الم» آغاز و به «لعلکم تفلحون» پایان می یابد.
2. پس از مقدمۀ سوره بقره این آیه قرار دارد: «یا ایها الذین اعبدوا ربّکم الّذی خلقکم و الذین من قبلکم لعلّکم تتّقون» (بقره/21)؛ سوره نساء نیز با «یا ایها الناس اتّقوا ربّکم» آغاز می شود.      
3. در سورۀ بقره پس از بیان تعدادی از آیات، مسأله وفای به عهد مطرح شده است: «و ما یضلّ به الاّ الفاسقین. الذین ینقضون عهد الله من بعد میثاقه» (بقره/27ـ26)؛ سورۀ مائده نیز با فرمان به وفای به عهد آغاز می شود: «یا ایها الذین آمنوا اوفوا بالعقود».
4. در سورۀ بقره پس از آیات یاد شده مطرح می شود که خداوند آنچه را در زمین وجود دارد برای انسان آفریده: «هوالذی خلق لکم ما فی الأرض جمیعاً» (بقره/29)؛ در سورۀ انعام همین معنی تفصیل داده می شود، به همین دلیل در این سوره آیاتی که با کلمۀ «و هو» آغاز گردیده تکرار شده است، و حتی آخرین آیه، بحث خلافت انسان را در زمین مطرح می کند: «و هو الذی جعلکم خلائف الأرض».
5. در سورۀ بقره، داستان آدم(ع) با پیروی از هدایت الهی پایان می یابد: «فمن تبع هدای فلاخوف علیهم و لاهم یحزنون» (بقره/38)؛ در آیه دو از سورۀ اعراف نیز مسأله هدایت مطرح شده و داستان آدم از آغاز آن بیان می شود: «اتّبعوا ما انزل الیکم من ربّکم» (اعراف/3).  
6. در ادامه سورۀ بقره آیه مربوط به وجوب قتال مطرح می شود: «کتب علیکم القتال…»(بقره/216) و بدون فاصله پس از آن، پرسش از قضیه ای که در ارتباط با قتال است مطرح می شود و با «یسألونک» آغاز می گردد؛ سورۀ انفال و براءت نیز پیرامون موضوع قتال گفت وگو می کنند و آغاز سوره انفال با «یسألونک» است؛ گویا این دو سوره تفصیل قضایای مربوط به نبرد هستند.           
بنابراین سوره های هفتگانۀ پس از بقره به همان شیوۀ تسلسل موضوعات سورۀ بقره آمده اند و برای هر یک محوری در سورۀ بقره وجود دارد.26

پی نوشت‌ها:

 


 

 

1. معرفت، محمد هادی، علوم قرآنی، چاپ اول، قم ، مؤسسه فرهنگی انتشاراتی التمهید، 1378، 412.           
2. صبحی صالح، مباحث فی علوم القرآن، بیروت، دارالعلم للملایین، 1977 م، 151 - 152.
3. بنگرید به: البرهان فی علوم القرآن، بدرالدین زرکشی، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالمعرفة، بی تا، 1/261.           
4. رشید رضا، محمد، تفسیر المنار، ذیل سوره مائده.
5. همان، 10/147 - 148. 
6. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، 5/6.     
7. مراغی، محمد مصطفی، تفسیر المراغی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، بی تا، 30/3.
8. سیوطی، جلال الدین، ترتیب سور القرآن، (تناسق الدرر فی تناسب السور) تحقیق السید الجمیلی، دار و مکتبة الهلال، 2000 م، 42. 
9. زرکشی، بدرالدین، البرهان فی علوم القرآن، 1/36.   
10. نصرحامد ابوزید، مفهوم النص، بیروت، المرکز الثقافی العربی، 1998م، 162.          
11. زرکشی، بدرالدین، البرهان فی علوم القرآن، 1/38. 
12. بنگرید به: البرهان فی علوم القرآن، 1/ 38؛ مفهوم النص، 165 - 166.      
13. بنگرید به: البرهان فی علوم القرآن، 1/ 38؛ ترتیب سور القرآن، 167.        
14. بنگرید به: المیزان فی تفسیر القرآن، محمد حسین طباطبایی،مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، 1417 ق، 20/421ـ422.        
15. رشیدرضا، محمد، تفسیر المنار، 12/251.         
16. سیوطی، جلال الدین، ترتیب سور القرآن، 84.           
17. همان، 110.         
18. همان، 110 -111.          
19. همان، 154.                    
20. به عنوان نمونه بنگرید به تناسبی که سیوطی میان فرجام سورۀ عنکبوت با قصص ایجاد می کند: همان، 99.
21. همان، 126.        
22. بنگرید به مقاله: تناسب الآیات و السور، مرتضی ایروانی، مجله دانشکدۀ الهیات دانشگاه فردوسی مشهد، شمارۀ 37 و 38 پاییز و زمستان 1376 ش.
23. بنگرید به: الأساس فی التفسیر، سعید حوّی، قاهره، دارالسلام، 1412 ق، 1/30 و 11/67770 و 6771.   
24. همان، 1/31.     
25. همان، 11/6770 - 6771.     
26. همان، 1/21 - 31.

 

ای کسی که رحم می کنی بر کسی که بندگانت بر او رحم نمی کنند  و ای آنکه تحفه های کوچک را می پذیری و در برابر کارهای اندک سپاس می گویی   و ای کسی که به هر که به تو نزدیک می شود نزدیک می شوی

حسن خرقانی

 

 

تقاسیم و مقامات موسیقی اعراب

نگاهی به تقاسیم و مقامات موسیقی اعراب
فراگيرترين سنت موسيقي عرب، موسيقي غيرمحلي نواحي شرق مديترانه است. مناطقي گسترده ميان قاهره و بيروت، دمشق و حلب. اين موسيقي عمدتاً شامل قطعات موسيقايي از پيش تصنيف گشته‌اي است كه آهنگساز فرم و محتواي آن را از پيش معين ساخته است. در چنين گستره‌اي نقش موسيقيدان و نوازنده نقش يك مفسر است، مفسري كه پرداخت هنرمندانه قطعه پيش‌ساخته‌اي را بر عهده دارد. هر چند نوازندگان عرب از اين فرصت براي بداهه‌نوازي قطعات شخصي خود در ژانري به نام «تقاسيم» (كه در اين مقال در هر دو معناي جمع و مفرد خود به كار رفته است) بهره مي‌گيرند. تقاسيم صرفاً زاييده تخيل آزاد و هوسباره نوازندگان نيستند بلكه برعكس، نوازندگان بر اساس آرايش پيچيده‌اي از قواعد و قراردادهاي از پيش موجود به بداهه مي‌پردازند. تقاسيم از اين لحاظ كه مجال ارائه ساخته‌ها و خلاقيت فردي (و نه توسل جستن به تصانيف افراد ديگر) را براي نوازندگان فراهم مي‌آورد، ژانر موسيقايي بسيار ارزشمندي به شمار مي‌رود. اجراي هر تقاسيم عموماً بين سه تا پنج دقيقه طول مي‌كشد ولي گاهي ممكن است كمتر از يك دقيقه و گاهي حتي بين هشت تا ده دقيقه طول بكشد ولي به ندرت زمان اجراي آن از اين ميزان فراتر مي‌رود. با اين حال زمان هر تقاسيم را مدت زماني كه به نوازنده داده شده و يا حوصله و حال نوازنده در زمان اجراي قطعه تعيين مي‌كند.           
تقاسيم قطعه‌اي چند بخشي است. قسمتهايي كه چند لحظه سكوت آنها را از يكديگر جدا مي‌كند. نوازنده، پيوستار موسيقايي هر بخش را، از طريق تمركز بر يك ايده ملوديك يا يك مد خاص (يك مقام، جمع آن مقامات است) و عموماً تنها در يك گوشه از يك مقام، حفظ مي‌كند. (هر مقام گام و ويژگيهاي ملوديك خاص خود را داراست). تقاسيم بدين ترتيب كلاً بسط تدريجي ويژگيهاي منحصر به فرد يك مد يا مقام خاص است. عموماً اين بسط و گسترش روندي تصاعدي و رو به بالا دارد، نوازنده از نت انتهايي آغاز مي‌كند و آرام‌آرام به نتهاي بالاتر (اغلب نتهايي در اكتاو بالاتر) راه مي‌برد. اراده بيش از يك مقام در تقاسيم نيز امري متداول است. شنوندگان از لغزيدن و انتقال از يك مقام به مقامي ديگر (مدولاسيون) و از بازگشت ناگهاني و الزامي به مقامي كه تقاسيم با آن آغاز شده، لذت خاصي مي‌برند. بخشهاي مختلف تقاسيم عموماً با فرودهاي موسيقايي كه «غفلات» (جمع «غفله») نام دارند، به پايان مي‌رسند. فرازهاي موسيقايي‌اي كه خود از ديگر سرچشمه‌هاي لذت شنوندگان‌اند. غفلات قدرتمند، اغلب با فريادهاي تحسين حضار رو‌به‌رو مي‌شود، نقل است كه غفله خوب مي‌تواند تقاسيم بد را گوشنواز كند. ولي غفله بد مي‌تواند يك تقاسيم قوي را خراب كند.        
ژانر تقاسيم بدين ترتيب مي‌تواند مجالي باشد براي نمايش تواناييها و حساسيتهاي ويژه يك نوازنده در مقام آهنگساز. شنوندگان به سنجش و داوري دربارة شكل و ساختار يك تقاسيم، توانايي نوازنده در رساندن بداهه به اوجهاي دراماتيك در لحظات مناسب، استفاده او از مدولاسيونها و سكوتها و مهارت و تسلط او در نواختن مقامات متنوع، مي‌پردازد. وانگهي تقاسيم به نوازندگان اجازه مي‌دهد تا ميزان مهارت تكنيكي خود را در نواختن ساز به نمايش بگذارند. نوازندگان به شدت در پي آن‌اند تا ظريف‌نوازي و چيره‌دستي تكنيكي خود (في المثل نمايش خيره‌كننده مضراب زدن و آرشه كشيدن) و ظرايف اكسپرسيونهاي موسيقايي نرم و لطيف‌تر را به نمايش بگذارند. نوازندگان جوان اجراي تقاسيم را از طريق تقليد اجراي دوستان و نوازندگان چيره‌دست‌تري كه با آنها در تماس‌اند، مي‌آموزند. ليكن نوارها و قطعات ضبط‌شده نيز نقش عمده‌اي در به ياد سپردن تقاسيم اساتيد موسيقي ايفا مي‌كنند. در حالي كه اين امر به گسترش مهارت تكنيكي و فراگيري ژانر تقاسيم و مقامات مختلف كمك شاياني مي‌كند. نوازندگان مشتاق مي‌بايد سبك شخصي و بداهه‌نوازي خاص خود را نيز شكل دهند؛ چرا كه تقاسيم بيش از همه مجال بروز خلاقيتهاي فردي نوازنده‌اند. در كنسرتهاي رسمي‌تر، جايگاه و ميزان تكرار اجراهاي تقاسيم مختلف در گذر زمان دست‌خوش تغيير گشته‌اند. در آغاز قرن بيستم، اجراهاي غير محلي در پيوند با «وصلات» (جمع «وصله»)، قطعات‌ سازي و آوازي، ساخت يافته و تنظيم شده‌اند. تقاسيم در لحظات آغازين اجراهاي وصله ارائه مي‌شدند. نمونه اخير چنين اجرايي را مي‌توان در كاست «ليالي و اغنيات...» كار خواننده مصري، «صالح عبدالحي» (1962ـ1896)، شنيد. نمونه‌هاي درخشان تقاسيم اغلب با همراهي سازهاي عود، ويولن و قانون اجرا شده‌اند. قطعات كاست مذكور با تقاسيم عود آغاز مي‌شدند بعد نوبت به گروه‌نوازي قطعات موسوم به «سماعي» مي‌رسيد كه از كارهاي نوازنده ترك/ ارمني «تاتيوس» بود سپس تقاسيم ويولن اجرا مي‌شدند. تقاسيم كوچك ساز قانون به عنوان مقدمه‌اي بر يك بداهه آوازي به نام «ليالي» اجرا مي‌شدند و وقتي صالح عبدالحي پس از اتمام بداهه‌خواني خود نفسي تازه مي‌كرد فرازهاي تقاسيم به تزيين فضاهاي خالي مي‌پرداخت. در نهايت خواننده آواز خود را با همراهي ساز و هم‌خواني اجرا مي‌كرد. در مواردي كه وصله طولاني‌تر است چندين هم‌خواني آواز كه «موشحات» نام دارند نيز اجرا مي‌گردد كه نوار عبدالحي نمونة باكيفيت رپرتوار معمول اجراهاي تقاسيم در اوايل قرن بيستم/ اواخر قرن نوزدهم است. تقريباً از دهه 1930 وصله اقبال خود را در موسيقي عرب از دست داد و به سرعت جاي خود را به ژانر جديدي با نام «اغنيه» (به معناي آواز) داد. اغنيه نيز تقريباً به همان طول زمان وصله به شكلي چند بخشي اجرا مي‌گشت با مقدمة ساز براي هر آواز. اغنيه به عنوان ژانر غالب موسيقي غيرمحلي عرب در دهه 1970 و 1980 به شمار مي‌رفت. تقاسيم به ندرت چنين اجراهايي را در بر داشتند و بدين ترتيب به محافل و نشستهاي غير رسمي نوازندگان و به برنامه‌هاي رقص تبعيد گشت. در چنين موقعيتي حذف نمادين «تقاسيم» از اجراهاي غالب موسيقي، به «فريد الاطرش» (1979ـ 1905) مجال آن داد تا با اجراهاي درخشان تقاسيم به جايگاه ويژه و شهرتي كه برازنده او بود دست يابد. فريد ستاره سينما، خواننده و آهنگساز مشهور و نوازنده چيره‌دست عود اغلب قطعات ساخته‌شده خود را مي‌خواند. وقتي قطعات خود را تنظيم مي‌كرد مقدمه بلندي براي ساز در نظر مي‌گرفت كه در آن مقدمه بلند عود خود را بنوازد. بعد از اجراي تقاسيم عود گروه موسيقي او مقدمه را به پايان مي‌رساند و پس از آن قطعات آوازي اطرش كه خود آن را اجرا مي‌كرد آغاز مي‌شد. اين شكل كار چنان موفق بود كه فريد الاطرش در كوتاه زماني به مشهورترين عودنواز جهان عرب و دقيق‌تر بگوييم مشهورترين نوازنده تقاسيم عود بدل گشت. در همين حال بود كه او را «ملك العود» (پادشاه عود) لقب دادند. از مشهورترين تقاسيم او مي‌توان به تقاسيم كنسرت زنده او اشاره داشت كه در خلال آن مقدمه آواز مشهورش «الربي» را نواخت.
يكي از جنبه‌هاي جالب اجراي تقاسيم رابطه پويايي‌ست كه اغلب ميان نوازنده و حضار برقرار است. وقتي يكي از حضار مجلس اجراي خاصي را دوست داشته باشد يكي از چند عبارت كليشه ذيل را براي ابراز احساساتش بر زبان مي‌آورد: الله، يا حبيبي، يا عيني و يا اسم خود نوازنده مثلاً يا فريد (در مورد فريد الاطرش). نوازنده بدين ترتيب مورد تشويق قرار مي‌گيرد. نوارهاي اجراهاي عمومي فريد الاطرش نمونه‌هاي درخشان واكنش و ابراز احساسات پرشور مخاطبان است. هر چند نوار «الربي» نمونه درخشاني از يك تقاسيم است كه در متن يك مقدمه آوازي اجرا مي‌گردد ليكن كساني كه علاقه‌مند شنيدن چندين تقاسيم درخشان ديگر از اطرش هستند مي‌توانند به پنج اجراي جداگانه وي كه از مقدمات اجراهاي مختلف وي در يك نوار جمع آمده‌اند، رجوع كنند. كيفيت قطعات اين نوار يك‌دست نيستند و هيچ يك به وضوح صوتي يك اجراي ضبط‌شده استوديويي نمي‌رسند. با اين حال اين نكته از اهميت اين قطعات به عنوان سندهاي درخشان تقاسيم نمي‌كاهد (اين نوار با اجراي ضبط استوديويي شده يكي از قطعات عود وي آغاز مي‌شود). شنيدن چند باره تقاسيم فريد ويژگيهاي نمونه‌وار سبك و تكنيك وي را آشكارا بر ما روشن مي‌سازند. او مشخصاً به خاطر نمايش مهارت خاص خود در نواختن زخمه‌هاي راست دست كه تمامي اجراهاي خود را با آن تمام مي‌كند، شهرت دارد. پس از گذشت بيست سال از مرگش اطرش هنوز پادشاه عودنوازان عرب به شمار مي‌رود. امروزه عودنوازان جوان اغلب با فرياد تحسين حضار روبه‌رو مي‌شوند كه در تحسينشان مي‌گويند: يا فريد؛ و بدين ترتيب آنها را با نوازنده بزرگ فريدالاطرش مقايسه مي‌كنند. در حالي كه فريدالاطرش بي‌ترديد محبوب‌ترين عودنواز است. موسيقيدانها عموماً «رياض السنباطي» (متوفي به سال 1981) را چيره‌دست‌ترين نوازنده عرب مي‌دانند. آهنگساز و خواننده بزرگ، رياض السنباطي كاسِتي از شش اجراي ضبط‌شده استوديويي تقاسيم خود را در يك نوار گرد آورده است. در اين نوار نواي عود با ميكروفن ضبط شده و صدايي پر طنين دارد. تقاسيم السنباطي سبكِ كندنواخت‌تر و آرامش‌بخش‌تري نسبت به سبك نوازندگي فريد الاطرش دارد. در ميان ويژگيهاي سبك السنباطي مي‌توان به بهره‌گيري مداوم وي از نتهاي اكتاوهاي پايين‌تر اشاره داشت (به اين معنا كه در هنگامي كه يك جمله موسيقي را مي‌نواخت گه‌گاه، به يك‌باره، همان خط نت را در اكتاوهاي پايين مي‌نواخت. از تقاسيم مهم ضبط‌شدة ديگر، مي‌توان از تقاسيم ويولن‌نواز مصري «احمد الحفناوي» و عودنواز عراقي «منير بشير» و دو نوازنده عرب آمريكايي «سايمون شاهين» و «علي جهاد ريسي» نام برد.

نوشته: اسکات مارکوس/ ترجمه: محمدرضا فرزاد

 

آکورد شناسی

آکورد شناسی

1-  دو صدایی که دو نت در بر دارد

2- سه صدایی که سه نت در بردارد

3- چهار صدایی که چهار نت در بر دارد

4- پنج تایی که چهار نت در بر دارد

تمامی نتها به صورت همزمان نواخته میشوند

در میان آکوردها ، آکوردهای سه تایی کاربرد بیشتری دارند این آکوردها از سه نت تشکیل شده اند که با فواصل معین نواخته میشوند.این آکوردها انواع مختلف دارند

1- ماژور (شاد) یا  بزرگ

2-  مینور (کوچک) یاغمگین

3-  کاسته (diminshed)

4- افزوده (augment)

5- 4 sus

6- 2 sus

در هر تنالیته آکورد اصلی سه اصل وجود دارد : تونیک، دومینانت،ساب دومینانت

آکورد تونیک:روی اولین نت هر گام ساخته میشود که به همان نام خوانده میشود

ساب دومینانت:روی نت درجه چهارم گام ساخته میشود مثلاً در دوماژور روی نت فا ساخته میشود

دومینانت: روی درجه پنجم ساخته میشود اگر آکوردی خارج از سیستم نواخته شود به آن آکورد اتفاقی گویند که تاثیر موقتی دارد

مقایسه آکوردها در یک گام: میتوان تصور کرد که آکورد تونیک صاحب گام و آکورد اصلی است دومین آکورد مهم دومینانت است که حکم مدیر داردو بعد ساب دومینانت که نقش معاون مدیر را دارد.

هر آهنگی با آکورد تونیک شروع میشود و خاتمه مییابد آکورد دومینانت بر تمام گام تسلط دارد .آکورد ساب دومینانت کمک کننده آکورد اصلی است

آکوردهای چهار صدایی :

اگر1 پرده به آخرین نت آکوردمان اضافه کنیم آکورد شش به دست میآید.

اگر 1.5 به آخرین نت آکوردمان ضافه کنیم آکورد هفت به دست میاید

اگر نتی در فاصله یک پرده به اولین نت آکوردمان اضافه کنیم آکورد نهم به دست میاید

آکوردهای sus :

این آکورد ها از نتهای گام ماژور ساخته میگردد به این در ترتیب که در آکوردهای sus2به جای نت دوم آکورد نت دوم گام گذاشته میشود.ودر آکورد sus4 به جای نت دوم آکورد نت چهارم گام گذاشته میشود .

آکوردهای افزوده(add) :

این آکوردها بسیار شبیه آکوردهای sus هستند با این تفاوت که در قبال نت اضافه شده هیچ نتی از آکورد کسر نمیگردد در آکوردهای add2 نت دوم گام به آکورد اضافه میگردد و در آکوردهای add4 نت چهارم گام.

آکوردهای معکوس (slash) :

چنانچه اولین نت یک آکورد را آخر آکورد بگذاریم به این آکورد، آکورد معکوس اول گفته میشود.چنانچه در ادامه نت دوم آکورد را هم آخر آکورد بگذاریم ، آکورد معکوس دوم ساخته میگردد. مثلاً آکورد Am از سه نت A_C_E تشکیل شده که معکوس اول آن به صورت C_A_E ساخته شده و به صورت Am/C نوشته میشود. معکوس دوم آن به صورت E_A_C ساخته شده و به صورت Am/E نوشته میشود.

آکوردهای هفت(seven) :

این آکوردها از اضافه کردن نتی در فاصله سوم کوچک به آخرین نت آکورد ماژور یا مینور حاصل میگردند.

آکوردهای شش(six) :

این آکوردها از اضافه کردن نتی در فاصله یک پرده ای (دوم درست) به آخرین نت آکورد حاصل میگردند.

آکوردهای نهم (ninth) :

این آکورد از اضافه کردن نتی در فاصله یک پرده به اولین نت آکوردمان حاصل میگردند.

آکوردهای سه صدایی مینور و ماژور:

1- نت پایه : اولین نت هرآکورد که نام آکورد از آن گرفته میشود

2- فاصله سوم بزرگ : فاصله برابر با دو پرده

3- فاصله سوم کوچک : برابر با یک و نیم پرده

فرمول ساخت آکوردهای ماژور:

نت پایه (نت اول) به فاصله دو پرده یا یک فاصله سوم بزرگ از نت دوم و نت دوم یک فاصله سوم کوچک برابر با یک و نیم پرده از نت سوم به دست میآید یعنی بین نت اول و دوم دو پرده فاصله است بین نت دوم و سوم یک و نیم پرده .

فرمول ساخت آکوردهای مینور:

برای اینکه نشان بدهیم آکورد مینور است جلوی آن یک m کوچک میگذاریم .

قاعده آکوردهای مینور دقیقاً بر عکس آکوردهای ماژور است یعنی بین نت اول تا دوم یک و نیم پرده و دوم تا سوم دو پرده است به طور مثال در آکورد لا مینور به صورت زیر است :

لا...1.5 پرده...دو ...2پرده ...می

 

هنر و تمدن اسلامی   

 

ابن سينا نخستين كسي است كه پس از اسلام، از وي در باب موسيقي به زبان فارسي كتابي باقي مانده است. اين، همان كتاب «النجاة» است كه شاگرد او، ابوعبيد جوزجاني، ترجمه كرده و آن را «دانشنامة علايي» نام نهاده است. ابنسينا در «دانشنامة علايي» از مطالعه بر روي ساز «رباب»، فواصلي را كه در ايران قديم رواج داشت و بهتدريج به فراموشي سپرده شده بود، مورد توجه قرار ميدهد، و براي نخستين بار در صدد احياي آن برميآيد. 
نوشتههاي ابنسينا دربارة موسيقي، به لحاظ روششناسي، از درجة نخست اهميت برخوردار است. چنانكه از آثار او، بويژه از «جوامع علم الموسيقي» آشكار است، از نقل مطالب آميخته به تخيل و داستانهاي اساطيري پرهيز ميكند. امتياز ديگر آثار ابنسينا، محاسبات دقيقي است كه وي در اثر گرانقدر خود، «جوامع» به كار برده، و در حقيقت جنبة نظري و علمي، موسيقي را به عنوان دانشي دقيق، مورد توجه قرار داده است. بدين جهت، اگر گفته شود كه آنچه وي دربارة ابعاد و نسبتهاي موسيقايي آورده يا دقتي كه در بيان تعاريف بنيادي موسيقي به كار برده، در نوع خود بينظير يا كمنظير است، مبالغه نكردهايم. افزون بر اين، وي توجه ويژهاي به موضوع موسيقي شعر و مقايسة اين دو هنر با يكديگر دارد. فارمر، ابنسينا را نظريهپردازي بزرگ مينامد، و امتياز اصلي او را، در پرداختن به جنبههاي موسيقي علمي قرن پنجم هجري ميداند.           _
در رسائل «اخوان الصفا»، «موسيقي» مطابق طبقهبندي مرسوم در گذشتة دور، به عنوان يكي از شاخههاي چهارگانة رياضيات (سه شاخة ديگر هيئت، حساب و عدد) مورد بحث قرار گرفته است. بارزترين ويژگي رسالة موسيقي «اخوان الصفا»، توجه به ابعاد معنوي موسيقي و نقشي است كه اين فن ميتواند در برانگيختن حالات روحاني و نشاط معنوي انسان ايفا كند. «اخوان الصفا»، در تأييد صحت مدعاي خود، به حكايت فارابي استناد جسته، آنگاه كه وي در مجلس سيفالدولة حمداني، فرمانرواي حلب (333ـ356 ق.) با نواختن گونهاي موسيقي اهل مجلس را به خنده وا ميدارد و سپس با تغيير آهنگ، همان جمع را به گريه انداخته، سرانجام به خواب فرو ميبرد.
«
اخوان الصفا»، موسيقي را ابزاري براي بيدار كردن نفس انسان از خواب غفلت ميداند؛ و معتقد است كه اگر در بعضي از شرايع موسيقي تحريم شده، بدين سبب بوده است كه مردم به خلاف نظر حكما، آن را وسيلة شادخواري و خوشگذراني قرار داده و در لهو و لعب به كار بردهاند. از آنجا كه اخوان در پي پيوند دين با فلسفه بودهاند، در رسائل خود از هر فرصتي براي رسيدن به اين هدف استفاده كردهاند. از اين رو، فصل «احكام الكلام» در رسالة موسيقي، اگرچه بر حسب ظاهر ارتباط چنداني با موسيقي ندارد، ولي در راستاي همان هدف كلي، با بحث دامنهداري در ساختار حروف الفبا آغاز ميشود و به كارايي نسبتهاي افضل ميرسد
.       
از ديگر موضوعهاي جالب توجه در رسالة موسيقي، پيوند شعر و موسيقي است. اين بحث در فصلي با عنوان «اصول الالحان و قوانيها» مطرح شده است. با وجود آنكه در رسائل اشارات پراكندهاي به مسائل گوناگون نظري ديده ميشود كه ميتواند در حد خود سودمند يا روشنگر تاريخ و نظام علمي موسيقي دوران اسلامي بويژه ايران باشد، اما غرض اصلي اخوان از تأليف اين رساله، آموزش خوانندگي و هنر نوازندگي نبوده است.» 22       

به گفتة عبدالستار فراج، «اغاني»، نوشتة ابوالفرج اصفهاني، بهطوركلي داراي هفتصد گزارش، شامل شرح حال اشخاص و روايت جنگهاست. «اغاني» رواياتي مفصل دربارة آهنگسازان، خوانندگان، شاعراني كه شعرشان موضوع آهنگ بوده و هركس كه با اين هنرها رابطه داشته است، نقل كرده، و سرانجام بزرگترين مجموعة ممكن را براي موسيقي و ادب، از آغاز تا سدة 4 ق. / 10 م. به دست داده است. در زمان ابوالفرج، كار موسيقي رونق فزايندهاي يافته بود و آنچه او دربارة موسيقي در كتاب خود آورده، مستند، عالمانه و جامع است. از دويست و پنجاه اثري كه او در «اغاني» از آنها نام برده و به شرحشان پرداخته، به جز اندكي، چيزي بر جاي نمانده است. در «اغاني»، در پايان هر شرح حال، يا در آغاز آن، شعري ميآيد كه «صوت» خوانده شده است. و مراد از صوت، يك قطعه آهنگ آوازي است كه بايد همة مشخصات فني آن را ذكر كرد تا قابل خواندن و نواختن باشد.     
مشكل اساسي كه دربارة جنبة موسيقي «اغاني»، همچنان نزد پژوهشگران لاينحل باقيمانده و آرا و فرضيههاي زيادي را در اينباره دامن زده، اصطلاحات منسوخ و نامشخصي است كه ابوالفرج به دليل تداول فراوان نزد اهل فن آن در عصر خويش در اغاني به كار برده و از شرح آنها پرهيز كرده است. لذا اينك فهم دقيق معاني آن الفاظ ناممكن شده و رمزگشايي از آوازهاي «اغاني» و آهنگهاي آن، بسيار دشوار مينمايد. 23    
صفيالدين عبدالمؤمن ارموي (م. 693 ق.) ستارهاي درخشنده در آسمان دانش موسيقي ايران در سدة هفتم بود. از مطالعه دو كتاب معتبر او، يكي «الادوار» و ديگري «رسالة الشرفية» اين واقعيت آشكار ميشود كه وي پس از فارابي، بزرگترين و مهمترين كسي است كه در اصول فن موسيقي تحقيق كرده؛ و كهنترين نتنويسي فارسي و عربي در كتاب «الادوار» آمده است، كه اكنون در دست است. يافتههاي صفيالدين، در همة دانشمنداني كه پس از او دربارة اصول موسيقي تحقيق كردهاند تأثيرگذار بوده، و بر فرضيههاي او شرحهاي بسياري نوشته شده است. از مهمترين آنها نوشتة قطبالدين شيرازي (م. 710 ق.) است، كه در دايرةالمعارف خود موسوم به «درةالتاج»، رسالهاي مهم در باب اصول نظري موسيقي نگاشته است. 24    
عبدالقادر غيبي مراغي (م. 838 ق.) از مهمترين علماي موسيقي نظري در عصر تيموري (دربار تيمور و شاهرخ) است. بزرگترين كتاب او جامع الالحان است. اين كتاب شرحي كامل است دربارة اصول علمي و نظري موسيقي و توصيف سازهاي ايراني. «مقاصد الالحان» كه از «جامع الالحان» كوتاهتر است و «شرح الادوار» نيز، نگاشتة مراغي بوده، موجود است. «كنزالالحان» كتاب گرانبهاي مراغي، كه براي آشنايان به فن موسيقي قدر و ارزش بسيار دارد و حاوي آوازهاي او بوده، از ميان رفته است. پسر و نوادة ابن غيبي نيز جزو علماي موسيقي هستند. پسرش كه عبدالعزيز نام داشت «نقاوةالادوار» و نوهاش كتاب «مقاصدالادوار» را نگاشت.
پس از سدة نهم هجري، ديگر در ايران موسيقيداني بزرگ به وجود نيامد. گاه به گاه چهرههايي پيدا ميشدند، ولي هيچكدام نوآوري نداشتند. «بهجةالرواح» رسالهاي است درموسيقي كه در سدة يازدهم توسط عبدالمؤمن بلخي به فارسي نوشته شده است، و بيشتر ناظر به جنبههاي علمي اين فن است.        

تا دو سده پس از اين، هنوز نفوذ موسيقي ايران در كشورهاي عربي نمايان بود. گواه اين گفته، كتاب «النقي في فن الموسيقي» است كه احمد المسلم الموصلي در حدود 1150 ق. تدوين كرده و اساس آن اقتباس از كتاب «بهجةالرواح» عبدالمؤمن بلخي است. نفوذ و تأثير موسيقي ايران بر موسيقي ترك و شبه قاره و كشورهاي عربي و خاورميانه و حتي خاور دور، امري مسلم است؛ و از اصطلاحات موسيقي فارسي، كه به زبان و فرهنگ آن بلاد راه يافته، به روشني آشكار است. 25           
پيوند مقامات با صوت و لحن قرآن كريم
يكي از علومي كه از علوم تجويد و تلاوت قرآن منشعب ميشود، «صوت و لحن» نام دارد. اين علم بيشتر به صورت حضوري آموزش داده ميشود، و آن را علم «تنعيم» يا «نغمهشناسي» نيز ميگويند. علم تنعيم را خواندن قرآن كريم به آواز موزون و نيكو دانستهاند، كه به تناسب استفاده از الحان و نغمات مختلف، حالات متفاوتي مانند اندوه و سرور در مخاطب به وجود ميآورد. 26
تنعيم داراي دو مبحث صوت و لحن است: صوت كه از ارتعاش دو تيغة نازك به نام «تارهاي صوتي» از حنجرة انسان خارج ميشود و لحن همان آهنگ و آواز را گويند. منظور از لحن در هنر قرائت، آهنگ صوت است. يعني صوت مقامات و نغمات موسيقي قرآن، كه همراه با صوت از دستگاه تكلم خارج شده، به گويش ميرسد.    

در موسيقي قرائت قرآن، هفت مقام (نغمه) وجود دارد؛ كه عبارتاند از بيات، رست، سگاه (سيكاه)، حجاز، صبا، چهارگاه (جهاركاه)، نهاوند (نهوند). هريك از مقامات، سه گام (مرحله) مختلف دارد. كه عبارتاند از: قرار، جواب، جوابالجواب. كه به ترتيب، آهنگ اول هر مقام را قرار، آهنگ دوم را جواب و آهنگ سوم را جوابالجواب گويند. براي تعليم مقامات و نغمات، قسمتي از قرائت يك قاري در فلان مقام انتخاب شده و به عنوان «معرف» مقام مشخص ميشود. بديهي است براي يادگيري هر مقام، بايد آن را مرتباً خواند و تكرار كرد، تا در حافظه ثبت شود، و بتوان در تلاوت از آن استفاده كرد. درواقع اين معرفها مانند «نتهاي موسيقي» هستند؛ و همانطور كه يك موسيقيدان با نواخته شدن آهنگي بلافاصله نت آن در ذهنش نقش ميبندد، قاري قرآن نيز با شنيدن آيات شريفة قرآن، معرف مقامات آنها در دستگاه حافظهاش نقش خواهد بست. اين روش، سبب زيبايي افزونتر تلاوت قرآن خواهد شد. در جدول شمارة 1 به نت مقامات موسيقي قرائت اشاره شده است. 27       
بعد از شناخت مقامات موسيقي قرآن، بايد تناسب آنها را با يكديگر شناخت، تا هر مقامي در جايگاه مناسب خود قرار گيرد و قرائت قرآن از نظر فنّي، رديف زيبا و دلنشيني پيدا كند. براي اين كار، هريك از مقامات و تناسبش با ديگري سنجيده ميشود. در جدول شمارة 2 به رديف مقامات اشاره شده است.                       
براي آنكه هدف اصلي قرائت، كه همان القاي درست و شايستة معاني قرآن است، تحقق يابد، رعايت دو اصل مهم ضرورت دارد:       
اصل اول: درك احساس خاص از هر مقام. در اينباره نميتوان احساس كلي را بيان كرد و توقع داشت كه همه، اين احساس را نسبت به مقامات داشته باشند. زيرا نفوس انسانها مختلف است، و هر كس از آنچه كه در پيرامونش ميگذرد، احساس خاصي دارد. با وجود اين، يك احساس كلي و اجماعي در ميان قاريان معروف نسبت به يكايك مقامات شكل گرفته است، كه در اينجا به اختصار بدان ميپردازيم
:
1. مقام بيات:بياغراق زيباترين مقام قرآني،بيات است؛ چه از لحاظ لطافت و حزن معنوي و چه از نظر وسعت گوشهها و گستردگي آنها. به همين دليل آن را «امالنغمات» ميگويند
.
2. مقام رست: مقامي است بسيار زيبا كه حالت وقار، صلابت، متانت و بيانگري دارد، و بدان «ملك المقامات» گويند
.     
3. مقام سگاه:اين مقام حالت هيجاني نفساني در انسان برميانگيزد. برخي از گوشهها سگاه حالت اميد، رجا و شادماني معنوي در قاري ايجاد ميكند و برخي از گوشههاي آن، حزني معنوي در نفس به وجود ميآورد
.       
4.مقام حجاز: نغمة جذاب و گستردهاي است. برخي از گوشههايش سرور معنوي به ارمغان ميآورد و برخي از آنها، حالت بشارت دهنده دارد و عشق و محبت الهي را در انسان زنده ميسازد
.
5. مقام چهارگاه: مقامي است كه همراه با جذابيت و سادگياش، حالت يادآوري و خاطرهانگيزي دارد، و برخي از گوشههايش انسان را متأثر از حزني معنوي ميگرداند
.
6. مقام صبا:مقامي است كه حُزن زايدالوصفي در انسان ايجاد ميكند و نيز حالت هشدار و بيدارباش دارد. بعضي از گوشههاي آن، تحسّر و تأثر شديدي در قاري به وجود ميآورد
.
7 مقام نهاوند: مقامي است كه بعضي از گوشههاي آن، همچون گلي رنگارنگ و خوشبوست و از حيث لطافت، نسيم سحرگاهان را ميماند، و حالت محبّت، سرور و بهجت در نفس ايجاد ميكند
.
اصل دوم: شناخت موضوعات متنوع قرآن كريم و درك تناسب آنها با مقامات است. براي عملي شدن اين اصل، لازم است موضوعات متنوع قرآن را استخراج و جمعآوري كرده، هريك از مقامات را به آنها عرضه كرد. سپس نسبت مقامات و آيات را تعيين نمود. براي نمونه، توحيد و اسما و صفات الهي با مقامات بيات، نهاوند، رست و برخي از گوشههاي حجاز تناسب دارد. نشانههاي الهي با مقامات سگاه، چهارگاه، رست و برخي از گوشههاي حجاز؛ نبوت عامه با مقامات بيات و رست؛ تاريخ انبيا با مقام چهارگاه؛ نبوت خاصه با مقامات بيات؛ اخلاق با مقامات بيات و نهاوند؛ معاد با مقامات بيات و صبا؛ مؤمنين با مقامات بيات، نهاوند، سگاه و حجاز، و مشركين و كفار با مقامات چهارگاه و صبا تناسب دارند. روشن است كه تلاوتي كه خالي از اين تناسبها باشد، بيروح و بعضاً بيمعنا ميشود. با شناخت حالت هر مقام و موضوعات آيات و تناسب آنها با يكديگر و رعايت تناسب، تلاوت قاري قرآن علاوه بر بيان لفظي، بيان تصويري پيدا ميكند. اين بيان يكي از مصاديق اعجاز لفظي قرآن است، و تنها هنري كه ميتواند آن را به منصة ظهور برساند، هنر قرائت است. 28

نت مقامات موسيقي قرائت قرآن           

مقامات قرار جواب جواب الجواب        
بيات مفاعلين، مفاعيلن، مفاعيل،
مفاعيلن، مفاعلتن، مفاعيل،         

فعولن فعولن فعولن        
رست فاعلاتن، فاعلتن، فاعلاتن،  
فاعلن، فاعلن، فعلن،       
فاعلاتن فاعلان فعلاتن    



 

 

دانلود تلاوت از استاد محمود شهات انور

دانلود تلاوت از قاریان مصری

 

تلاوت سوره آل عمران، آیات 68-53، اعلی، شمس از استاد محمود شهات انور

تلاوت سوره کهف، آیات 26-13 از استاد محمود شهات انور 

تلاوت سوره نمل، آیات 35-15از استاد محمود شهات انور

تلاوت سور توبه(129-128)، کوثر از استاد محمود شهات انور

تلاوت سوره مریم، 31-1 از استاد محمود شهات انور

(2) محمود الشحات الحجر والنحل 2004 برهمتوش.mp3

محمود الشحات سورة يوسف 2003 ههيا شرقيه.mp3

محمود الشحات فصلت 2004 تلى راك شرقيه.mp3

محمود الشحات الأنعام 2005 الشرقية.mp3

محمود الشحات ديرب شرقية عام 2002.mp3

مسجد السيده [1].زينب بالقاهره 17-8-2009 النحل محمود الشحات.mp3

 

 

دانلود ابتهال

دانلود ابتهال

ابتهال حب الحسین از استاد طه الفشنی

ابتهال حب الحسین از حاج حامد شاکرنژاد

ابتهال سلام بر حسین از حاج محمود لطفی نیا

ابتهال از محمد عمران در مدح حضرت رسول(ع)

ابتهال محمد عمران (یاسیدی سلامه)

ابتهال سید نقشبندی (یا سیدی سلامه)

ابتهال از نصر الدین طوبار (قصه یتیم)

ابتهال حاج حسن خانچی

ابتهال حاج حسن خانچی - همومی الیوم قسمت اول

ابتهال حاج حسن خانچی - همومی الیوم قسمت دوم

ابتهال حاج حسن خانچی - یاسائلی

ابتهال حاج حسن خانچی - یاسائلی همراه با عود

ابتهال حاج حسن خانچی - اله الخلق

کاری موزیکال از حاج حسن خانچی

ابتهال از استاد سید کریم موسوی

ابتهال از حاج سعید طوسی

دانلود ابتهال حاج سعید طوسی - در مدح امام رضا(ع)

دانلود ابتهال حاج سعید طوسی

دانلود ابتهال استاد سید کریم موسوی

ابتهال از شیخ هلباوی

ابتهال از استاد خلیل الحصری

ابتهال نصیر الدین طوبار در مدح حضرت زهرا(س)

ابتهال شیخ طوبار -یحلو لدی فی علاک 

ابتهال شیخ طوبار - حنینی

ابتهال شیخ طوبار - الیک خشوعی

ابتهال شیخ طوبار - ایا من هداه 

ابتهال از شیخ طوبار - تسابیحی 

ابتهال شیخ طوبار - جل المنادی

ابتهال شیخ طوبار - تسابیحی 1

ابتهال شیخ طوبار - یامن رضیت لنا

ابتهال شیخ طوبار - یا لیله القدر

ابتهال شیخ طوبار - یا رب عدت الی رحالک

ابتهال شیخ طوبار - و ان ترد المقام

ابتهال شیخ طوبار - نصیر المظلومین

ابتهال شیخ طوبار - یا من ذا الذی بجمالک حلاک

ابتهال شیخ طوبار - یا من حشره کسوة الناس

ابتهال شیخ طوبار- من اجل من

ابتهال شیخ طوبار - مجیب السائلین

ابتهال شیخ طوبار- ربى هو الله

ابتهال شیخ طوبار - یامن

ابتهالشیخ طوبار - سبحانک یا غافر الذنوب

ابتهال شیخ طوبار-حین یهدى الصبح اشراق ثناه

ابتهال شیخ طوبار- حمدا الیک

ابتهال شیخ طوبار -سبحانک اللهم

ابتهال شیخ طوبار - لا اله الا الله

ابتهال شیخ طوبار- الضحى من نوره

ابتهال شیخ طوبار - الحوت والعنکبوت

ابتهال شیخ طوبار - الامر امرک

ابتهال شیخ طوبار-اکرمنا فى المعاش والمعاد

ابتهال شیخ طوبار - اصحاب الفیل

ابتهال شیخ طوبار - اشرق الحق

ابتهال شیخ طوبار- ال طه

ابتهال شیخ طوبار- یا من ملکت قلوبنا

ابتهال شیخ طوبار- یامن رضیت

ابتهال شیخ طوبار - یا مالک الملک

ابتهال شیخ طوبار- یا مالک الاقدار

ابتهال شیخ طوبار- یا اله العالمین

ابتهال شیخ طوبار - هو الله

ابتهال شیخ طوبار - رمضان

ابتهال شیخ طوبار- ابتهال مجیب السائلین

ابتهال شیخ طوبار- حین یهدى الصبح

ابتهال شیخ طوبار-حسبی رضاک

 

 

دانلود تلاوت از قاریان ایرانی

دانلود تلاوت از قاریان ایرانی

 

دانلود تلاوت سوره بقره -قدر از استاد سعید طوسی

دانلود تلاوت سوره حجرات - ق از استاد سعید طوسی

دانلود تلاوت سوره دهر- شمس از استاد سعید طوسی

دانلود سوره قصص از استاد سعید طوسی

دانلود سوره نجم از استاد سعید طوسی

دانلود سوره مزمل از استاد سعید طوسی

دانلود سوره مائده از استاد سعید طوسی

دانلود سوره انعام از استاد سعید طوسی

تلاوت سوره فاطر آیه 8 تا 11،حمد از استاد حامد شاکرانژاد

تلاوت سوره کهف آیه 30تا 38، 107 تا آخر،حمداز استاد حامد شاکر نژاد

تلاوت سوره تحریم آیه 1 تا 5 ، نصر از استاد حامد شکار نژاد

تلاوت سوره تحریم آیه 4 و 5، بلد آیه 1 تا 18 از استاد حامد شاکرنژاد

تلاوت سوره دهر آیه 1 تا 22، حمد، بقره آیه 1 و 2 از استاد حامد شاکرنژاد

تلاوت سوره ذاریات آیه 15 تا 30، نصر از استاد حامد شاکرنژاد

تلاوت سوره یوسف آیه 4 تا 21،شمس آیه1 تا 5 از استاد حامد شاکرنژاد

تلاوت سوره یس آیه 77 تا آخر،شمس،کوثر از استاد حامد شاکرنژاد

تلاوت سوره یوسف آیه 53 تا 83،حاقه 1 تا 12 از استاد حامد شاکرنژاد

تلاوت سوره زمر آیه 73 تا آخر،غافر آیه 1 تا 3، شمس ، علق آیه 1 تا 5 از استاد حامد شاکر نژاد

تلاوت سوره آل عمران آیه 189 تا 195، حمد از استاد حامد شاکرنژاد

تلاوت سوره حجرات.ق.بلد.شمس.ضحي.شرح.علق از استاد حامد شاکر نژاد

تلاوت سوره تین و علف از استاد حامد شاکرنژاد

نغمات و مقامات رايج در قرائت قرآن  (1)

امروزه بر کسي پوشيده نيست که يکي از مهم ترين راه هاي ابلاغ کلام الهي و آشنا ساختن انسان ها به خصوص غير مسلمانان، استفاده از فن قرائت قرآن کريم است. استفاده ي خوب از صدا با انتخاب طبقات صوتي و مقامات مناسب، جابه جايي بين پرده هاي صوتي و انتقال از مقامي به مقام ديگر، با انسجام و استحکام کامل از نظر لحني و هم چنين توأم با رقت قلب، ترس از خدا و حزين خواندن، به طور حتم در فهم بيش تر مفاهيم قرآن به انسان کمک مي کند، دل ها را تحت تأثير قرار مي دهد و قلب ها را نوراني مي سازد ؛ و اين به دست نمي آيد مگر با آشنايي با الحان و مقامات زبان عرب.
مي توان گفت که الحان قرآني، براي متنوع خواندن قرآن کريم، جلوگيري از خستگي مستمعين و خود قاري است. هر قاري بايد نغمات را بشناسد تا بر حسب حال و معنويت خود، هر وقت صلاح ديد، لحن خود را تغيير دهد و به اين صورت درقرائتش تنوعي براي تدبر بيش تر در معاني ايجاد گردد، نه اين که الحان و مقامات قيد و بندي برايش ايجاد کند.     
دانش صداها، الحان، مقامات و دستگاه ها دانشي است مجزا و خود به تنهايي قوانين و قواعد زيادي دارد که قسمت اعظم آن ها اکتسابي هستند و از طريق القا، يعني آموزش مستقيم استاد به شاگرد، آموخته مي شوند.   
تمامي علاقه مندان به « علم الالحان » مي توانند، به راحتي با آن آشنا شوند، زيرا اين دانش فراگير است و به گروه ويژه اي، يعني فقط افرادي که صدايي خوش دارند، تعلق ندارد و چه بسا افرادي که در فهم ظرائف و مسائل دقيق آن مهارت دارند، اما از صداي خوبي هم برخوردار نيستند. اين علم، به صاحبان خود احساس دقيق و لطيفي مي دهد که انسان را از سايرين متمايز مي سازد.          
قاري قرآن به جز تجويد بايد آهنگي بر صوت خويش سوار کند که بهترين و مناسب ترين الحان باشد و با توجه به عربي بودن کلام قرآن، شايسته ترين الحان، الحان عربي است. بايد گفت، قاري خوب کسي است که در عين داشتن تقواي الهي، بتواند دستگاه ها و الحان عرب را در قرائتش به نحو احسن به کار گيرد. اگر نغمات و الحان دراذهان افراد علاقه مند به امر قرائت قرآن رخنه کند، بي گمان بهبود قابل توجهي در کيفيت قرائتشان حاصل خواهد شد.            
در اين پژوهش سعي شده است اطلاعاتي مفيد و لازم براي استفاده ي علاقه مندان به فن قرائت قرآن کريم، اعم از معلمان و دانش آموزان گرامي ارائه شود تا گامي هر چند کوچک در به وجود آمدن شرايط لازم براي اجراي قرائتي صحيح و تأثير گذار داشته باشيم ؛ «و ما توفيقي الا بالله و عليه توکلت و اليه انيب ».

جواز کاربرد الحان درقرائت قرآن کريم

دررواياتي از معصومين آمده است که پيامبر اسلام ( ص ) پس از طلوع فجر، با نغمه ي خاصي قرآن را تلاوت مي فرمودند که زنگوله ناميده مي شد و تأثير عميقي بر روحيه ي مستمع بر جاي مي گذاشت. عده اي نيز آن را حجاز مي دانند. ساير پيامبران بزرگ الهي نيز براي راز و نياز با خداوند، نغمات مخصوصي داشته اند، از جمله نغمه ي راست منسوب به حضرت آدم (ع)؛ گوشه ي حسيني در بيات، منسوب به حضرت ابراهيم و داوود عليهما السلام [ رجب نژاد، 37:1379 ].       
از ائمه ي معصوم، امام کاظم (ع) خوش صداترين مردم در قرائت قرآن بود. آن حضرت به هنگام قرائت بسيار محزون مي شد و مي گريست، به طوري که محاسن مبارکش به اشک آغشته مي شد و شنوندگان نيز به سبب قرائت توأم با حزن آن جناب مي گريستند [ ملاتقي، 59:1381 ]. 
پيامبر عظيم الشأن اسلام (ص) در خصوص چگونگي به کارگيري الحان و نغمات در تلاوت قرآن کريم مي فرمايند:            
قرآن را به صورت عرب بخوانيد و از آهنگ ها و الحان اهل فسق و گناهکاران بپرهيزيد. پس از من اقوامي مي آيند که هنگام خواندن قرآن، صدا را مانند غنا، نوحه خواني و سرود خواندن رهبانان بغلطانند که از حنجره ي آنان تجاوز نمي کند و قلوبشان واژگون است و هم چنين مردمي که رويه ي آنان برايشان شگفت آور و خوشايند باشد [ بيگلري، 283:1372 ].

هدف از يادگيري نغمات و الحان

هدف ما از يادگيري الحان و مقامات، رسيدن به اصل تحزين در قرائت قرآن است، زيرا اين مقامات به عنوان ابزاري مطرح اند که ما مي توانيم به وسيله ي آن ها مفهوم و محتواي آيات را با حس و عرفاني که نسبت به آن ها پيدا مي کنيم، به خوبي انتقال دهيم. مراد از تحزين عبارت است از خواندن باوقار و طمأنينه ي قرآن و به تصوير کشيدن مفهوم و محتواي آيات در حين تلاوت. بنابراين تحزين برايند و نتيجه ي آن حس و عرفاني است که ما نسبت به آيات پيدا مي کنيم و آن حس و شناخت ما را به سوي معبود و محبوب سوق مي دهد [ نرم افزار مائده ].

مفهوم لحن

گاهي هنگام شنيدن تلاوت قرآن، احساس مي کنيم که حالت يا کيفيت صداي قارن در زمان هاي متفاوت به کلي تغيير مي کند. به اين تغيير حالت يا کيفيت صداي قارن « لحن » گفت مي شود [ پيشين ]. اگر قاري بدون استفاده از پل يا مبدل مناسب، از مقامي به مقام ديگر منتقل شود، به اصطلاح دچار « خارج لحن » شده است [ ملاتقي، 97:1381 ].

تعداد الحان معمول در قرائت قرآن

تعداد الحان و نغمات عرب هفت تاست که هريک را مقام مي گويند. مقامات معمول در قرائت قرآن کريم عبارت اند از: بيات، رست، صبا، حجاز، نهاوند، چهارگاه و سه گاه.
هر کدام از اين مقامات گوشه هايي دارد که تعداد اندکي از آن ها درقرائت قرآن کاربرد دارند [ مجموعه نوارهاي آموزشي آشنايي با دستگاه ها و مقامات قرآني ]. استاد عربي القباني تعداد کامل الحان را بدون اشاره به نامشان، 360 نغمه عنوان کرده است [ عربي القباني، 42:1377 ].

محدوده هاي صوتي مقامات

در اجراي مقامات قرآني ما با سه محدوده ي صوتي با تقسيمات مشخص و مرتبط با هم روبه رو هستيم که عبارت اند از: الف) قرار: به پايين ترين سطح صوت در يک مقام، قرار گرفته مي شود. ب) جواب: سطح صوتي متوسط هر مقام را جواب آن مقام مي گوييم. ج) جواب جواب: بالاترين سطح صوت در يک مقام را جواب جواب مي گويند [ نرم افزار مائده ].      
نکته ي قابل توجه اين که تفاوت اين سه محدوده ي صوتي فقط در ارتفاع صوت نيست، بلکه بيش تر از نظر لحني و نوع اجراي آن هاست. لازم به ذکر است، بعضي از قاريان بزرگ جهان در اجراي برخي مقامات، جواب را از نظر ارتفاع صوت، پايين تر از قرار و گاهي جواب جواب را پايين تر از جواب و حتي قرار خوانده اند. محدوده ي صوتي چهارمي نيز به نام « حصار » براي هر مقام ذکر شده که از نظر طبقه ي صوتي بالاتر از جواب جواب است. اين محدوده در قرائت استادان بسيار نادر و کمياب است [ عربي القباني، 47:1377 ].

معرفي مقامات

اينک به شناخت اجمالي هر يک از مقامات هفتگانه ي معمول و مرسوم در قرائت قرآن کريم مي پردازيم:

بيات

درخصوص معناي لغوي اين مقام عده اي معتقدند، واژه اي ترکي و به معناي غم يا غمگين است. عده اي ديگر مي گويند، طايفه و قبيله اي از ترکمن است و عده اي اصل اين کلمه را « به ياد » مي دانند، مانند به ياد خداوند متعال، به ياد پيامبر گرامي اسلام (ص) و به ياد فاطمه ي زهرا (س) [ نرم افزار مائده ].            
اين مقام، اولين مقامي است که عموم قاريان در آغاز تلاوت از آن استفاده مي کنند و در ميان الحان، تنها مقامي است که در سه سطح، بيات شروع ( محدوده ي قرار )، توسط ( محدوده هاي جواب و جواب جواب ) و فرود ( پايان تلاوت ) اجرا مي شود [ پيشين].          
مقام بيات که به ام النغمات يا ام المقامات [ محمدي، 127:1382 ] معروف است، زير شاخه ها و گوشه هايي دارد که عبارت اند از: لامي، صافي، ابراهيمي، کرد، مصري، شور، حسيني، دشتي، نوا، محير، دوکا، رمل، علي و....
[ عربي القباني، 42:1377 ].           
استادان لحن در مورد تأثيرات اين مقام معتقدند، بيات آرامش همراه با غم را به تصوير مي کشد، به آگاه ساختن شنونده گرايش دارد و از روزگاران گذشته صحبت مي کند.
بيات ويژگي چابک و به غايت پر سوز و تأثير گزاري دارد که ضمن ايجاد حزني خاص در شنونده، وي را به تدبر و ادراک و شهود مي رساند [ نرم افزار مائده ]. از ميان قاريان مشهور جهان، استاد مصطفي اسماعيل که به خاطر مهارت و استادي در اجراي نغمات و تجسم عيني مفاهيم عميق قرآن در ذهن شنونده، از ديدگاه اهل فن به عنوان يگانه مقريء قرآن معروف شده، استاد بلامنازع مقام بيات است [ ملائيان، 16:1380 ]
از بهترين محل هاي اجراي بيات، علاوه بر ابتدا و انتهاي تلاوت، آياتي با مضامين دعا، حکايت و پند و اندرز هستند.(1)     
پس از بيات مي توان مقامات صبا، رست، حجاز و نهاوند را اجرا کرد. مي توان بيات را با رست و صبا ترکيب ساخت. اگر بيات در اوج اجرا شود، رفتن به صبا بهتر و اگر در گام پايين صوت اجرا شود، منتقل شدن به مقام رست ارجح است [ ملاتقي، 107:1381 ].
يکي از مهم ترين مشخصات مقام بيات که گسترده ترين مقامات است، در حين اجرا اين است که مستمعين را به تشويق قاري قرآن مجبور مي کند [ پيشين ].
نحوه ي اجراي اين مقام در ميان قاريان مشهور متفاوت است. عده اي هم چون استاد شحات محمد انوار، فقط بيات شروع را در ابتداي تلاوت به کار مي گيرند و سپس وارد مقامات ديگر مي شوند و در ميان يا پايان تلاوت خود، به اجراي ساير محدوده هاي اين مقام مي پردازند. گروه دوم همچون استاد مصطفي اسماعيل، تمامي محدوده هاي بيات را به صورت مبسوط اجرا مي کند و به طور عموم از طريق زير شاخه ي فرود قرائت خود را به پايان مي رساند. گروه سوم همانند استاد عبدالباسط و استاد عبدالعزيز حصان، در هر موقعيتي از تلاوت که اراده کنند، به اين مقام منتقل مي شوند و آن را اجرا مي کنند [ نرم افزار مائده ].          
به طورکلي مي توان گفت، مقام بيات، پايه و پيش درآمد ساير مقامات است و قاري که بتواند نسبت به اين مقام شناخت بيش تر کسب کند و هم چنين در اجرا مسلط تر عمل کند، به طور يقين در مسابقات موفق تر خواهد بود [ مجموعه نوارهاي آموزشي آشنايي با دستگاه ها و الحان قرآني ].

رست

رست ياراست به معناي حقيقت و درستي است. مقام رست در ميان اعراب به « اب النغمات » [نرم افزار مائده ] يا « ملک المقامات » [ملاتقي، 108:1381 ] مشهور است. عده اي از استادان لحن معتقدند، قدمت مقام رست به زمان حضرت آدم (ع) بر مي گردد و اين مقام، اولين ناله ي نخستين انسان دست از همه چيز شسته براي بهشت است و اجراي آن را موجب برانگيخته شدن حس مردانگي، جسارت و حرکت به سوي کشف حقيقت در شنونده مي دانند [ نرم افزار مائده ]. اين مقام زير شاخه هايي دارد که هر يک با کيفيت لحني مخصوص به خود، پيام هاي تأثير گزاري از جمله: آغاز بهار، حقيقت، سرگذشت انسان هاي حقيقت جو، مبارزه و ايجاد تصويري زيبا از حقيقت و درستي در ذهن شنونده ايجاد مي کند [ نرم افزار مائده ]. بهترين زمان براي اجراي اين مقام، سرشب يا نيمه هاي شب است [ عربي القباني، 55:1377 ].
از ميان استادان قرائت، استاد غلوش نسبت به ديگران اجراهاي بهتري در اين مقام داشته است [ ملاتقي، 151:1381 ]. با بررسي تلاوت قاريان مشهور جهان و توصيه ي استادان لحن بهتر است اين مقام را پس از مقامات بيات، نهاوند، سه گاه و چهارگاه ارائه کنيم. اما با توجه به توانمندي اين مقام، قاريان قرآن مي توانند در هر موقعيتي از تلاوت، به راحتي از آن استفاده کنند [ نرم افزار مائده ]. اين مقام را مي توان با مقام بيات، حجاز، نهاوند و سه گاه ترکيب کرد [ ملاتقي، 108:1381 ].

صبا

مجموعه اي از نغمات حزين است که گذشته اي را به تصوير مي کشد که انسان آن را از دست داده و انسان را به خويشتن خويش دعوت مي کند. استادان لحن معتقدند، صبا آتش دل و نواي فراق است که هر شنونده اي را به کنکاش و بررسي گذشته ي خود دعوت مي کند و مي گويند، اگر مقامات را به منزله ي موجودي زنده در نظر بگيريم، صبا صداي وجدان آگاهي است که در عين توبيخ و بررسي جزء به جزء رفتار و اعمال، انقلابي در دل ايجاد مي کند و مسير توبه و بازگشت را هموار مي سازد. لذا هر کس که ميل به بازگشت در وجودش بيش تر باشد. صبا را بهتر، تأثير گزارتر و به جاتر اجرا مي کند [ نرم افزار مائده ].         
روند اجراي اين مقام کاملا لطيف، ملايم و روان است و هرگونه تکلف در اجرايش، تأثير آن را کاهش مي دهد؛ در پرده هاي صوتي بالا، تلاوت آن زيبا و جذاب تر است. از نغمات فرعي آن « رمل » است که از حزن فراواني برخوردار است و در جاهايي به کار مي رود که اوج حزن، جمله را در بر گيرد يا قسمتي از آيه که در حال تلاوت آنيم، تفاوت زيادي با ديگر قسمت هاي آيه داشته باشد [ مجموعه نوارهاي آموزشي آشنايي با دستگاه ها و نغمات قرآني ؛ ملاتقي، 106:1381 ].         
بهتر است که اين مقام را در موضوعاتي همانند: عبرت از حوادث گذشتگان، به تصوير کشيدن عاقبت نيک مؤمنان و سرانجام بد گناهکاران، براي مقايسه و در نهايت عبرت، دعا، توبه و پشيماني، ذکر نعمت ها و نشانه هاي خداوند استفاده کرد [ نرم افزار مائده ]. محدوده هاي صوتي جواب و جواب جواب اين مقام را مي توان در مدها و محل هاي کشش آيات اجرا کرد [ ملاتقي، 106:1381 ]. استادان لحن معتقدند، اين مقام را پس از بيات و حجاز اجرا کنيم بهتر است. صبا داراي زير شاخه هاي « تقطيع » و « عجم » است که قسمت اصلي تقطيع همان « رمل » است که قراء در صبا و سه گاه از آن استفاده مي کنند. بعضي درباره ي زير شاخه ي عجم معتقدند که خود به عنوان مقامي اصلي مطرح است. ولي ما معتقديم، زير شاخه ي عجم غير از آن مقام عجمي است که ميان قاريان بزرگ جهان به چهارگاه معروف است و زير شاخه ي عجم فقط در حد همين زير شاخه در مقام صباست [ نرم افزار مائده ]. صبا را مي توان با مقامات حجاز، نهاوند، سه گاه و چهارگاه، ترکيب کرد [ ملاتقي، 106:1381 ]. در ميان قاريان مشهور جهان، قاري « حنجره طلايي » [ قاسم احمد، 47:1374 ] يعني استاد عبدالباسط، در اجراي مقام صبا به ويژه در زير شاخه ي عجم، مهارت خاصي از خود نشان داده است [ نرم افزار مائده ].

حجاز

در گذشته هاي دور در منطقه اي به نام حجاز در شبه جزيره ي عربستان، صحرانشينان در طي مسافت هاي طولاني، سوار بر شتر مي شد و تحت تأثير نوع راه رفتن اين حيوان، نغمات خاصي را با خود زمزمه مي کردند. با گذشت زمان، بر وسعت اين نغمات افزوده شد و به دليل منحصر به فرد بودن اين نغمات، اعراب نام حجاز را براين نغمات گزاردند. استادان لحن اعتقاد دارند، حجاز يادآور ناله ي برخاسته از غم و هجراني است که حوادث گذشته را به تصوير مي کشد و انسان هاي متأثر از آن را به يکي شدن، چاره انديشي و تفکر فرو مي برد و در اين غم عميق، شور و شعف با احساسات عالي و حزين آميخته مي شود. قاري توانا مي تواند در اجراي اين مقام يکپارچگي، اتحاد و آرزو براي بشر را به تصوير بکشد. حجاز در آياتي با مضامين بشارت و انذار، نعمات خداوند،تذکر و يادآوري، جملات امري و توصيه اي، خلقت جهان هستي و موجودات و نيز فراخوان عمومي قابل اجرااست [ پيشين ].   
حجاز در آغاز با جرياني ملايم و روان همراه است و هر گونه تکلف در اجرا از تأثير گزاري آن مي کاهد. اين مقام گوشه هايي دارد از جمله: کارکرد، کار، دوکا، غطا، زنکران، نوي، اصفهان، کرد، رمل، و منصوري [ عربي القباني، 42:1377 ].
بعضي گوشه ي گالگور را نيز به عنوان زيرشاخه ي حجاز آورده اند [ رجب نژاد، 37:1379]. با بررسي اجراي قرائت قاريان بزرگ جهان و توصيه ي استادان لحن بهتر است اين مقام را پس از مقامات بيات، صبا و سه گاه تلاوت کنيم [ نرم افزار مائده ]. مقام حجاز را مي توان با مقامات رست و صبا ترکيب کرد [ ملاتقي، 108:1381 ].
از ميان قاريان مشهور جهان، « شهيد القراء » [ قاسم احمد، 36:1374 ] يعني استاد محمد صديق منشاوي، در اجراي مقام حجاز مهارت و استادي فوق العاده اي از خود به نمايش گزارده است [ ملاتقي، 151:1381 ].

نهاوند

در مورد خاستگاه اين مقام دو نظر وجود دارد: عده اي معتقدند، در زمان هاي دور در منطقه ي نهاوند ايران، نغماتي در ميان مردم زمزمه مي شد که منحصر به فرد بود و گروهي ديگر، خاستگاه اوليه ي آن را کشور هند مي دانند. اما به هر حال اين مقام از هر کجا که باشد، امروزه رنگ و بوي عربي به خود گرفته است و چون دانه هاي مرواريد، در ميان نغمات قرآني خودنمايي مي کند [ نرم افزار مائده ].
نهاوند از نغمات و مقاماتي است که نه مانند صبا بسيار حزين و نه مانند سه گاه شور آفرين است، بلکه از مقامات معتدل است که به قاري قدرت مانور بيش تري مي دهد [ مجموعه نرم افزارهاي آموزشي آشنايي با دستگاه ها و نغمات قرآني ].
نغمه ي فرعي که در اين مقام وجود دارد، « نيکريت » نام دارد [ رجب نژاد، 1379 :37 ]. بهترين محل اجراي اين مقام، داستان هاي قرآني، و استاد مسلم اين نغمه مرحوم مصطفي اسماعيل است که در اجراي آن از تکنيک « موجي خواني » که از ابزارهاي تنوع لحن به حساب مي آيد، به صورتي زيبا و دل نشين استفاده مي کند [ نرم افزار مائده ].          
استاد عربي القباني معتقد است،راحت ترين کارها، آوردن نهاوند پس از سه گاه است [ عربي القباني، 54:1377 ]. و مي توان نهاوند را با مقامات رست، صبا و سه گاه ترکيب کرد [ ملاتقي، 109:1381 ].

 

نغمات و مقامات رايج در قرائت قرآن  (2)

سه گاه

گروهي زادگاه اين مقام را آذربايجان و اهل آن را از بهترين اجرا کنندگان سه گاه مي دانند، اما به مرور زمان اين مقام درساير سرزمين هاي هم جوار گسترش پيدا کرده و به دليل ويژگي منحصر به فرد لحني خود، در ميان عرب زبانان جايگاه ويژه و مناسبي براي خود کسب کرده و با گذشت زمان، رنگ و بوي عربي به خود گرفته است ؛ به نحوي که هم اکنون يکي از مقامات اصيل و نام آشنا در ميان مقامات و الحان قرآن کريم است.          
استادان لحن، سه گاه را گل سرخ و نگين مقامات و در مباحث زيباشناسي اين مقام را به دليل حلاوت در دل نشيني، برانگيزاننده ي حس محبت، عشق و سوز دل معرفي مي کنند [نرم افزار مائده].   
استاد محمد رفعت که به واسطه ي نبوغ ذاتي اش در خلق الحان و اصوات، بنيانگذار سبک جديد و رايج در تلاوت قرآن کريم [عربي القباني، 102:1377] و ميان قاريان مشهور جهان، به « قيثاره السماء » يعني گيتار آسمان [قاسم احمد، 34:1374] ملقب شده است، در اجراي مقام سه گاه اجراهاي استادانه اي دارد [نرم افزار مائده]. از ديدگاه استادان لحن، اين مقام گونه هاي ديگري نيز دارد، از جمله سه گاه حزام که استاد مصطفي اسماعيل درقرائت سوره هاي لقمان، نازعات و علق آن را با استادي تمام اجرا کرده است [پيشين].           
آن چه از تلاوت قاريان بزرگ و رهنمود استادان لحن به دست مي آيد، آياتي با مضامين عشق، وعده ي الهي، بشارت، مغفرت، صفات مؤمنان، استجابت دعا و پيروزي، بهترين محل هاي اجراي مقام سرور آفرين سه گاه هستند. نکته ي مهمي که لازم به ذکر است اين که، اين مقام با جرياني آرام و پرسوز آغاز مي شود و با انتقال احساسات عالي، توجه شنونده را به خود جلب ميکند [پيشين].            
به طور معمول، قاريان بزرگ اين مقام را پس از حجاز مي خوانند، [مجموعه نرم افزارهاي آموزشي آشنايي با دستگاه ها و نغمات قرآني]. ولي مي توان قبل و بعد از اين مقام، از حجاز و هم چنين چهار گاه استفاده کرد و ترکيب سه گاه با مقامات رست، صبا و نهاوند جايز است [ملاتقي، 110:1381]. اما استادان لحن توصيه کرده اند که اين مقام پس از مقامات رست، حجاز، نهاوند و چهارگاه اجرا شود [نرم افزار مائده].

چهار گاه

اين مقام ترکيبي از نغمات ماهور، چهارگاه و چند مقام فرعي و کوچک ديگر است. نغمه ي ماهور نقش بسيار مهمي در اين مقام ايفا مي کند [پيشين]، چون گوشه هايي از ماهور به چهار گاه ختم مي شود که در تلاوت بسيار زيبا جلوه مي کند [رجب نژاد، 37:1379]. چهارگاه از دو واژه ي چهار و گاه به معناي چهارمين محل توقف يا چهارمين زمان تشکيل شده و عده ي بسياري از استادان لحن معتقدند، به وجود آمدن چهارگاه، با رعد و برق آسمان مرتبط است. به هر حال، اين نغمات از هرجا که برخاسته اند، امروزه در ميان اعراب رنگ و بوي عربي به خود گرفته و به عجم معروف اند. اعراب معتقدند، عجم مقامي است درخشان و پاک که با جوشش و عظمت و هيجان خود، شور و شوق جواني را در انسان ايجاد مي کند و به ارائه ي شبه تحريرها که نقش مهمي در اين مقام دارند، تأکيد مي کنند. مهم ترين محل هاي اجراي اين مقام در آياتي با مفاهيم خدا، بهشت، توبه، معجزات پيامبران، دعا و درخواست و نيز حرکت و مبارزه، مي توان بهره جست و از تأثيرات مهم آن مي توان به ايجاد شور، شوق و هيجان در شنونده اشاره کرد [نرم افزار مائده].      
از ميان قاريان مشهور دنيا، استاد شحات محمد انور که درتلاوت داراي سبک «تأليف بديع » [تهراني، 1374: 70]دارد ، برخلاف بيش تر قاريان حال حاضر که سبک تأليف تقليد دارند، استاد اجراي اين مقام است[ ملاتقي، 1381 :151] . بر اساس توصيه ي استادان لحن و اجراي اکثر قاريان بزرگ دنيا، بهتر آن است که اين مقام را پس از مقامات رست و سه گاه تلاوت کنيم؛ هر چند که مرحوم عبدالباسط پس از مقام حجاز و مرحوم منشاوي پس از بيات و نهاوند وارد اين مقام شده اند[نرم افزار مائده]. ترکيب اين مقام با صبا، جايز است ومي توان آن را با مقامات بيات، رست و سه گاه همراه کرد [ملاتقي، 1381 :111].

 

نکاتي درخصوص قرائت قرآن کريم

در هر قرائت ما با سه کليد اساسي سروکار داريم که عبارت اند از : سطح صدا درشروع تلاوت، ابزار تنوع لحن وآشنايي با محدوده ي مقامات. محدوده ي مقامات در مباحث گذشته بحث شد. اکنون موارد اول و دوم را بررسي مي کنيم.

سطح صدا در شروع تلاوت

صداي هر يک از ما درآغاز تلاوت، تابع يکي از سه سطح پايين تر، برابر و بالاتر از سطح گفتار روزمره است . استادان لحن توصيه مي کنند، بهتر آن است که سطح شروع به تلاوت پايين تر از سطح صدا در گفتار روزمره باشد، مگر در مسابقات که ممکن است قاري به خاطر کمبود وقت و ... سطح برابر و يا بالاتر از سطح گفتار روزمره را انتخاب کند[نرم افزار مائده].

2. ابزار تنوع لحن

بايد گفت که صداي ما در اجراي نغمات و مقامات نيازمند ابزاري است تا تنوع لحني در مقامات ايجاد کند. اين ابزار عبارت اند از: 1. ساده خواني: به صداي ممتدي که قاري دخالتي در تغيير حالت آن نمي کند، کند ؛ ساده خواني مي گويند.
2. موجي خواني: در صورتي محقق مي شود که موجي در صدا ايجاد شود. 3. تحرير خواني: به اجراي شبه تحرير و ايجاد گروه صوتي در صداي ممتد يا موجي تحرير گفته مي شود.           
4. جهش خواني: به جهش يکباره ي صوت به طبقات بالاي صوتي، جهش خواني گفته مي شود. 5. معکوس خواني: به حرکت پايين رونده ي صوت از موقعيت جاري به سوي طبقات پايين صدا، معکوس خواني گفته مي شود. 6. نهفت خواني: به کارگيري بم صدا يا پايين ترين سطح صدا در قسمت هاي متفاوت تلاوت است. بايد گفت، نهفت خواني از کاربردي ترين و مهم ترين ابزار تنوع لحن است که باعث جلب توجه مستمعين، استراحت دستگاه تکلم، افزايش مدت تلاوت و جلوگيري از اوج هاي پي در پي و خسته کننده براي قاري و مستمعين مي شود. [پيشين].

ارتباط صوت با معناي آيه

اگرقاري قرآن به معناي آيات تسلط کافي داشته باشد، مي تواند با متناسب ساختن صوت خود با معاني آيات، به تلاوت زيبا، لطيف و با نفوذ که مورد نظر خود و مستمعين است، دست يابد. براي مثال، آياتي که مشتمل بر امر، تهديد، صفات جلاليه ي خداوند، دستورات ملائک به مجرمين در روز قيامت، سخنان انبياي الهي در برابر امت هاي خويش و.... هستند، بهتر است در پرده هاي صوتي بالا تلاوت شوند و بر عکس، آيات مشتمل بر دعا، تضرع به درگاه خداوند، سخنان کفر آميز مشرکان و شيطان و سخناني که با صداي بلند، گفتن آن ها زياد جالب نيست، مانند «.... ان أنکر الاصوات لصوت الحمير » بهتر آن است که در پرده هاي صوتي پايين يا متوسط قرائت شوند.
بايد گفت، انطباق صوت با معناي آيات، جداي از لذت معنوي که به قاري مي دهد، بر معنويت قرائتش نيز مي افزايد و مفهوم آيه را با نفوذ بيش تري بر مستمع تلقين مي کند. براي مثال، اگر شما بخواهيد شخصي را از راه دور صدا بزنيد، بايد با فرياد وي را بخوانيد و اگر وي را با صداي آهسته بخوانيد، تمسخر آميز و بي اثر خواهد بود. آيات قرآن نيز بايد به گونه اي تلاوت شوند که صوت، منطبق بر معنا باشد [ملاتقي، 76:1381].

روش صحيح تنفس در قرائت

روش درست تنفس در قرائت، استنشاق هوا از بيني است، زيرا بيني هوا را گرم مي کند و به وسيله ي مخاط هاي کناره ي خود آن را تميز، صاف و نرم مي کند. اين سه عمل، در حين قرائت به قاري کمک بسيار مي کند [مجموعه نرم افزارهاي آموزشي آشنايي با دستگاه ها و نغمات قرآني]. بر اوج گرفتن در پرده هاي صوتي بالا، بهتر است که ريه ها را از هواي مرده، خالي کرد و با راندن سينه به جلو، تنفس عميق انجام داد [ملاتقي، 80:1381].
از ميان شيوه هاي تنفس از راه بيني، شيوه ي تنفس شکمي بهترين روش است. در اين نوع تنفس، مرکز تجمع هوا قسمت پايين شش هاست و همين عامل باعث وارد شدن فشار بر پرده ي ديافراگم و راندن آن به ست شکم و باز شدن دنده ها و عضلات بين دنده اي هم جوار با پرده ي ديافراگم مي شود. لذا برآمدن شکم و پهلوها و احساس جدايي مهره هاي ستون فقرات، از نشانه هاي بارز چنين تنفسي است.
اين شيوه ي تنفس ويژگي هايي دارد از جمله: 1. کار حنجره، توليد صوت بدون تحمل فشار ناشي از کنترل خروج هواست؛ 2. کار پرده ي ديافراگم و عضلات بين دنده اي، کنترل خروج هوا و استحکام صوت است ؛ 3. استفاده ي مطلوب از فضاي تشديد سينه اي و دهاني به خاطر رها بودن عضلات قفسه ي سينه، گردن و دهان ؛ 4. به حداقل رسيدن تنش در عضلات [نرم افزار مائده].

انواع قرائات از نظر استفاده از مقامات

1. مبسوط خواني: قاري در اين نوع قرائت، فقط با استفاده از يک مقام، بخش هاي سه گانه ي آن را به طور کامل اجرا مي کند.
2. قرائت محوري: قاري يک مقام را به صورت محور و پايه قرار مي دهد و از مقامات ديگر حول اين محور استفاده مي کند. يعني پس از اجراي مقام اصلي، به مقامي ديگر منتقل مي شود و پس از اجراي آن، دوباره به همان مقام اصلي باز مي گردد. معمولا دو مقام رست و نهاوند به خاطر قابليت مانور و گستردگي، محور اين نوع قرائت قرار مي گيرند.      
3. قرائت متنوع: قاري در آن از مقامات زيادي استفاده مي کند.
4. قرائت ترکيبي: قاري در طول تلاوت خود به ترکيب اجزاي متفاوت يک مقام دست مي زند يا قسمت هايي از يک مقام را با قسمت هاي مقامي ديگر ترکيب مي کند. شرط تلاوت به اين شيوه، تسلط زياد قاري است. قرائت ترکيبي، خود گونه هايي دارد که عبارت اند از: الف) ترکيبي متماثل: ترکيب اجزاي يک مقام با هم، مانند ترکيب قرار با جواب همان مقام.      
ب) ترکيبي متجانس: ترکيب اجزاي نزديک به هم دو مقام، مانند ترکيب اجزاي دو مقام صبا و حجاز. ج) ترکيبي متباعد: ترکيب دو مقام دور از هم با استفاده از يک مبدل يا مقام عبوري، مانند ترکيب صبا و سه گاه با استفاده از نغمه ي فرعي رمل [ملاتقي، 101:1381 ؛ مجموعه نوارهاي آموزشي آشنايي با دستگاه ها و نغمات قرآني].

سبک هاي چهار گانه ي تلاوت قرآن کريم

1. سبک بديع مانند سبک استاد محمد رفعت ؛ 2. سبک تقليد مانند سبک تلاوت استاد ابراهيم شعشاعي ؛ 3. سبک تأليف - تقليد، مانند سبک تلاوت بيش تر قاريان عصر حاضر ؛ 4. سبک تلاوت تأليف بديع مانند سبک استاد شحات محمد انور [تهراني، 1374: 70].

تحرير و انواع آن در قرائت قرآن کريم

يکي از عوامل زيبايي در قرائت قرآن کريم، استفاده از فن تحرير است. تحرير عبارت است از ايجاد گره صوتي در حنجره. به عبارت ديگر، زاده ي هوا و حنجره است.
تحرير از نظر کيفيت بر دو نوع است: الف ) تحرير کامل: به گره کامل صوتي گفته مي شود که اگر اين گره صوتي ناشي از حزن باشد، به آن « بکاء الصوت » و در غير اين صورت تحرير کامل گفته مي شود.ب) شبه تحرير: به گروه ناقص صوتي شبه تحرير گفته مي شود که در آن از لرزش اندام هاي صوتي به گونه اي کاملا ظريف براي افزايش کيفيت شبه تحرير استفاده مي شود بايد گفت، آن چه درقرائت قرآن استفاده مي شود، شبه تحرير است که قاريان آن را تحرير مي نامند [نرم افزار مائده].

جايگاه تحرير در کلمات قرآن کريم

الف ) تحريري روي حروف: از بيست و هشت حرف زبان عربي، هفت حرف تحريرپذيرند، يعني به شرط عدم خلل در صحت و درستي اداي اين حروف، مي توان از فن تحرير بهره جست. ترتيب تحرير پذيري اين حروف از زياد به کم چنين است: ن، م، ي، و، ع، ر. تحرير در حروفي به غير از موارد يادشده، به خاطر ايجاد خلل در مخرج وصفات حروف کاملا غلط است.         
ب) تحرير روي صداها و کشش ها: محل هاي اصلي تحرير در اين گونه شامل: صداهاي کشيده، مدها، کشش هاي خيشومي، اقلاب، ادغام و اخفاست. حرکات کوتاه، تحرير پذير نيستند، زيرا هر نوع تحرير روي صداهاي کوتاه، موجب کشش آن ها مي شود که اين عمل از نظر تجويدي غلط است [پيشين].

تأثير گوش در تلاوت

مقصود از گوش تمرکز آگاهانه در دريافت و تشخيص صوت است. برخي از قاريان، اصوات و تمايز بين آن ها را دقيق تر تشخيص مي دهند. لذا علاوه بر لذتي که از شنيدن صداها مي برند، با دقت و سرعت بيش تر در واکنش هاي صوتي خود دخالت مي کنند. اگر شما قاري عزيز مي خواهيد گوش خوبي داشته باشيد تا به وسيله ي آن بتوانيد جزئيات و تنوعات صوت، حروف و مدات را بهتر تشخيص دهيد، لازم است به سه نکته توجه کنيد:
1. تقليد محض از قاري منتخب: اين کار به منزله ي اولين پله ي نردبان تلاوت است و اثر انکارناپذيري در ساختمان تلاوت خواهد داشت. از اين جهت که دقت در انتخاب مرجع تلاوت، ما را به موفقيت هاي بيش تر مي رساند، بايد در انتخاب مرجع تلاوت، به اين نکات توجه کرد:          
الف ) اگر کيفيت صداي شما گلويي و يا دهاني است، مرجع تلاوت شما نيز بايد صدايش گلويي يا دهاني باشد؛
ب) مرجع تلاوت شما بايد بيش ترين دقت را در اجراي اصول تناسب، ضرب و تکيه داشته باشد؛   
ج) مرجع تلاوت به اصل تجويد در هنگام تلاوت مقيد باشد؛
د) از همه ي طبقات صوتي در هنگام تلاوت استفاده کند؛
و) حس پيام رساني درقالب توجه به معاني آيات، در تلاوت وي جاري و ساري باشد؛
ي ) در شما خلاقيت و خود اتکايي ايجاد کند.         
از بهترين مراجع تلاوت در ميان قاريان معروف جهان مي توان به استاد مصطفي اسماعيل، عبدالفتاح شعشاعي، کامل يوسف، عبدالباسط، محمدصديق منشاوي، محمود علي البناء، شحات محمد انور، محمد عبدالعزيز حصان و محمد احمد شبيب اشاره کرد [پيشين].

2. گوش دادن به تلاوت خود:

گام اول: شما پس از ضبط و شنيدن صداي خود، برخلاف آن چه در مورد صداي خود تصور کرده ايد، با صدايي شل، وارفته، ساختگي، فاقد احساس و انگيزه، صوتي مهمل، خفه و خيشومي و با کم ترين شباهت به صداي خود مواجه مي شويد. علت چنين مواجهه اي اين است که شما علاوه بر تأثير تشديد جمجمه اي، صداي خود را به صورت ذهني مي شنويد. در نتيجه با چنين ويژگي هايي در صداي خود برخورد نمي کنيد. استفاده از ضبط صوت اين امکان را براي شما فراهم مي آورد تا علاوه بر رفع ايرادات و اشتباهات احتمالي، صداي خود را آن چنان که به گوش ديگران مي رسد و نه آن طور که خود مي شنويد، بشنويد و در نهايت ميان صداي مورد تصور خود و صداي ضبط شده سازش برقرار کنيد.          
گام دوم: شنيدن صداي خود در حين تلاوت است که اگر چنين فرصتي را براي خود مهيا نکنيد، تلاوت شما سطحي، معمولي و فاقد تازگي خواهد بود. توجه به عواملي چون ضرب، تکيه در کلمه، تناسب، تحرير، تلفظ صحيح حروف و تمرکز آگاهانه و... دقت شما را افزايش مي هد و از تنش عضلات گردن مي کاهد.
3. بهره مندي از استادان مجرب: در طول بررسي تلاوت خود لازم است قرائت خود را در محضر استادي مجرب عرضه کنيد. زيرا لازم است گوش سومي که بدان اطمينان داريد، شيوه ي عملکرد شما را برايتان بازگو کند و با تذکرات سازنده ي خود، شما را از انحراف از مسير رشد باز دارد [پيشين].

کشف صداي صحيح

براي کشف صداي صحيح، بايد در تلاوت خود به اين نکات توجه کنيم:      
1. آزاد و رها بودن عضلات مؤثر در کيفيت صوت.    
2. تنفس شکمي از طريق بيني و ذخيره نکردن غير متعارف هوا در شش ها.           
3. وارد نکردن فشار بر حنجره به هنگام توليد صوت.         
4. تبديل هوا به صوت در هنگام بازدم ؛ يعني صوت ما هنگام خواندن کلمات نفسي نباشد، به خصوص در ابتداي صوت.
5. افزايش يا کاهش شدت صوت با توجه به معني آيه.        
6. به کارگيري تمامي طبقات صوتي به هنگام تلاوت.          
7. ايجاد طنين مطلوب در صدا از طريق تشديد سينه اي و دهاني.
8. تلفظ صحيح حروف به تنهايي يا در قالب کلمات گوناگون.         
9. رعايت ضرب به منظور تلفظ روان و دل نشين حروف.     
10. توجه و تمرين کافي براي تسلط بر محل هاي تکيه در کلمات و رساندن پيام آيات از طريق تکيه در کلام.     
11. رعايت دقيق تناسب در تلاوت.     
12. توجه به معاني و مطالعه ي تفاسير.        
13. تمرين چگونه شنيدن يا نظارت دقيق و هوشيارانه بر صحت عملکرد در حين قرائت آيات و مشاوره با استادان مجرب.           
14. تناسب لحن با معنا، پيام، و احساس دروني از آيات، لحن شما را تعيين کند [پيشين].

توصيه هاي ضروري

الف ) اگر هنگام قرائت قرآن احساس مي کنيد که حالت چهره ي شما عوض مي شود، يا دهان خود را بيش از حد باز مي کنيد و يا اين که به خود فشار وارد مي کنيد، به طور حتم بدانيد که با صداي صحيح و مطلوب خودتان تلاوت نمي کنيد. بايد دانست، براي انتقال معاني و مفاهيم آيات، نيازي به ايجاد فشار و کشش زايد درعضلات نيست.
ب) بهترين سطوح براي تلاوت، ابتدا قرار و سپس جواب است. پس از اين دو، براي جلوگيري از بيماري حنجره و کاهش عمر تلاوت، اوج هاي منطقي را جايگزين جيغ هاي بدون ضابطه کنيد. از نشانه هاي بارز اوج هاي منطقي مي توان به گرفته نشدن عضلات صورت، گردن، سينه و حنجره اشاره کرد.
ج) به جاي تقليد از صداي مرجع تلاوت خود، از فنون تلاوت وي بهره مند شويد.
د) اگر شما طبقات صوتي خود را با تمرينات کشش صدا و تحرير در حد يکي از طبقات بشناسيد و آماده کنيد، به طور يقين عکس العمل صدايتان دقيق تر و لحن شما زيباتر خواهد بود.     
و) اگر حنجره ي شما به خاطر بيماري هاي گوناگون دچار التهاب يا عارضه اي شده است، تمامي تمرينات را تا بهبودي کامل متوقف کنيد.    
ي ) اگر حنجره ي شما با علائمي چون خستگي، احساس خارش و سوزش در گلو، صاف کردن پي در پي گلو، سرفه، پرش و شکست صوت مواجه شد، به پزشک متخصص مراجعه و اين نکات را نيز رعايت کنيد: استراحت و آرامش خاطر، رژيم غذايي مناسب از جمله پرهيز از غذاهاي چرب، سرخ کرده، سرکه، فلفل، ادويه جات، طعم دهنده ها، ترشي و هر آنچه گلو را تحريک مي کند. در مقابل، سوپ مرغ، ميوه، سبزيجات و ليمو شيرين را به برنامه ي غذايي خود بيفزاييد. مصرف زياد مايعات مانند آب ميوه، چاي و پرهيز از نوشابه هاي گاز دار و آب بسيار سرد و گرم، انجام عمل غرغره با آب نمک در سه زمان صبح، ظهر، شب، مرطوب نگه داشتن هوا و در صورت امکان استنشاق بخار آب و در نهايت مسواک زدن دندان ها و ترميم دندان هاي خراب مي تواند ما را در اجراي قرائتي تأثير گذار و عالي کمک کند [پيشين]

پي نوشت :

1. نرم افزار مائده، 2. پيشين 
منابع   
1. بيگلري، حسن. سرالبيان في علم القرآن. انتشارات سنايي. زنجان. بي جا. 1372.
2. تهراني، ابراهيم ميرزا مهدي. مباني موسيقي قرائت قرآن کريم. نشر زلال. بي جا. چاپ اول. 1374.           
3. رجب نژاد، محمد رضا. نگرشي به مباني فقهي موسيقي. انتشارات عابديني. چاپ اول. تابستان 1379.         
4. عربي القباني، محمد. صوت و لحن در قرآن کريم. ترجمه ي محمد حسين ملک زاده. انتشارات مؤسسه ي فرهنگي - انتشاراتي حضور. قم. چاپ اول. پاييز 1377.
5. قاسم احمد، مريم. نگاهي به زندگاني قاريان مشهور قرآن کريم. انتشارات جهاد دانشگاهي دانشگاه تهران. چاپ 1374.           
6. ملاتقي، عباس. مباني قرائت قرآن کريم. انتشارات دفتر نشر مصطفي. قم. چاپ اول. بهار 1381.      
7. مجموعه نوارهاي آموزشي آشنايي با دستگاه ها و مقامات و الحان قرآني. با صداي جناب آقاي رحيم خاکي. انتشارات معاونت آموزشي جهاد دانشگاهي واحد تهران.
8. محمدي، محمد حسين. گلستان معماهاي قرآني. انتشارات يا رغائب السلام. قم. چاپ اول. 1382. 
9. ملائيان،يحيي، زندگي نامه ي قاريان مشهور جهان. انتشارات روح. قم. چاپ اول. بهار 1380.           
10. نرم افزار المائده ي 2. انتشارات پيغام نور رايانه.

 

شيوه ساختن تواشيح   


 اركان مهم تشكيل دهنده تواشيح عبارتند از:           
 1- كلام (شعر): كه عموما يـــا بر وزن يكي از اوزان عروضي شعر عرب ساخته مي شودو يا خارج از وزن عروضي است كه اغلب از همين نوع است. در اين زمينه استاد حاج عباس حزباوي سهم بسزائي در كتابت اشعارتواشيح دارند كه نه فقط گروه ثقلين بلكه اغلب گروههاي كشور را تغذيه شعري مي كنند .  
 2- لحن: لحن يا همان آهنگ دومين ركن تواشيح است كه خود يك هنر مستقل بشمار مي رود دراين خصوص مسئول گروه به دو شيوه عمل مي كند:

 نخست آهنگسازي است دراين مرحله شعري را بگونه اي آهنگسازي نموده كه متناسب با كلمات و موضوع آن تواشيح باشد دراين صورت تواشيح 100% ابداعي است .

شيوه دوم اقتباس است يعني آهنگ زيبائي از موسيقي اصيل عرب انتخاب مي شود و كلمات در آن جاسازي مي شود ملاك انتخاب زيبائي آهنگ و تناسب آن با كلمات است واين تشخيص به عهده مسئول گروه است كه خود احاطه لازم به مكاتب مختلف موسيقي اصيل عرب را داراست .  بعنوان مثال وقتي استاد ابو العينين شعيشع تواشيح (اقرا باسم ربك يامرسل)را استماع نمود شديدا متاثرگشت و عنوان كرد كه : (من اين آهنگ راقبلا شنيده بودم و آهنگي است كه مرحوم شيخ سيد درويش ساخته است و شايد همه مصريها هم آن را شنيده باشد اما بحدي متاُثر شدم و گريستم كه قبلا چنين احساسي نداشتم واين بجهت زيبائي اداي شماست واز آن مهمتر تبديل كلمات اين لحن به كلماتي ديني ودر مدح حضرت رسول‹ص›).

البته اقتباس خود اصولي دارد وتنظيم و وصل قطعات به يكديگر خود هنري جدا و مستقل است، ما براي آهنگسازان مسلمان وحتي غيرمسلمان اين نوع آهنگها كه مورد اقتباس و استفاده ديني و مذهبي قرار مي گيرند و مي دانيم هيچكدام ازآنهادر قيد حيات نيستند طلب آمرزش و مغفرت مي كنيم و ترديدي نيست كه صدقه جاريه اي براي آنها محسوب مي شود و از ثواب آن بي نصيب نخواهند بود،اميدواريم براي ما نيز چنين باشد.
 3-اداء: ركن سوم يك تواشيح اجراء واداي آن است كه بسيار مهم است هر اندازه كه هماهنگي و تسلط بين اعضاي گروه بيشتر باشد واز صداي هاي رسا وجذابي برخوردار باشند و با احساس بيشتري اجرا نمايند قطعا مؤثرتر و بهتراست و كيفيت مطلوبي خواهد شد و چه بسا آهنگ زيبائي با ادائي بد از بين برود.    
 4-مستمع: ركن چهارم توليد يك تواشيح مستمع است (ياهمان گوش دهنده است كه بنظرمي آيد ازكلمه شنونده دقيق تراست) قطعاً تا شنونده اي براي اين كار نباشد ويا ضرورتي ايجاب نكند كه تواشيح توليد شود هيچگاه بوجود نمي آيد در اين خصوص در جمهوري اسلامي استقبال مردم مسلمان وعلاقه مند، اين پديده را بوجود آورده كه اميدوارم استمرارداشته باشد.         
 

 

تعريف تواشيح

  تواشيح چيست ؟ موشحات چيست ؟ چه تفاوتي با اناشيد ، مدائح، ابتهال، مناجاه، دعا، قوالي،مولودخواني و مداحي دارد؟

تواشيح هنري است ديني كه از تركيب دو هنر شعر و موسيقي تشكيل شده است .

بنابراين دو تعريف مجزا دارد : 1ـ تواشيح از حيث نغمات و موسيقي

2ـ تواشيح از حيث شعر و ادب

قبل از توضيح و تعريف موارد فوق ابتدا با ريشه واژه  تواشيح و موشحات از نظر لغوي و وجه تسميه آنها آشنا مي شويم ، تواشيح جمع كلمه توشيح است يا وشاح و موشحات جمع كلمه (مُوَشح) كه از ريشه (وشح) به معناي آراستن است و به دو بندي كه با نگينهائي از لؤلؤ و جواهرات قيمتي مرصع شده باشد و زنان به جهت زيبايي بر گردن مي بندند اطلاق مي شود و نيز به نوعي شعر از حيث وزن و عروض هم گفته مي شود . تواشيح كلمه اي است عربي و هيچ ريشه اي در زبانهاي ديگر ندارد .

امّا از حيث كاربردي و اصطلاح عام : تواشيح آواز ديني است كه موضوعات آن يا دعائي است و يا در مدح حضرت رسول (ص) و ائمه اطهار (عليهم السلام) ، زبان آن عربي است و اغلب بدون همراهي ساز است ، داراي تكخوان است و گروهي كه با آن همراهي كنند كه به (بطانه) معروفند، مملو از هنرهاي زيباي تنغيمي است و عموماً ريتميك است .

و اما موشح و موشحات : اصولاً به يك مكتب موسيقي مستقل در موسيقي عرب اطلاق مي شود كه در اندلس نشأت گرفته بود و اعم از تواشيح است چرا كه شامل اشعار غير ديني هم مي شود ، پس هرگاه بگوئيم موشحات ممكن است تواشيح باشد و ممكن است نباشد اما با همان قالب لحني و شعري

تعريف موشحات از نظر قالب شعري :

همانگونه كه عنوان شد موشحات يك مكتب موسيقي عربي(*) مستقل است كه با ساير مكاتب موسيقي عرب فرق دارد از جمله تفاوت هاي اساسي آن با ساير مكاتب موسيقي مي توان به بحث زير اشاره نمود :

موشح نوعي طغيان و عدول از شيوه ادائي عام در موسيقي عرب تلقي   مي شود ، به اين جهت كه مكاتب ديگر موسيقي ، همواره موسيقي در خدمت شعر است بدين معني كه شعر استواري خودش را حفظ مي كند و موسيقي بايد خود را با آن وفق دهد ولي در موشحات مسأله عكس است يعني در اينجا شعر است كه بايد خود را با نغمات و الحان وفق دهد به همين دليل اوزان شعري موشحات با ساير اوزان عروض در شعر عرب فرق دارد .

معمولاً در شعر ساير مكاتب موسيقي (مطلع) بيت اول بسيار قوي و جذاب سروده مي شود اما در موشحات آخرين قفل(خرجه) چنين صفتي دارد .

شعر موشح سنتي و متداول قديم از چهار قسمت تقسيم مي شود : 1ـ (معني) بديهي است كه در شعر بايد هدف مشخصي دنبال شود و بگونه اي معني از اول تا آخر اشعار دنبال مي شود .

2ـ (قفل) بيت يا ابياتي از شعر است با قافيه اي مشخص كه معمولاً در ابتداي موشح قرار مي گيرد و بعد از چند بيت با قافيه هاي مختلف ، همراه با قافيه اول تكرار ميشود كه به آن (سمط) نيز مي گويند . سمط كه جمع آن اسماط است ، به معني بند تسبيح يا گردن بند است كه بقيه ابيات را به هم متصل    مي سازد .عموماً موشح حداكثر 7 قفل دارد . هميشه تعداد ابيات كمتر از اقفال است . چرا كه بيت بين دو قفل قرار مي گيرد .

 *از آنجائيكه موسيقي عربي اصولاً همراه با كلام است و كارهائي چون اوپرا و اوپرت و سمفوني... در آن يافت نمي شود و بسيار نادر مي توان موسيقي بدون كلام همچون بشرف و سماعي در آن پيدا نمود پس هرگاه لفظ موسيقي عرب عنوان شد منظور همان موسيقي با كلام است . اگر موشح بيش از 6 قفل و 5 بيت داشته باشد (تام) نام دارد و اگر كمتر باشديا اينكه قفل نداشته باشد (اقرع) ناميده مي شود .معمولاً موشح تام با قفل شروع مي شود و اما موشح اقرع با بيت .

  3ـ بيت: شعري است كه بين دو قفل سروده مي شود و به آن (دور)نيز مي گويند بيت از اجزايي تشكيل مي شود كه به هر كدام غصن مي گويند و جمع آن اغصان است و معمولاً هر بيت سه غصن دارد . تشابه ابيات از نظر وزن و تعداد اجزاء شرط است .

  4ـ خرجه :قفل آخر موشح را خرجه مي گويند . خرجه بايد از حيث معني و لحن در اوج زيبائي باشد و نتيجه نهايي باشد و هيجان را در مستمع بوجود آورد .

نمونه اي از يك موشح (تواشيح):**

               سبحانك ربي سبحانك                          سبحانك ما اعظم شانك

قفل (سمط )                                            ندعوك و نرجوغفرانك

بيت چهار جزئی            ندخل بيتك تستقبلنا                   نفحات الطهر تغسلنا

     فاذا بالنور يقابلنا                   و اذا برحابك يقبلنا

قفل (سمط )                                      و نري في الطاعة برهانك

بيت چهار جزئی                       اتقرب منك بصلواتِ              فعسي ان تُمحِيَ زلاتي

           و تستر بفضلك عوراتي                   و اُقدم خالص دعواتي

قفل (سمط )                                          لتنزل فيضك و حنانك

انواع موشحات از حيث شعري : الف : اشتراك وزن اقفال و ابيات و عدم تشخيص دقيق آنها ب : تفاوت شديد بين وزن اقفال و ابيات و واضح بودن آن براي مستمع ج: مطابق اوزان عروضي معروف و متداول شعر عرب د : عدم وجود وزني مشخص و از هم پاشيدگي كلمات به شكلي غريب كه صحت و سقم آن ناپيداست كه با شيوه آهنگسازي جبران مي شود . ه ـ عليرغم عدم رعايت دقيق اعراب ( كشيدن حركات كوتاه بيش از حد لازم ، يا ساكن كردن متحرك و حركت دادن ساكن ) معنا را مي رساند و براي مستمع مفهوم است گرچه در اين نوع ممكن است (وشّاح) بر كلمه اي بي معني مكث كند يا آنرا بكشد تا براي وي به منزله عصايي باشد كه به آن تكيه كند .

تعريف لحني موشحات :

همانگونه كه اشاره شد موشحات دو تعريف دارد ، يكي از حيث قالب شعري (گذشت) و ديگري از حيث نغمات و لحن . و اينكه عموماً موشحات ريتميك هستند و به عبارتي با وزن (ضرب) همراه هستند كه ويژه آنها ادا مي شوند و اغلب از اوزان 8/10 سماعي ثقيل ،4/4 (وحده كبيره) ، 4/2 (وحده صغيره) ، 4/8 (مصمودي) ، 8/7 (دور هندي ) و (نوخت) ،4/3 (والس) ، 8/6 (دارج) . در موشحات استفاده مي شود .

يك موشح سنتي عربي از چهار ركن اصلي تقسيم مي شود : 1ـ (بدنيه اول) *كه عبارت است از يك ملودي ثابت و محوري با يكي از مقامهاي عربي كه توسط كر ادا مي شود . 2

ـ (بدنيه دوم) تكرار همان ملودي با كلمات و اشعار جديد .

  3ـ (خانه) يك يا چند ملودي جديد است كه از حيث مقام و احياناً ريتم با ملودي اول فرق دارد معمولاً با پردة صوتي بالا ادا مي شود و اصولاً بين تك خوان و كر رد و بدل شده و احياناً به تغيير مقام (مدلاسيون) پرداخته مي شود .

  (قفله) شيوه برگشت از مقامهاي متنوع به مقام اصلي (بدنيه اول) با ظرافت و زيبائي فائق و به پايان بردن موشح ، ناگفته نماند آنچه عنوان شد بناي اصولي يك موشح است و ممكن است انواع ديگري نيز يافت شود از جمله اينكه فقط يك بدينه باشد و يك خانه و يك قفله و نيز ممكن است سه بدينه باشد و يك قفله .

*بدنيه يا ملودي محوري يك تواشيح ، نامهاي ديگري از قبيل مذهب و تسليم نيز دارد كه كم و بيش مصطلح مي باشند.

تعريف موشح از نظر ابن خلدون

امّا متأخران اندلس پس از آنكه شعر در سرزمين آنها فزوني يافت و مقاصد و فنون آن تهذيب شد و به منتهاي آرايش رسيد فني از آن ابداع كردند كه آن را به نام موشح خواندند و آن قطعه شعري است كه به سمطها و غصن ها تقسيم مي شود و مجموعة اين اسماط و اغصان را بيت گويند و هر موشح حداكثر هفت بيت است و اينكه موشح در اغراض مختلف چون غزل و مدح بكار مي رود .

 تعريف موشح از نظر سناء الملك ابوالقاسم هبه الله بن القاضي الرشيد بن سناء الملك متوفي 608 ه .ق در مقدمه كتاب مشهورش (دارالطراز في عمل الموشحات) در مورد وصف تواشيح مي گويد : « اين هنر معيار فهم و درك و ميزان هوش و عصاره عقول است كه بسيار طرب انگيز است و... تا آنجائيكه مي گويد فهميدن موشح تزكيه عقل و تعديل فهم است و اهمال آن ضايع كردن سليقه ها و عقب نگاه داشتن ذهن است و اضافه مي كند كه اين هنر سخني است منظوم كه بر وزن خاصي سروده مي شود .

» نكته : به شاعر و مؤدي تواشيح «وشاح»گفته مي شود .  

ضرورت تواشيح

ضرورت بر حسب نياز بشر توليد مي شود و مراتب ضرورت متفاوت است و قابل درجه بندي است ، همانگونه كه نيازهاي جسمي و فيزيكي از قبيل خوراك و خواب و ... براي ادامه حيات بشر ضروري است ، نيازهائي ديگر نيز وجود دارد كه اهميت آنها نه تنها كمتر از نيازهاي مادي نيست بلكه از آنها بالاتر است ، نيازهايي كه برطرف نمودن آنها در تعالي روح و جلاي دل و شكوفائي استعدادها و تعديل روان مؤثر است .اين نيازها ، نيازهاي روحي و روان بشر است و شك و ترديدي نيست كه يكي از اين نيازها صداهاي موزون و منظم است كه انسان ابتدا بواسطه حس شنوايي خود آنها را دريافت مي كند و در تنظيم و تعديل رفتارش مؤثرند ، در مورد اين اصوات موزون و منظم كه نامهايي چون نغمه ها ، ترنم ها ، موسيقي و... در مجموع هنر به خود گرفته اند ، صحبتهايي از بزرگان و دانشمندان وارد شده است كه ذيلاً اشاره مي شود :

افلاطون : هنر موسيقي از نظر مذهب و نيازمنديهاي كشور لازم است ، موسيقي بايد مانند يك دژ دولتي باشد .

افلاطون : « نغمه و موسيقي ، تأثير فوق العاده اي در روح انسان دارد و اگر درست به كار رود مي تواند زيبائي را در رؤياي روح جايگزين كند .»

واگنر : « آنجا كه سخن باز مي ماند ، موسيقي آغاز مي گردد .»

افلاطون : « موسيقي براي حيات بشر ضروري است ، موسيقي قوه تدقيق ، هوش ، حس ، مشاهده ، استنباط و بالاخره عواطف روحي بشر را مي افزايد ، شما ثقيلترين روح را در اختيار من بگذاريد . من قادرم كه به نيروي موسيقي ثقل و كدورت عارضي را از روان او زدوده ، شخصي هوشمند و سلحشور به شما تحويل دهم .

نيكلاويچ سروف : موسيقي به خودي خود پر دامنه ترين هنرهاي زيبا بوده و همه طبيعت را شامل مي شود و اگر تنها هنرش بناميم از ارزش آن كاسته ايم.

لرد بابرون : در همه چيز موسيقي است براي كسانيكه گوش شنوا دارند .

بتهوون : موسيقي حالت درك و كشفي است كه از هر دانش و فلسفه اي برتر است . كسي كه با اعماق معاني موسيقي راه يابد از بند تمام بدبختي هائي كه مردمان را به دنبال خود مي كشاند ، آزاد خواهد بود . موسيقي كشوري استكه روح در آن حركت مي كند در اينجا هر چيز گلهاي زيبا مي دهد و هيچ علفهاي هرزه اي در آن نمي رويد ، اما كمتر هستند اشخاصي كه بفهمند در هر قطعه از موسيقي چه شوري نهفته است .

افلاطون : هنر موسيقي عبارت است از كوششي براي ايجاد يك عالم ايده آل در برابر عالم واقعي .

با توجه به عبارتها و جملات كوتاه فوق كه توسط فلاسفه و دانشمندان و موسيقيدانان بزرگ عنوان شده است تا اندازه اي مي توان به اهميت موضوع و ضرورت موسيقي و نغمات پي برد . اين تأثير كلي موسيقي و نياز بشر به آن قابل انكار نيست ولي مسائل ديگري وجود دارد كه نبايد آنها را ناديده گرفت و آن اينكه موسيقي به نسبت فرهنگ هر جامعه شكل مي گيرد و به صورت نسبي در نقاط مختلف جهان متفاوت است .

در غرب موسيقي بدون كلام همچون سمفوني هاي بزرگ رايج است و بستر فهم و درك و استنباط در بين مردم فراهم است و به خودي خود هم موسيقي توانايي لازم در حمل پيامهاي مختلف را داراست و هم سطح گيرايي شنوندگان در حدي است كه دريافت لازم را دارا هستند اما در مشرق زمين موسيقي همراه با كلام است و در واقع زاييده شعر است . چرا كه در اشعاروزن موسيقي وجود دارد و كاملاً در هم آميخته شده اند ، وقتي كلمه موسيقي مطرح مي شود ممكن است سطحي نگري شود و بعضي گمان كنند كه منظور سازهاي موسيقي است در صورتيكه منظور از موسيقي و خصوصاً در موضوعي كه حامل غرض اين مقاله است ، صرف نغمات است كه بر كلام تركيب مي شود ما در كشوري زندگي مي كنيم كه به اعتقادات ديني و مذهبي خود شديداً پايبنديم و در ارائه هنرهاي مختلف نيز تعهد خاصي داريم ، موسيقي نيز در ميان ما موسيقي متعهد است و اصل موسيقي هم همين است ، چرا كه موسيقي و نغمات زيبا صدق محض است و اخلاص و پاكي و اگر ابتذالي مشاهده شود ابتذال موسيقي نيست بلكه فسق و فساد در اشخاص است نه در موسيقي .

در اين خصوص «اسكاروايلد» مي گويد : « اگر در موسيقي زشتي يافت شود به جهت وجود افراد فاسد است و اگر سودمندي يافت شود به جهت وجود باسوادان بي مايه است و اگر صرفاً زيبائي باشد بواسطه وجود اشخاص برگزيده است»

موسيقي در متون مذهبي و ديني ما هرچه دقيق تر و زيباتر باشد زيبايي را در آن مضاعف مي كند و گامي خواهد بود به سوي مدرنيزه كردن و گسترده نمودن دامنه انتشار آنها و رساندن به اسماع فراتر از مرزها خواهد بود .

صحبت ما در مورد تواشيح است كه مبتني بر موسيقي و نغمات موزون است و عنصر مهم تشكيل دهنده آن .

ذيلاً به نكاتي چند پيرامون ضرورت تواشيح اشاره مي شود:

همانگونه كه مطرح گرديد نياز به استماع موسيقي و نغمات زيبا براي سلامت و تعديل روان ضروري است و اگر با كلمات مذهبي ومقدس همانگونه كه در تواشيح وجود دارد همراه باشد قطعاً مطلوب تر است .

با توجه به غني بودن تواشيح از حيث نغمات و موسيقي و ريتميك بودن
آن مي تواند جايگزين خيلي از موسيقي هاي مبتذل و حرام باشد و انتشار آن و اهتمام ورزيدن به آن عقلاً و منطقاً بهتر از انتشار و اهتمام به موسيقي پاپ و كنسرتهاي پوچ بوده واين يك نگرش عقلي و منطقي ودر عين حال مذهبي است .

با عنايت به اينكه نوع ملودي هاي مورد استفاده در تواشيح منهاي ريتم شباهت زيادي به نغمات قرآني دارد اذهان عمومي را نسبت به نغمات قرآني آشناتر و آماده تر مي سازد و زمينه اي خواهد بود براي تلذذ در استماع قرائتهاي قاريان معروف .

تواشيح به علت اينكه كار گروهي است و الحان زيبائي دارد و از تلاوت قرآن به مراتب آسانتر است شك و ترديدي در جذب جوانان به سوي آن وجود ندارد و عملاً مشاهده مي شود كه چه حجم وسيعي از جوانان در گوشه و كنار كشور به تشكيل گروه تواشيح مبادرت ورزيدند و مي تواند دافع بسيار قوي باشد براي جذب جوانان به سمت مسجد و نماز و جلسات قرائت قرآن چرا كه تواشيح مولود همين جلسات قرآني است و شكي نيست قدرت جذب تواشيح براي نوجوانان و جوانان از خيلي از عوامل تبليغي از جمله سخنرانيها و ...بيشتر است .

ارتباط تواشيح با قرآن بسيار تنگاتنگ است و عموماً اعضاي يك گروه تواشيح جوانان مذهبي ، مسجدي و اهل جلسات قرآن مي باشند و اين هنر زيبا مي تواند زنگ تفريحي براي جلسات قرآن و محافل مذهبي و جشنهاي ميلاد باشد و در عين حالي كه از جايگاه رفيع و با ارزش برخوردار است    مي تواند بعنوان نقل و شيريني مجلس مذهبي محسوب گردد ، البته اين در صورتي است كه متن تواشيح عربي باشد و اگر نباشد ارتباطي با قرآن و جلسات قرآن نخواهد داشت .

هم اكنون تواشيح در سراسر بلاد اسلامي رواج وسيعي دارد و از جايگاه و احترام ويژه اي برخوردار است و پديده اي زيبا و مذهبي به شمار مي رود با نيم نگاهي به بازار نوار فروشي هاي كشورهاي مسلمان و خصوصاً (سوريه) روشن مي شود كه وجود صدها نوع نوار تواشيح و وجود دهها گروه برجسته تواشيح، دال بر ميزان استقبال مردم است كه كاملاً مشخص است . آيا ضرورتي احساس نمي شود كه كشور جمهوري اسلامي ايران كه به عنوان ام القري كشورهاي اسلامي و سنبل تعظيم شعائر الهي شناخته شده است و در همه جوانب مذهبي پيشتاز است . در ترويج و تقويت اين پديده (تواشيح) نيز پيشتازتر از كشورهاي ديگر باشد ؟

در اين برهه حساس از زمان كه شديداً جوانان ما مورد هجوم سخت فرهنگي قرار گرفته اند و  تواشيح تا اندازه قابل ملاحظه اي توانسته است خيلي از جوانان ما را مشغول نمايد و آنها را از ورود به مجالس موسيقي مبتذل (بر حسب نياز روحي) منع نمايد ، آيا بايد تواشيح را تقويت نمود يا تضعيف ؟ و ضرورت تواشيح را در چه حد دانست ؟

8 ـ آشنا ساختن مردم با كلمات و واژه هاي مذهبي و دعائي به وسيله تواشيح عمل بسيار مطلوبي است چرا كه متن تواشيح متشكل از كلمات قرآني و دعائي است وقتي گروه مي خواند :

اقرا باسم ربك الذي خلق                              لم يخلق الانسان الامن علق

يا اينكه بخواند :

ادعوك ربي و طبيبي يا...

به جهت زيبايي در هنر موسيقي آن و هماهنگي اصوات، كلمات نيز در اذهان جا باز مي كند و محبوبتر مي شود ، البته اين گفته بدين معنا نيست كه حتماً بايد ارزش متون تواشيح را به زعم بعضي افراد چنان پائين بياوريم و چنان كلمات ساده اي را به كار گيريم كه حتماً به سطح عموم مردم برسد بلكه بايد تدابيري اتخاذ كرد كه سطح عموم را براي فهم اين واژه ها بالاتر ببريم و بايد به گونه اي از عوام زدگي احتراز نمود چرا كه سدي خواهد شد براي پيشرفت و ترقي .

9 ـ نمي دانم ترويج و تقويت زبان عربي در بين جامعه مسلمان ما به جهت مأنوستر شدن با متن قرآن و ادعيه و احاديث و تسهيل در تقريب وارتباط با جوامع مسلمانان ديگر چقدر اهميت دارد و بديهي است كه تواشيح از عوامل مهم تقويت زبان عربي به شمار مي رود كه اگر اين موضوع اهميت دارد قطعاً بر ضرورت وجود تواشيح مي افزايد .

10 ـ از آنجائيكه تواشيح كاري است گروهي و عده اي از جوانان را جمع مي كند اولاً روحيه همكاري و همياري را در جوانان قوي مي سازد و ثانياً ارتباط مذهبي و فرهنگي علاقمندان و گروههاي تواشيح سراسركشور را در استانهاي مختلف مضاعف مي سازد كه در همفكري و همگون بودن وتوحيد اعتقادات مؤثر است .

11 ـ حديث شريف « اني تاركٌ فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي » كه از حضرت پيامبر اكرم (ص) نقل شده است به عدم افتراق قرآن از عترت و خاندان پيامبر (ص) اشاره مي كند و آنها را دو وزنه و مكمل يكديگر معرفي مي كند در واقع اهتمام ورزيدن به قرآن ( ثقل اكبر ) بدون در نظر گرفتن عترت و بيان سيرت آنان و گرامي داشتن مواليد آن معصومين عليهم السلام ، ناقص است و عكس آن نيز صادق . بنابراين يكي از موارد مهم پردازش به ثقل كبير (عترت) در قالب گرامي داشتن مواليد ايشان و بيان اهدافشان و معرفي آنان و نيز بيان مظلوميتهاي معصومين عليهم السلام و نشر فرهنگ اهل بيت (ع) همين تواشيح است .

12 ـ براي زنده نگاه داشتن مفاهيم ديني خود و جاودانه نمودن آنها و نيز براي غني ساختن هنر اسلامي خود ضروري است كه تواشيح به اوج قدرت خود برسد .

13 ـ تواشيح مي تواند يك نكته مثبت و قابل توجهي باشد در ميراث فرهنگي مشترك بين ملل اسلامي و از مقدمات تمدن اسلامي شامل و فراگير به شمار رود.

بله ـ اين هنر زيبا و اين فن بديع نسلاً بعد نسل به دست ما رسيد و كاملاً در خدمت دين و مدح پيامبر گرامي اسلام (ص) و ائمه اطهار در آمد و با الحان و آهنگهاي دلنشين قرائت شد ، در كشور ما بعد از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي اين هنر به اوج خود رسيد و حالتي حرفه اي به خود گرفت و اكنون گروههاي تواشيح همچون قاريان موفق و صاحبنام كشورمان در سطح جهان اسلام مطرحند و گام به گام در رديف گروههاي ممتاز بلاد مختلف اسلامي قدم برمي دارند و توجه شايان و اعجاب ملتهاي مسلمان به كار گروههاي ايراني كاملاً محسوس است . اميد مي رود در جهت تقويت هرچه بيشتر اين  هنر گامهاي مثبتي برداشته شود .